- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
تنظیم کنندگان اطلاعیه سمبل حرکت ملی چه چیزی را با چه ابزاری می خواهند تحمیل می کنند؟ - اوغوز ارگین
بای بک، آذربايجان | آراگؤن, ۱۳-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۱۶:۲۴ [آ.خ] | یازی و قوشوق
![]() |
. | طبیعی است که دولت فارس با تمام قوا در مقابل آن ایستاده و از این به بعد هم خواهد ایستاد. دولت فعلی و حاکم جمهوری آذربایجان هم به دلیل مصالح خود و هر دلیل دیگری (موضوع بحث ما نیست) با اندیشه آذربایجان واحد مخالفت می کند. آیا مخالفت دشمنان سبب انصراف فعالین حرکت ملی از آرمانها خواهد بود؟ البته که نخواهد بود.
و نکته ی مهم دیگر که از آن غافل نباشیم. کارکرد اصلی و گسترده سمبل حرکت ملی در خارج از مرزهای آذربایجان جنوبی می باشد. مطمئن باشیم که فعالین حرکت ملی در داخل با توجه به تجربه صدها خطر جورواجور و بعضاً ناگزیر و ضمن رعایت ملاحظات در طول زمان چرایی کاربرد سمبل و و چگونگی استفاده از آن را تشخیص خواهند داد. با این حال دغدغه شما در این مورد قابل درک و تحسین است. |
تنظیم کنندگان اطلاعیه سمبل حرکت ملی چه چیزی را با چه ابزاری می خواهند تحمیل می کنند؟ نقدی بر نوشته “چرا اساسي ترين و ساده ترين اصل را ناديده ميگيريم؟ پيشنهاد يا تحميل سمبل؟”
موضوع نماد یا سمبل حرکت ملی همراه با خود برخی از موضوعات و مسایل را طرح می کند که در جای خود ارزشمند هستند. در روزهای اخیر برخی از نوشته های مخالف و موافق در اطراف سمبل پیشنهادی یکجا تکثیر و در میان فعالان حرکت دست به دست می گردد. برخیها در تعجب هستند که برخیها چرا چنین و چنان می نویسند! اصولاً تضارب اندیشه ها خوب است!
قبل از اینکه به نقد نوشته “چرا اساسي ترين و ساده ترين اصل را ناديده ميگيريم؟ پيشنهاد يا تحميل سمبل؟”* آقای تبریزلی بای بک بپردازم، بالشخصه از احساس مسولیت عمیق ایشان تشکر می کنم. علیرغم وجود نکات ارزنده در نوشته مورد اشاره به مواردی می پردازم. به ناچار بعضی از جملات و عباراتی را که در نوشته پیشین ذکر کرده ام ، تکرار خواهم کرد که در اینجا از خوانندگان محترم پوزش می طلبم. همچنین ذکر این نکته را هم لازم می دانم. به دلیل انتساب طرح ارایه شده در اطلاعیه فعالان مستقل به تشکیلات ب.ا.ب پیشنهاد آن را گامی در راستای پیشرفت و تکامل اندیشه آذربایجان واحد دانسته لذا حمایت از آن را به عنوان فردی که وحدت آذربایجان شمالی و جنوبی را آرزو دارم، وظیفه ملی خود می دانم. این طرح همواره تأکید حرکت ملی آذربایجان جنوبی بر اندیشه اتحاد با آذربایجان شمالی را منعکس خواهد کرد.
آقای تبریزلی بای بک ! در نوشته ذکر شده پس از اشاره به موارد مثبت در اطلاعیه فعالین مستقل سعی کرده اید تا (… مشکلات واقعي و قابل لمس در مقابل سمبل پيشنهادي) را ذکر کنید. علیرغم اینکه در سطوری : ” اين سمبل را عده اي از فعالان حرکت ملي آذربايجان جنوبي و از داخل آذربايجان به عنوان پيشنهاد معرفي کرده اند. اين افراد با مطالعه دقيق در خصوص تاريخ آذربايجان٫ تاريخ حرکات ملي در برهه هاي مختلف و با در نظر گرفتن اصول سياست بين المللي…” می نویسید، از طرف دیگر به طرح مشکلات پیش روی سمبل می پردازید که طرح برخی از اینها با توجه به سطور ذکر شده نمی توانند درست باشند. می نویسید: “سمبل پيشنهادي بدون دارا بودن پشتوانه سياسي٫ تنها به پشتوانه نيمه شفاف معنوي استوار است”. اگر تنظیم و منتشر کنندگان اطلاعیه سمبل یا نماد حرکت ملی آذربایجان جنوبی “با مطالعه دقیق در خصوص تاریخ آذربایجان، تاریخ حرکات ملی در برهه های مختلف و با در نظر گرفتن اصول سیاست بین المللی” (آنگونه که شما نوشته اید) به این مهم اقدام کرده اند، بنا براین عقل و استدلال ما حکم می کند که آنها نمی توانستند در خصوص طرح پیشنهادی که شاید یکی از حساس ترین بخشهاست، بی تفاوت و سهل انگار باشند.
طرح پیشنهادی نماد حرکت بنا به قراین موجود به نوعی به تشکیلات آذربایجان واحد و ائلچی بئی منتسب است. از سالهای قبل هم آنگونه که در بین فعالین حرکت منتشر بوده این طرح را با این انتسابات می شناخته و گهگاهی هم مورد استفاده قرار می دادند. به نظر شما مرحوم ائلچی بئی شخصیتی سیاسی نبوده است. این نظر شخصی شما بوده و می تواند محترم باشد. آیا چون نظر شخصی شما چنین است، می تواند در واقع هم درست باشد؟ البته که چنین نیست. شما و همه می توانند از دیدگاههای مختلف فکری، سیاسی و … شخصیتها را مورد بررسی قرار داده و با ارائه مستندات خویش به نقد و چالش بپردازند. اینکه ما نظر و تحلیل شخصی و خصوصی داشته باشیم و سعی کنیم تا افکار و نظرات خود را بر این اساس تعمیم و به دیگران القا کنیم درست نخواهد بود.
شما صحیح نوشته اید: ” مرحوم ابوالفضل ائلچي بئي که امروزه در حرکت ملي آذربايجان جنوبي بيش از آذربايجان شمالي مورد ستايش قرار گرفته است به عنوان پدر معنوي آذربايجان متحد شناخته ميشود…” آیا همین موضوع نمی تواند زمینه نزدیکی فعالین و سازمانها را به همدیگر فراهم کند؟ آیا اعتقاد اکثر فعالین حرکت به اندیشه آذربایجان واحد نمی تواند پشتوانه ای سیاسی و ایدئولوژیک برای طرح پیشنهادی برای سمبل باشد؟ شما می گویید که “سمبل پیشنهادی تنها به پشتوانه نیمه شفاف معنوی استوار است.” شما و همه ما بیایید در کنار هم طرحی را برای سمبل ارایه بدهیم که در مقایسه با طرح پیشنهادی تنها یک دهم از آن پشتوانه را داشته باشد. آیا به انجام آن قادر هستیم؟ نوشته جدید شما را با عنوان: ” بير گون يوخيدي، ائله بو گونده يوخدور !” خواندم. از سکوت و عدم احساس مسولیت افراد و سازمانها گله مندی کرده اید و راست هم گفته اید. سازمانهایی را که نام برده اید وضعشان بر همگان مشخص است. آیا ما سازمانی درست و حسابی داریم؟ برخی از این سازمانها حتا یک سایت اینترنتی هم ندارند. گاهی ماهها در سکوتند. اعضایشان از انگشتان یک دست هم کمتر است. در مراوده و ارتباط با دیگر سازمانها اصول اولیه و بدیهی را رعایت نکرده و اغلب با همدیگر مشکل دارند. اغلب ارتباطات شخصی در بطن این سازمانها حتی از اصول و قواعد پذیرفته شده آنها ارجحیت دارد!
در همین نوشته از سایتهای اینترنتی هم یاد کرده اید. یک سایت اینترنتی که تنها به انعکاس نظرات مخالف می پردازد و در برابر دید همگان از انعکاس نظرات موافق خودداری می کند. سایتی که تکذیبیه ای سراسر فحش و ناسزا را منعکس می کند ولی اصل مطلب را کتمان می کند، و از اصول اولیه بیان و طرز رعایت آن آگاهی ندارد و یا اگر آگاهی دارد به عمد آن را رعایت نمی کند، اصولاً صلاحیت علمی و نظری و اخلاقی برای اظهار نظر درباره سمبل ملی را هم ندارد. پرده پوشی بر این مدعا خیانت به دمکراسی و پیروان آن نیست.
به موضوع بر گردیم… طرحی را که می خواهیم ارایه دهیم آیا می خواهیم با اعلام رأی و نظر سازمانها و شخصیتهای فعال در خارج از مرزهای آذربایجان جنوبی پشتوانه سیاسی و معنوی لازم را برای آن کسب و تهیه کنیم؟! چرا که فعالین داخل آذربایجان جنوبی به دلایل محدودیتهای سیاسی نمی توانند به طور آشکارا نظر خود را اعلام کنند. خود شما از طرفی از عدم احساس مسولیت و داغون بودن و نبودن آنها (همچنانکه از تیتر نوشته تان ” بير گون يوخيدي، ائله بو گونده يوخدور !”** مشهود است) سخن می گویید و از طرف دیگر از آنها می خواهید تا با اعلام نظر در مورد سمبل یا نماد پیشنهادی به وجهی دمکراتیک و مشروع برسیم. البته که این درخواست باید همچنان باشد و همه ما باید از همگان بخواهیم که با احساس مسولیت بیشتر اعلام نظر کنند. با نظر به داغون بودن سازمانهای ما ، می خواهم به موردی اساسی اشاره کنم. آنچه که برخی از نویسندگان و از جمله شما ،متأسفانه به آن واقف نبوده و یا نسبت به آن کمتر اعتنا می کنید موضوع اکثریت خاموشی است که بدون داشتن حداقل ابزار لازم برای اظهار نظر ، در درون مرزهای آذربایجان جنوبی و در بطن سهمگین حرکت حضور دارند، و اغلب به آن تأکید و توجهی نمی شود. این اکثریت نه به سازمان و گروه اسم دار و خاصی وابستگی دارند و نه درگیر بسیاری از تنشهای میان سازمانها هستند. بی پرده بگویم که این اکثریت خاموش از تنشها و درگیریهای بین سازمانها به ستوه آمده و حتی از این لحاظ احساس ناامیدی می کنند! تا این تاریخ تنها چند نفر از فعالین شناخته شده به اعلام نظر خود در رابطه با سمبل پیشنهادی پرداخته اند. نوع برخوردها را بنگرید. نویسنده ای به جای آنکه مخالفت خود را به شکلی علمی و مستند ارایه کند، به شکلی عامیانه مبارزه طلبی کرده و به طرف مقابل خود به دفعات اهانت می کند! چنین برخوردهای کوچه و بازاری جز آن که دلسوزان حرکت را افسرده می کند، حاصل دیگری ندارد! …
متأسفانه اکثر آنهایی که در بیرون از مرزهای آذربایجان جنوبی هستند به این ویژگی عمده یعنی نظر اکثریت خاموش اعتنا ندارند. شاید بتوانیم این را نوعی گسستگی بنامیم. این تفاوت حتا در حیطه مباحث نظری و علمی هم کاملاً مشهود است. در حالیکه در میان اکثریت فعالین آذربایجان جنوبی مسایل مربوط به اصطلاحات ملت، آذربایجان جنوبی و ارتباط آن با آذربایجان شمالی و مفهوم آذربایجان واحد به لحاظ تئوریک و علمی و همچنین عملی در سالهای قبل بارها بررسی شده و نتایج مشخص و قابل قبولی نیز حصول شده است، با این وضع هنوز برخی از فعالین خارج در پیچ و خم این مباحث گیر کرده اند!
می پرسید: ” چرا براي انتخاب سمبل پيشنهادي مطالعه کافي صورت نگرفته است؟” و می نویسید که در اطلاعیه موصوف اشاره ای به سمبلهای حرکت ملی آذربایجان که از قبل ارایه شده اند، نشده است. وظیفه اصلی تنظیم کنندگان اطلاعیه بررسی مشکل و پیشنهادی برای حل آن بوده است. فرض را بر آن بگذاریم که آنها به چنین بررسی دست زده اند. آیا لزومی به ارایه آن در اطلاعیه مذکور بود؟ هدف اصلی آنها ارایه مقاله یا کار پژوهشی در رابطه با سمبلهای حرکت ملی نبوده است.
سوال اساسی در اینجا این است؟ می خواهیم کدام طرح را چگونه انتخاب کنیم؟
چند روز پیش با یکی از دوستان در مورد سمبل حرکت ملی صحبت می کردیم. صحبت بر سر طرح پیشنهادی بود و اینکه تاکنون طرحهای گوناگونی ارایه شده است. در این میان ایشان بدون تعارف و شوخی و با ژستی حق به جانب می گفت که قبلاً در این مورد فکر کرده و ۴ طرح آماده برای پیشنهاد کردن دارد و از بنده هم می خواست که به دلیل عدم دسترسی او به اینترنت بنده این طرحها را منتشر کنم!!!! ببینید موضوع پرچم در سالهای اخیر آن قدر لوث شده است که هر کسی در هر موقعیتی به راحتی این اجازه ، اختیار و صلاحیت را برای خود قایل می شود که به ارایه و پیشنهاد طرح بپردازد. گذشته از دهها طرح الوان که در سالهای گذشته ارایه شده اند در روزهای اخیر هم چندین طرح به اینها افزوده شده است. اگر ارایه طرحهای مختلف از طرف افراد و گروههای مختلف عجیب و غیر معقول است، عجیبتر و غیر معقول تر از آن این است که همان ارایه دهندگان طرحها از افراد و گروههای دیگر می خواهند که به منظور اتحاد طرح مزبور را قبول کنند! ورق جالبی از کتاب حرکت ملی رقم می خورد! همچنان که در نامه جناب آقای بؤیوک رسول اوغلو آمده بود یکی از ایشان خواسته بود که به جای رنگ سیاه ستاره و ماه ،رنگ آبی پیشنهاد شود. یک نفر در یکی از سایتهای اینترنتی نقشی از قلعه بابک را در در زمینه رنگ آبی حک کرده و آن را به عنوان سمبل حرکت ملی پیشنهاد داده است. چند نفر هم رنگ زرد را به جای رنگ سفید در پرچم جمهوری آذربایجان پیشنهاد داده اند. حالا تکلیف چیست؟ درد ما این است که آن کسی که ستاره و ماه آبی رنگ را پیشنهاد داده است، صرفاً آن را درست می داند و بس! او چنین می پندارد که اگر اکثریت این طرح را قبول کنند آن وقت این مسئله حل خواهد شد! طرف دیگری هم در عین حال همینطور فکر می کند. یعنی هر کسی در هر موقعیتی خود را محق و صاحب صلاحیت می داند و حتی از این که دیگران طرح پیشنهادی ایشان را قبول نمی کنند از آن رنجور است و ادعا می کند که این مردم اهمیت اتحاد و معنای طرح او را نمی فهمند!
بیایید از خود بپرسیم. فعالین تنظیم کننده اطلاعیه سمبل ملی در رابطه با طرح کدام گزینه ها را می توانستند مد نظر داشته باشند؟
اگر یک طرح جدید را پیشنهاد می کردند آن وقت چه می شد؟ آیا به دلیل محتوای تقریباً صحیح اطلاعیه همه آن را قبول می کردند؟ با شناختی که از محیط حرکت ملی داریم، اکثریت قبول نمی کردند. چون آفت منم منم این حرکت را از نفس انداخته است. باز برخیها میگفتند که فلان طرح خوب است و … آیا برخیها نمی گفتند که شما چه کسانی هستید که برای این حرکت سمبل انتخاب می کنید؟ آیا بر سر رنگها و شکل و شمایل و معنای آنها نظرات متفاوتی از سوی دیگران ارایه نمی شد؟ آیا نمی گفتند که این طرح مشابه فلان طرح فلان گروه و سازمان است که قبل از این ارایه شده است و منم منم ها شروع نمی شد؟ تعداد این سوالات می تواند زیاد باشد…
اگر فعالین مذکور ۲ یا ۳ طرح برای سمبل پیشنهاد می دادند چه پیش می آمد؟ نظرات و آرای موافق و مخالف به چه شکلی و شیوه ای جمع آوری و تفسیر می شد؟ آیا نظرات در بین طرحهای گوناگون پراکنده نمی شدند؟ آیا با تأکید هر کسی بر رآی خود اختلافها زیاد نمی شد؟
فعالین تنظیم کننده اطلاعیه اگر هیچ طرحی را پیشنهاد نمی دادند چه وضعیتی پیش می آمد؟ نگاهی هم به این وضعیت هم داشته باشیم. آیا سردرگمی ایجاد نمی شد؟ در آن صورت باید فراخوانی برای حل مشکل ارایه میشد.
انتخاب و پبشنهاد طرحی که به تشکیلات باب منسوب است، از بروز بسیاری موارد منفی و منم منم ها جلو گیری خواهد کرد. تشکیلات باب در کنار مخالفین و منتقدانی که دارد ، موافقان قابل توجهی دارد. از طرف دیگر تشکیلات باب به عنوان یک سازمان اکنون فعال نیست و این موضوع هم مانع رقابتها و مسابقات! در میان سازمانها خواهد بود. با این وضع پیشنهاد طرح منسوب به باب کاری سنجیده و درست می تواند باشد.
صحبت از تحمیل سمبل پیشنهادی می کنید! عباراتی از این قبیل جز القای مواضع منفی و تحریک دیگران برای مخالفت مفهوم دیگری ندارد! پیشنهاد دهنگان سمبل با چه ابزاری و چه چیزی را می خواهند تحمیل می کنند؟ آیا فعالان تنظیم کننده اطلاعیه دهها سایت اینترنتی و کانال تلویزیونی و رادیویی برای تبلیغ مواضعشان دارند؟ شما فرض کنید که ابزارهایی دارند و می خواهند طرح پیشنهادی را تحمیل!! کنند. آیا این طرح را تنظیم کنندگان اطلاعیه ابداع و اختراع کرده اند و از تحمیل!! آن منفعتی تشکیلاتی خواهند برد؟ آیا با انتساب طرح پیشنهادی به باب آنها می توانند در جایگاه فعالین مستقل از آن بهره برداری تشکیلاتی کنند؟ … با القائات منفی و شک اندازیها امکان نزدیکی حتی دو ۲ نفر هم ممکن نیست! تنظیم کنندگان اطلاعیه نظر خود را منطقاً مطرح کرده اند. برخیها ممکن است آن را درست و قابل اعتنا تشخیص داده و با آن موافق باشند و برخیها هم ممکن است با محتوای آن مخالف باشند. آنهایی که مخالفت می کنند باید موضع و موقعی بهتر شناسایی و به همگان ارایه دهند تا محک بخورد.
آقای بای بک! می گویید “معمولاً هر طرحي که به عنوان پيشنهاد معرفي ميشود بايد داراي نرمش خاصي باشد. يعني بشود روي آن اصلاحاتي انجام داد” ، حالا بنده از شما خواهشی دارم شما به عنوان کسی که یک سایت اینترنتی در اختیار و قلمی پرکار در دست دارید زحمت کشیده و روی این طرح اصلاحاتی انجام دهید تا اکثریت آن را قبول کنند. بنده هم به عنوان یک فعال که محتوای اطلاعیه و هم چنین طرح سمبل پیشنهادی را می پسندم از جمله کسانی خواهم بود که به طرح مورد قبول اکثریت خواهم پیوست. از کجا معلوم که انجام تغییرات بر روی طرح پیشنهادی سبب نارضایتی و مخالفت گروههای دیگری نخواهد شد؟ انجام تغییراتی بر روی طرح زمینه اتحاد را ایجاد خواهد کرد؟ آیا برای این تضمینی هست؟! البته که نیست. فرض کنید که بنا به اظهارات شما در اطلاعیه سمبل ملی مواردی هم بر امکان و احتمال اصلاح طرح پیشنهادی گنجانده می شد. انجام این اصلاحات و چگونگی آن در صلاحیت چه کسی یا چه کسانی است؟ آیا هر کسی یک پیشنهاد خاص برای اصلاح ارایه نمی کرد؟ آنهایی که رنگهای مختلفی برای ستاره و ماه طرح ارایه می دهند، مهمترین اصلی که به آن توجه نمی کنند و از آن غافل هستند درجه مشروعیتشان در نزد اکثریت است. هر کس و هر سازمانی که طرحی ارایه می دهد باید در درون حرکت به میزان قابل توجهی مقبولیت و مشروعیت داشته باشد تا انتظار مقبولیت طرح ارایه شده اش از طرف اکثریت را داشته باشد. به این دلیل و با توجه به نبودن نقطه ثقل در حرکت ملی طرحهای گوناگون و الوان ارایه شده به طور طبیعی هیچکدام مقبولیت عمومی پیدا نخواهند کرد.
چه چیزی اطلاعیه فعالان مستقل حرکت در رابطه با سمبل ملی را این قدر با اهمیت ساخته است؟
علاوه بر علمی و مستدل بودن محتوای اطلاعیه مذکور و رعایت صداقت و احترام و برقراری گفتگوی نسبی با طیفهای مختلف به نظر می رسد آنچه که جدی بودن آن را مضاعف کرده است موضوع طرح پیشنهادی سمبل است.
تا دیروز هیاهو بر سر این بود که رنگ سیاه چنین و چنان است و امکان قرار گرفتن آن در سمبل ملی نیست. احتمالاً وجود رنگ سیاه در پرچمهای افغانستان و مصر برای برخیها قانع کننده نبود ولی رنگ سیاه پرچم آلمان! خیلیها را قانع کرده است! چند وقت پیش آنهایی که رنگ زرد را به جای رنگ سیاه ستاره و ماه طرح برای اولین بار پیشنهاد دادند صرفاً دلیل آنها این بود که رنگ سیاه در پرچم خوب نیست و وقتی می خواهیم آن را بالا ببریم با غرور نخواهد بود. پس از گذشت چند روز که دغدغه و شبهه وجود رنگ سیاه در سمبلها و پرچمها با ارایه مستندات منتفی شده است حالا شبهات جدیدی طرح می شود.
سوال و جواب پایینی را عیناً از نوشته شما نقل می کنم:
“سوال: چرا در ارائه سمبل هيچگونه آينده نگري عقلاني منظور نشده است؟
جواب: چون اين سمبل در حالت فعليش سر منشا اختلافات فراواني است. بين طرفداران و منتقدان مرحوم ائلچي بئي نفاق فکني شده است. يعني يک مشکلي که وجود خارجي نداشت در حرکت ملي ايجاد شده است. سمبل به خاطر ايجاد و انتشار در زمانهاي قبل و در يک کشور شناخته شده بين المللي و از سوي افراد غير مسئول در حرکت ملي آذربايجان جنوبي ميتواند مشکل آفرين باشد. حرکت ملي آذربايجان جنوبي بايد استقلال عمل خود و عدم وابستگي به کشورهاي شناخته شده را حفظ کند. ميدانيم که رژيم شوونيست فارس احترامي به قوانين بين المللي نميگذارد٫ ولي ما بايد دقت کنيم که حداقل استقلال حرکت ملي خود را لکه دار نکرده و فعالان دستگير شده را به عنوان جاسوس و وابسته خارجي بالاي چوبه دار نفرستيم. ب.ا.ب يکي از تشکلاتي است که حتي در جمهوري آذربايجان (آذربايجان شمالي) مورد حمله واقع شده است. اين حملات نه به خاطر مليگرائي آن٫ که به خاطر اقدامات معنوي و سياسي آن در راه اتحاد دو بخش جدا افتاده آذربايجان ميباشد. حاکميت شمال و اشغالگران جنوب از اين اصل غافل نيستند و در هر لحظه اي از آن براي دستگيري٫ شکنجه و حتي اعدام فعالاين ملي آذربايجان استفاده ميکنند”.
خیلی عجیب است! منشأ اختلافات بین طرفداران و منتقدان مرحوم ائلچی بئی طرح ارایه شده است؟!! یعنی این اختلافات قبلاً وجود خارجی نداشته و با پبشنهاد طرح سمبل ایجاد شده است؟! اختلاف بین طرفداران و منتقدان مرحوم ائلچی بئی نه از طرح سمبل که از تفاوت دو نگرش، دو جهان بینی و دو سیستم فکری متفاوت ناشی میشود. این اختلافات بین دو گروه از سالیان قبل وجود داشته و خواهد داشت. سخن آن قدر واضح است که نیازی به بسط آن نمی بینم. با این اشاره طبیعی خواهد بود که به غیر از کسانی که از پرچمهای پیشنهادی خود در سالهای قبل دفاع کرده و در مقابل سمبل پیشنهادی مخالفت خواهند کرد، گروهی (عمدتاً دارندگان اندیشه چپ و مارکسیستی) هم به سبب داشتن تضاد فکری با اندیشه های مرحوم ائلچی بئی با سمبل مخالف خواهند بود. این موضوع را هم اشاره کنم که در سالهای اخیر در آذربایجان جنوبی بسیاری از افراد و گروههای منتسب به جریان چپ و تفکر مارکسیستی با درک درست شرایط جهانی و منطقه ای در کنار نیروهای ملی برای آزادی آذربایجان مبارزه می کنند با این وضع ممکن است برخیها هنوز هم در اندیشه های قبلی خود مانده باشند که این هم در جای خود باید محترم شمرده شود. محبوبیت شخصیت ائلچی بی در نزد بسیاری از فعالان حرکت ملی در تثبیت سمبل پیشنهادی موثر خواهد بود. هیچ کس ، هیچ سازمان و هیچ اندیشه ای نمی تواند همه را گرد یک “پدیده” گرد هم آورد. از این رو سمبل پیشنهادی به طور طبیعی مخالفانی خواهد داشت. آیا اکثریت فعالین سمبل پیشنهادی را قبول و از آن حمایت خواهند کرد؟ پاسخ به این سوال نیازمند گذشت زمان خواهد بود.
آنچه که در رابطه با سمبل و ارتباط آن با تشکیلات (ب.ا.ب) مهم می باشد آن است که این طرح در کتابی که مربوط به تاریخ آذربایجان است منتشر شده و شخص مرحوم ابوالفضل ائلچی بئی از چاپ آن در کتاب و همچنین از توضیحات مربوط به آن که در کتاب آمده است کاملاً اطلاع داشته است. ایشان پس از مطالعه کتاب و ارایه برخی نظرات در رابطه با محتوای کتاب حتی در رابطه با طرح سوالاتی را عنوان کرده و با گفتن اینکه “این هم فکری است” موافقت خود را اظهار کرده است. همچنانکه در نوشته پیشین هم یاد آور شدم اگر مرحوم ائلچی بئی با طرح مذکور مخالفت داشتند چاپ آن در کتاب “چکیده تاریخ آذربایجان” امکان نداشت. مسئله پرچم یکی از مسایل مهم و اساسی است و ائلچی بی نمی توانستند ضمن داشتن نظر مخالف با چاپ آن موافقت کنند. حالا این کتابی که در رابطه با تاریخ آذربایجان است، چه فرقی می کند که در کجای دنیا چاپ شده است؟ فرضاً کتاب مذکور در استانبول یا هر جای دیگری چاپ شده باشد. آیا این موضوع حرکت ملی و فعالین آن را دچار خطرات کرده و آنها را به کشورهای خارجی وابسته نشان خواهد داد؟!
صحبت از خطر کرده اید؟ رک و بی پرده و با جسارت تمام می گویم؟ اکثریت قریب به اتفاق فعالان محترم در رابطه با مسئله آذربایجان جنوبی اوضاع ، شرایط و حال و هوای واقعی فضای حاکم بر حرکت ملی را درست درک نمی کنند. از درک واقعی آن به شکلی که واقعاً هست عاجزند. یک فردی که از بیرون نظاره گر حرکت ملی ست باید در متن حرکت ملی باشد تا آن را با تمام لایه ها و مسایلش درک کند. با این اشارات به هیچ وجه نمی خواهم به هموطنان خود در خارج از مرزهای آذربایجان جنوبی اسائه ادب کنم. آنها علیرغم دوری از وطن و اقوام خود که برای خود سختیهایی دارد و علیرغم داشتن مشکلات بیشمار در راه آزادی آذربایجان دریغ نمی کنند. بحث در این است که آنها لاجرم به دلیل قرار نگرفتن در متن مبارزه در بسیاری از حالات آن گونه که بایسته است عینیات حرکت ملی را به وجه اکمل نمی توانند ببینند.
آقای بای بک، نویسنده محترم!
چندین سایت اینترنتی در خارج از کشور فعالیت می کنند و اخبار و مسایل مربوط به آذربایجان را از خارج منتشر می کنند. فعالینی که به این سایتها اخبار، گزارش و مقاله می فرستند و در آنها منتشر می شود، آیا وابستگی فعالان را به خارج از کشور نشان می دهد؟ چندین سازمان (با قوت و ضعف آنها کاری نداریم) می توانیم نام ببریم که به حرکت ملی آذربایجان جنوبی منتسب هستند و در خارج از مرزهای آذربایجان جنوبی فعالیت می کنند؟ آیا نبایستی فعالیت کنند؟ آیا بودن آنها در خارج از کشور برای حرکت ملی خطرآفرین است؟ البته که هر فعالیتی چه در داخل کشور و یا در خارج از آن خطرات و هزینه هایی دارد. ارتباط فعالان داخل کشور با تلویزیون (گوناذ) خطر آفرین نیست؟ رفتن به قلعه بابک و شرکت در مراسم ملی خطراتی نداشت؟ امضای طومارهای مرتبط با مسایل ملی خطراتی نداشته است؟ تأسیس یک نشریه دانشجویی و نوشتن و توزیع آن خطراتی نداشته است؟ نوشتن در نشریات خطرات، شرکت در محافل و مراسمات خصوصی خطراتی نداشته است؟ مسافرت فعالان (به هر دلیلی) به خارج از کشور ، فعالیت در سازمان گایپ یا گاموح برای اعضای آن خطراتی ندارد؟ شعار نویسی ، پخش بیانیه و پخش سی دی ها خطر ندارد؟ سر دادن شعارهای “آذربایجان بیر اولسون، مرکزی تبریز اولسون” و دهها شعار دیگر در برابر دهها دوربین قوای نظامی و اطلاعاتی خطری ندارد؟ و … اینجا حتی بردن چادر به قلعه بابک هم جرم و از موارد اتهام به شمار می رود! آیا اگر نماد دیگری به غیر از سمبل پیشنهادی انتخاب شود به راحتی توسط فعالین حرکت مورد استفاده قرار خواهد گرفت و خطری نخواهد داشت یا خطر کمتری خواهد داشت؟ مثلاً اگر سمبل انتخابی با ستاره و ماه آبی یا زرد رنگ باشد، فعالانی که در داخل کشور آن را بر خواهند داشت، مورد اذیت و شکنجه قرار نخواهند گرفت؟ شما اگر یک تکه پارچه با تصویر بابک هم با خود حمل کنید باز خطر آفرین خواهد بود. برای سمبل پیشنهادی و انتخابی ممکن است هموطنان خارج نشین ما از هر جای دنیا (از آمریکا، تورکیه ،سوئد،کانادا، فنلاند، انگلستان، روسیه، و ..) نظر بدهند، آن وقت باید با نگاه شما بگوییم که این سمبل به دهها کشور خارجی وابسته خواهد شد!!!!
امروزه تشکیلات ب.ا.ب به هر دلیلی فعالیت خاصی ندارد. این به معنای مسکوت گذاشتن اندیشه اتحاد آذربایجان نیست. طبیعی است که دولت فارس با تمام قوا در مقابل آن ایستاده و از این به بعد هم خواهد ایستاد. دولت فعلی و حاکم جمهوری آذربایجان هم به دلیل مصالح خود و هر دلیل دیگری (موضوع بحث ما نیست) با اندیشه آذربایجان واحد مخالفت می کند. آیا مخالفت دشمنان سبب انصراف فعالین حرکت ملی از آرمانها خواهد بود؟ البته که نخواهد بود.
و نکته ی مهم دیگر که از آن غافل نباشیم. کارکرد اصلی و گسترده سمبل حرکت ملی در خارج از مرزهای آذربایجان جنوبی می باشد. مطمئن باشیم که فعالین حرکت ملی در داخل با توجه به تجربه صدها خطر جورواجور و بعضاً ناگزیر و ضمن رعایت ملاحظات در طول زمان چرایی کاربرد سمبل و و چگونگی استفاده از آن را تشخیص خواهند داد. با این حال دغدغه شما در این مورد قابل درک و تحسین است.
۱۳/۰۵/۱۳۸۷
٫بير ميللتين سسي_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_704.azr
یازینین اینترنت آدرسی
: يارالانماميش يئردن قان چيخارتماياق! - تبريزلي باي بک سویلییر
آراگؤن ۱۳ قويروخدوغان ۱۱۰۰۸ @ ۷:۳۵ آ.خ
[…] * [۱] http://www.۱۱۰۰۸.bayb… و [۲] http://www.۱۱۰۰۸.bayb… […]