 |
. |
ايسلام اؤلکه لري نين مودئرنلشمه يولونداکي ان بؤيوک پروبلئملري بودور کي، تاريخلريندن اونلارا مورال وئره جک و چاغداش گؤرونه جک هئچ بير بير شئي يوخدور. ايسلام اؤلکه لري نين تاريخي قان، غدارليق و ايستيبداد اوزرينده قورولموشدور. بو تاريخله ساواشا باشلايانلارين عاقيبتي اوچ يولدان عيبارتدير: ۱. اؤلکه دن فرار ائديرلر. ۲. حبس ائديليرلر. ۳. اعدام اولورلار.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
نام قديمي و تركي محوطه و مجتمعي كه در زبان فارسي “تخت سليمان” ناميده مي شود، “سوغورلوSuğurlu ” بوده و به معني محلي كه داراي سوغور (نوعي خرگوش) فراوان است و يا زميني كه قابليت جذب آب را دارد مي باشد. اين مجتمع در دره “ساروقSaruq “، احاطه شده با كوههاي “آلاداغAladağ ” واقع شده است. چشمه جوشان آن “بوركوBürkü ” و شهرك صنعتي وكاخ ايلخاني آن “آباقاAbaqa ” نام دارد.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
قاراقان (خرقان) نام منطقه اي از آزربايجان جنوبي است كه امروزه بين استانهاي قزوين، همدان و مركزي تقسيم گرديده است. در ايران و آزربايجان جنوبي اماكن جغرافيائي متعدد ديگري با نامهائي مشابه و نزديك وجود دارند. نام منطقه قاراقان، كلمه اي تركي به معني محل و سرزميني بزرگ مي باشد. برخي از ديگر نامهاي قاراقان (بويژه آنها كه به شكل قره غان و قره قان اند) برگرفته از كلمه تركي “قاراقان” به معني اقاقي و گل ابريشم، و يا مكان و امكنه بزرگ و بخشي از آنها (كه به شكل خرقان اند) به معني نهر، بخش كوچكي از اين نامها نيز منسوب به امرا و واليان دولتهاي تركي در تاريخ كه در آن مناطق رحل اقامت گزيده و يا بر آنها حكومت كرده و داراي نام قاراخان بوده اند مي باشد. در اينگونه نامها قاراخان به معني خداي خدايان و برگرفته شده از ميتولوژي تركي است. در نظام دولتي دول تركي نيز، قاراخان به معني حاكم مردمي، حاكمي از توده مردم و غيرمنتسب به طبقه اعيان و اشراف است كه به حكومت مي رسد.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
نام شهر آزربايجاني سونقور، مانند بسياري از شهرها و روستاها و رودها و كوهها در مناطق آزربايجاني و غيرآزربايجاني استانهاي كردستان و كرمانشاهان، كلمه اي تركي است. سونقور در زبان تركي به معني نوعي مرغ شكاري (شاهين و عقاب) كه مرغ شكاري و سمبل سلاطين و شاهان ترك بوده مي باشد. نام اين شهر آزربايجاني از اسم يكي از اميران دوره امپراتوري تركي سلجوقي برگرفته شده است.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
باروق نام شهري در شهرستان قوشاچاي (نك. قوشاچاي-مياندوآب) و همچنين اسم دهها مركز جمعيتي ديگر در آزربايجان است. اين نام كه زبان تركي به معني كاشانه و ماوا است، همريشه با اسامي جغرافيائي ديگري مانند بارو-باري، باريجيق، بارين-بارون، باريش-بارينج، بارينجاق-برنجه-برنجك، بارينما، باريج-باروج-باروژ و …. كه همه در ارتباط با خانه و مسكن و ماوا و سرپناه اند مي باشد. در بعضي از نامهاي جغرافي كلمه “باروق” به معني دره و پرتگاه بين تپه هاي نوك تيز و مرتفع و يا سرزمين حاصلخيز و آبگير و روستاهائي كه در اينگونه مكانها واقع شده اند، بكار رفته است. |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
تا آنجا که توانسته ام متوجه شوم ،معنی (( ملت ايران )) در ذهن و فکر شما و هم انديشانتان چيزی نزديک به اين است : مردمی بزرگ با پيشينه قديمی ( البته هفتاد ميليونی ) ، با زبانی مشخص و واحد ( فارسی ) و فرهنگی غنی ( ايرانی ) که دارای تاريخ بسيار کهن ( دو هزاروپانصد ساله ) و درخشان و نيز سرزمينی ديرين ( ايران ) می باشد . و در منصفانه ترين تعريف تان ، ملتی که دارای اقوام کوچکی همچون آذری ها ، کردها ، خوزستانی ها ، ترکمن ها ، گيلکی ها و غيره نيز می باشد که ، آنها را در طول تاريخ و در دامن پر مهر خود پرورده است ، و لطف و مرحمت مادرانه خود را در اين دوهزارو پانصد سال گذشته ، خصوصا اين صد سال اخير ،هيچگاه و هيچگاه از آنها دريغ نداشته است . بسيار خوب ، بد نيست کمی هم در مورد تعريف ملت از منظر علوم اجتماعی و سياسی تعمق کنيم و اين تعمق را پيچيده ننمائيم . عنصر مشترک تمام تعاريفی که در مورد واژه ملت وجود دارد ، اين است که : ملت يک گروه بزرگ انسانی است که ، عامل پيوند آن يک زبان و فرهنگ و آگاهی مشترک هست و از ديگر ويژگيهای آن ، سکونت در يک قلمرو جغرافيايی نيز می باشد .
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
عصريميزده فرقلي هئرمئنوتيک آناليزلري ايله اورتايا چيخميش شخصيتلردن بيري آذربايجانلي محمد موجتهيد شبيستريدير. بيز بو يازيدا اونون آديني سادجه شبيستري اولاراق يازاجاغيق. ۱۹۲۶-ايني ايلده آذربايجانين شبيستر شهرينده دونيايا گلن شبيستري بئش ياشيندا ايکن عاييله سي تبريزه کؤچور. تبريزده ايلکين تحصيليني بيتيرن شبيستري ديني تحصيلاتيني قومدا آلير. ۳۳ ياشيندا آلمانييايا گئدير |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
آهسته آهسته اقدام به برخي مصاحبه ها و مغالطه ها! ميپردازند. از سرکردگان احزاب دايناسوري عهد حجري تا نمايندگان گروهکهاي تروريستي سابق و دموکرات فعلي! از روزنامه نگاران دوزاري تا مقاله نويسان مزدبگير! از خودباختگان ناآگاه تا شعاردهندگان پوشالي٫ همه و همه در تلاشند تا سونامي برخاسته از سوي ملتهاي تحت ستم را به نفع خود تعبير٫ اگر شد تحريف و اگر مجالش يافتند مصادره نمايند!
به هر حال٫ پيروزي در زمينه مبارزات ملي يک روزه و دو شبه به دست نميايند. همين که پس از دهها سال٫ بالاخره عده اي سرشناس از جبهه دشمن٫ به وجود غير فارسهاي تحت ظلم و ستم در خانه و کاشانه و سرزمين خود٫ و نيز به قدرت عظيم آنها اعتراف غير مستقيم کنند٫ خود پيروزي بزرگي است. |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
۱۳۰۲ شمسي٫ آذر آيينين ۲-سي (۱۹۲۳-اينجي ايلين نوامبر آيينين ۲۴-او) آذربايجانين شبيستر شهرينده دوغولان محمد تقي کيريشچي اؤز ياشامين آذربايجانا آداميشدير.
۱۳۷۷ شمسي٫ دي آيينين ۱۲-سينده (۱۹۹۹-اينجي ايلين ژانويه آيينين ۲-سي) اؤز دوغما شهري٫ شبيستر-ده شوبهه لي اولاراق حياتين ايتيريب. بو گؤرگملي ضيالينين آذربايجان مدنيتينه گتيرديگي يئنيليکلر و تمل ايشلملر اونوتولمازديلار. باي بک قالاسينا يوروش و ميللي قورولتايين حياتا گلمه سي بو ضيالينين اؤنريلريندن اولوبدور.
باي بک پروفسور کيريشچي-نين دوغوم گؤنون قوتلاياراق٫ اونون ايتيريلمه سي اؤچون ميللتيميزه تسليت دئيير. |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
سوالی که در ذهن بنده و شاید صدها فعال دیگر حرکت ملی آذربایجان پدید آمده این است که چرا تشکیلات های گاموح و گایپ که ضرورت وجودی پرچم و یا سمبل ملی را پیشتر و بیشتر از سایر گروها درک نموده اند حتی با مشاهده روند دمکراتیک و مثبت سمبل پیشنهادی همچنان بر گفته و پرچم خود اصرار دارند؟ آیا مگر آنها خود را خارج از چارت حرکت ملی آذربایجان تعریف می کنند؟ آیا رهبران این دو گروه با پیوستن منطقی به مسئله نمی توانند چهره دمکراتیک تری از خود نشان دهند؟ و چرا جناب چنگیز گوی تورک با سابقه ای که در حرکت ملی داشته و بر ضرورت مسئله اشراف کامل دارند تنها به خاطر بعضی رقابت های فردی گروه “آمات” را در ما قبل موج واقع گرا قرار می دهند؟ |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
- بیزیم موسیقیمیزین دورومو و نیته لیگی (کئیفیتی) حاققینداسدؤیله شمه دن اؤنجه بئله بیر سورو سورالیم: موسیقی ندیر؟
- چوخ چتین بیر سورودور. بو حاقدا افلاطوندان توتموش گونوموزه قدر بیر چوخ دوشونجه آدامی گؤروش بیلدیرمیشلر. اؤرنه یین افلاطون “بیر میللتین موسیقیسی دَییشه جک اولسا، اونون آنایاساسی دا دَییشر”- دئییر. افلاطونون بو دئدیگینی بیز یاخین تاریخیمیزده گؤردوک. آذربایجان جومهورییتینده موسیقی دَییشدیگی اوچون اونون آنایاساسی دَییشدی. بورادا |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
آرتيراق کي اگر بو مقاله اينگيليسجه يه چئوريليرسه، فرانسه، آلمان و بئله اؤنملي ديللره چئويريلمه سي اوچون پروقرامدان يارديم آلماغ اولاجاقدير.
باي بک بو واسيطه ايله باشدا جناب رسولوغلو اولماقلا، توم آذربايجانين تاريخي و جوغرافي ماراخلارينا اؤزن گؤسترن سويداشلارا تشکور دئير و اينانير کي بو مقاله کيمي ده يرلي و علمي سندلرين اولوسلاراراسي هؤرگوتلره گؤندريلمه سي، آذربايجاندا فارس شووونيستلري نين الي ايله ياپيلان تخريبلره سون قويماغ اولاجاقدير. |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
نام شهر ساوا (ساوه) آزربايجان، منتسب به پادشاه اسطوره اي توران زمين كه از او در ادبيات فارسي بنام “ساوه شاه” ياد شده ميباشد. فرم اوليه اين نام، “سابا” است. اين نام به معني جنگجو (بن مصدر سابا.ماق، ساوا.ماق)، مدافع (از بن مصدري ساب.ماق، ساو.ماق به علاوه پسوند “-ا”) و يا مژده (از بن “ساو-ساب” به معني خبر به علاوه پسوند “-ا”) است. “ساوا” (ساوه)، مانند “آوا” (نك. آبا-آوه) و يكي از شهرهاي آزربايجاني است كه بي هيچ ترديدي نام آن منتسب به تركان باستان بوده و وجه تسميه تركي آن به صراحت در متون تاريخي قيد شده است.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
“قوشاچاي” تركيبي كاملا تركي به معني دورود، و مركب از صفت “قوشا” به معني دو، دوگانه، و اسم “چاي” به معني رودخانه است و اشاره به قرار داشتن اين شهر در ميان دو رودخانه “تاتائو” (سيمينهرود) و “جيغاتي” (زرينهرود) دارد. |
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
نام شهر و بندر آستاراي آزربايجان، كلمه اي تركي مركب از صفت “آست” به معني پست به علاوه كلمه “آرا” به معني مكان است. “آست آرا” و يا “آستارا” تركيبي كاملا تركي بوده و بدون هيچ تفسير و تغييري، به معني “محل پست” است. آستارا به سبب آنكه در جلگه اي پست قرار دارد به اين نام خوانده شده است.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
تاريم كلمه اي تركي به معني محل التقا رودهاي فراوان و پرآب و زمين حاصلخيز حاصله است. منطقه تاريم آزربايجان به سبب مصب رودهاي فراوان پرآب بودن، پرآبي و مناسب بودن آن براي كشت بدين نام تركي خوانده شده است. در متون تاريخي دوره اسلامي تركي بودن اين نام ذكر و به ريشه شناسي تركي آن اشارات متعددي شده است.
|
پایلاش
|
آردی...|
پرینت
 |
. |
بدون شک حل معضل پرچم آذربایجان جنوبی با دخالت و گفتگوی گروههای مختلف گامی اساسی در از بین بردن اختلافات خواهد بود. تاکنون برخی از گروهها و تشکلها ضمن بیان موضع رسمی حمایت خود از سمبل پیشنهادی را اعلام کرده اند. افراد و گروههایی که تاکنون هیچ نگفته و تنها نظاره گر مباحث بوده اند بهتر است با اعلام نظر موافق یا مخالف خود در حل معضل مؤثر باشند. هیچ کس و هیچ گروهی حق تحمیل هیچ چیزی از جمله بایراق به ملت آذربایجان را ندارد. فعالین ملی مستقل در اطلاعیه خود در رابطه با سمبل به نکات مهمی اشاره کرده اند. آنها گفته اند که اگر پرچمهای متفاوتی در میان نبودند و تبلیغ نمی شدند لزومی برای بحثهای پرچم و انتخاب آن در این برهه نبود. آنها همچنین گفته اند که ارایه طرحهای جدید |