- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
آیا من نیز متهم هستم؟! - عليرضا فرشي
بای بک، آذربايجان | یئیگؤن, ۲۸-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۱۹:۰۲ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق
![]() |
. | چندی پیش خانم شهناز غلامی را که یکی از زنان آزادیخواه و باشرف عصر حاضر است به دادگاه انقلاب اسلامی فراخواندند. اتهام ایشان “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است. به نظرم آمد که احتمالاً روزی من را نیز به همین اتهام بخواهند به دادگاه انقلاب فرآبخوانند. لذا لازیم دیدم که کمی در اتهام تبلیغ علیه نظام شهناز کنکاش کنم. شهنازی که باید عصوه بسیاری از زنان آذربایجانی در شجاعت و حق گویی باشد. زنی که حق را می گوید حتی اگر به ضررش باشد. زنی آزادیخواه، حق طلب، هویت طلب، شجاع، نترس، و … و زنی که همه خصوصیات یک زن شایسته را در خود گرد آورده است. زنی که سرپرستی فرزند عزیزش آیناز (حسنا) را به تنهایی بر دوش می کشد و تمامی مسئولیت های منزل پدریش و خورد و خوراک برادرانش و … بر عهده اوست. زنی که مادری نمونه، خواهری نمونه، فرزندی نمونه، و … را تداعی می کند. بیشتر از این نمی خواهم راجع به شهناز صحبت کنم و اصولاً چنین افرادی نیازی به تعریف من نخواهند داشت و تعریف من چیزی نه از او کم خواهد کرد و نه چیزی بر او خواهد افزود. او زنی است که باید تولد و مرگش را که بعنوان تاوان آزادیخواهی در این دنیای وانفسا خود را برای آن حاضر و آماده کرده است در تقویم آذربایجان و جهان ثبت کرد. |
چندی پیش خانم شهناز غلامی را که یکی از زنان آزادیخواه و باشرف عصر حاضر است به دادگاه انقلاب اسلامی فراخواندند. اتهام ایشان “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است. به نظرم آمد که احتمالاً روزی من را نیز به همین اتهام بخواهند به دادگاه انقلاب فرآبخوانند. لذا لازیم دیدم که کمی در اتهام تبلیغ علیه نظام شهناز کنکاش کنم. شهنازی که باید عصوه بسیاری از زنان آذربایجانی در شجاعت و حق گویی باشد. زنی که حق را می گوید حتی اگر به ضررش باشد. زنی آزادیخواه، حق طلب، هویت طلب، شجاع، نترس، و … و زنی که همه خصوصیات یک زن شایسته را در خود گرد آورده است. زنی که سرپرستی فرزند عزیزش آیناز (حسنا) را به تنهایی بر دوش می کشد و تمامی مسئولیت های منزل پدریش و خورد و خوراک برادرانش و … بر عهده اوست. زنی که مادری نمونه، خواهری نمونه، فرزندی نمونه، و … را تداعی می کند. بیشتر از این نمی خواهم راجع به شهناز صحبت کنم و اصولاً چنین افرادی نیازی به تعریف من نخواهند داشت و تعریف من چیزی نه از او کم خواهد کرد و نه چیزی بر او خواهد افزود. او زنی است که باید تولد و مرگش را که بعنوان تاوان آزادیخواهی در این دنیای وانفسا خود را برای آن حاضر و آماده کرده است در تقویم آذربایجان و جهان ثبت کرد.
در این مطلب می خواهم راجع به بعضی اتهام های وارده بر فعالان آذربایجانی و آزادیخواهان غیور تورک وارد می شود صحبت کنم. اتهام هایی همچون “تبلیغ علیه نظام”، “تبلیغ علیه نظام به نفع گروه های بیگانه و مخالف نظام”، “اقدام علیه امنیت ملی”، “تجزیه طلب”، “پان تورکیسم”، “ارتباط با بیگانگان”، “آشوب طلب”، “تشکیل گروهک و عضویت در آن”، “مصاحبه با رادیوهای بیگانه”، “تشویش اذهان عمومی” و … که هر روز به تناسب پیشرفت حرکت ملی آذربایجان بر لیست نامتناهی آن افزوده می شود! اتهام هایی که بیشتر از آنکه بر فعالان آذربایجانی بچسبد شایسته کسانی است که آنها را عنوان می کنند و اگر به نظریه نسبیت معتقد باشیم هر کسی را می توانیم به این اتهام ها مزین کنیم!
تبلیغ علیه نظام
من قبل از قبول این اتهام لازم است که آن را کنکاش کرده و کمی با دید لغت شناسانه آن را تحلیل کنیم. «تبلیغ علیه» چیست؟ و در مقابل آن “تبلیغ له” چیست؟ منظور از “نظام” مجموعه چه مقولاتی است؟ مصادیق “تبلیغ علیه نظام” چیست؟ و … سؤالاهایی است در وهله اول به نظر هر کسی می رسد. اصولاً در این کشور برای حذف فیزیکی و معنوی یک شخص اقدام به وارد کردن اتهامات کلی و تفسیر به رآی این اتهامات می کنند.
قبل از هر چیز باید رابطه “علیه” و “له” را مشخص کنیم. در کتاب “غلط ننویسیم – فرهنگ دشواری های زبان فارسی” اثر «ابوالحسن نجفی» چاپ دهم صفحه ۲۷۱ ذیل کلمه “علیه» آمده است: “حرف اضافه علیه (یا: بر علیه) را نخستین بار، در حدود یک قرن پیش، مترجمان ترک زبان به ازای contre فرانسوی و against انگلیسی به کار بردند و مترجمان ایرانی نیز به تقلید از آنها این کلمه را در فارسی رواج دادند، به طوری که پس از چندی اهل زبان فراموش کردند که پیش از استعمال «علیه» در زبان فارسی چه کلمه یا کلمه هایی برای بیان این مفهوم وجود داشته است.”بای بک
در سایت [1] www.seslisozlu… در مقابل کلمه against معنی تورکی آن را به صورت “قارشی” آورده است. قارشی به معنای مقابل چیزی قرار گرفتن است. مطمئناً منظور از «تبلیغ علیه» تبلیغی است که در آن “له” منظور نشده باشد و به جای تعریف از کسی یا چیزی و به-به چه-چه کردن به نفع آن چیز به بدگویی، تنقید، تکفیر، و تنبیه آن بپردازی و یا اینکه در مقابل آن صف آرایی کنی و خواستار تغییر یا اصلاح آن شوی. بعبارتی دیگر، هر جمله و کلمه ای که از آن بوی تعریف و تمجید کسی یا چیزی نیاید و تبلیغ به نفع آن نباشد “تبلیغ علیه” آن خواهد بود. یک سؤال دیگر در اینجا خودنمایی می کند: آیا تبلغ به نفع کس دیگر هم می تواند تبلیغ بر علیه چیز دیگر محسوب شود؟ در تجارت البته که نه! اما در سیاست چطور؟ در تجارت اگر چندین کالای یکسان در کنار هم تعریف شوند حتی اگر کالایی مال یک کشور و کالای دیگر مال کشوری دیگر باشد این تبلیغ به معنای تکفیر دیگری نخواهد بود. اما در سیاست کشور ما چطور؟ آیا مثلاً تبلیغ به نفع مسیحیت به معنای تبلیغ علیه اسلام است؟ آیا تبلیغ به نفع باکو و تورکیه به معنای تبلیغ علیه ایران است؟ آیا تبلیغ به نفع تورک به معنای تبلیغ برعلیه فارسهاست. آیا تبلیغ به نفع تبریز به معنای تبلیغ بر علیه تهران است؟ و … مطمئناً جواب مشخصی برای این موارد در کشور ما وجود دارد! بگذریم! اجازه دهید به همان مورد قبلی “تبلیغ علیه نظام” برسیم. سومین کلمه بکار برده شده در این عبارت «نظام» است. واقعاً منظور از نظام چیست؟ اگر نظام جمهوری اسلامی ایران را مجموعه ای از هستی های مرتبط با انقلاب سال ۵۷ و … بدانیم موارد زیر برایمان نمایان می شود:
- نظام جمهوری اسلامی ایران (جمهوریت، اسلامیت، ایرانیت و نظم مرتبط با آنها)
- رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران (حضرت امام خمینی، حضرت آیت الله خامنه ای)
- رئیس تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران (هاشمی رفسنجانی)
- شوارهای نگهبان و اعضای آنها
- مجالس خبرگان و اعضای آنها
- مجالس شورای اسلامی و قوه مقننه
- دولتها و قوه مجریه
- قوه قضائیه
- نیروهای امنیتی، نظامی، انتظامی، و …
- …
آیا واقعاً منظور از نظام آنهایی هستند که در بالا شمرده شده اند! یا منظور از نظام فقط “جمهوریت، اسلامیت، و ایرانیت” است!؟ بعبارتی آیا تبلیغ علیه جمهوریت نظام، اسلامیت نظام، و ایرانیت (؟) نظام، تبلیغ علیه نظام محسوب می شود و یا تبلیغ علیه هر چیزی که در چهارچوب این کشور قرار دارد و مرتبط با نظام جمهوری اسلامی ایران است!؟ یکی دیگر از اتهام های وارده در این کشور «توهین به رهبری» است. آیا توهین به رهبری همان تبلیغ علیه نظام است! آیا در این کشور مجاز هستیم که علیه قوای سه گانه، علیه رهبری، علیه شخصیت های انقلابی سال ۵۷ و مؤسسان این نظام و … چیزی بگوییم!؟ آیا منظور از تبلیغ علیه نظام صحبت از بدی های نظام در خارج از کشور و بیگانگان (؟) است؟ آیا هر کسی که خارج از این کشور زندگی می کند بیگانه محسوب می شود؟ اصلاً منظور از بیگانه کیست؟ و … به نظر می رسد که زبان فارسی بسیار الکنتر و نارساتر از آن است که بتواند معنی و مفهوم کلمات را به صورت کامل و دقیق بیان کند و این یکی از بدبختی های مردمان ساکن در این کشور است. حتی با مراجعه به لغت نامه ها هم نمی توان معنی دقیق کلمات را مشخص کرد؟! آیا بیگانه بودن وجه مثبتی هم دارد، و یا اینکه یک کلمه کاملاً منفی است؟! در اشعار شاعران این کشور گاهی با نیک گویی از بیگانگان مواجه می شویم و در مقابل آن شکایت از دوست و آشنا! آیا بیگانه کسی است که او را نمی شناسیم و در صورتی که او را بشناسیم تبدیل به یک دوست می شود؟! آیا بیگانه همان دشمن است؟! آیا در سیاست دوست و دشمن معنی دارند؟!بای بک
“تبلیغ علیه نظام” یکی از اتهامهایی است که به نظامیان در کشور می تواند وارد شود. البته این تبلیغ با تبلیغ بر علیه نظامی که بر مردم عادی وارد می شود کاملاً فرق می کند. هر نظامی که رفتار، و گفتار او باعث شود که مردم دید بدی از نظام جمهوری اسلامی ایران پیدا کنند تحت اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران باید محاکمه شود و در صورت اثبات شدن ممکن است به ۶ ماه حبس تعزیری منجر شود. مثلاً یک مأمور راهنمایی و رانندگی در خیابان با شما به طرز بدی برخورد می کند و شما سریعاً با شماره ۱۹۷ تماس گرفته و از او شکایت می کنید و عنوان می دارید که این آقا باعث شده که من نسبت به نظام بدبین شوم. مأموران این مأموران مطمئناً به شدت با این شخص خاطی برخورد خواهند کرد و غنیم جان او خواهند شد. حال صحبت اینجاست که مردم عادی که نظام جمهوری اسلامی ایران نه حقوقی به آنها می دهد، نه آب-برق-گاز و بنزین رایگان، نه تحصیلات رایگان و … اگر گفته و رفتاری از آنها سربزند که مسئولان این نظام بتوانند آن را به معنای تبلیغ علیه نظام مطرح کنند باید همچون نظامی ها و مسئولان این نظام با آنها برخورد شود و به شش ماه نه، بلکه حداقل به یکسال حبس تعزیری محکوم شوند!
آیا منظور از تبلیغ علیه نظام هر تبلیغی است که مردم ساکن کشور را نسبت به نظام بدبین کند، و یا تبلیغی است که کشورهای خارجی و خارج نشینان را نسبت به نظام بدبین کند. اگر منظور دومی باشد؛ آیا رفتار و گفتار مسئولین نظام در مسائل انرژی هستهای، فلسطین، حزب الله لبنان، اسرائیل، عراق و … بدبینی را به وجود می آورد با رفتار و گفتار تنی چند آزادیخواه که به فکر زندگی بهتر برای این مردم هستند؟! اگر دومی است؛ منظور از بیگانگان چه کسانی هستند!؟ اگر منظور از بیگانگان را کسانی فرض کنیم که ایرانی نیستند و شناسنامه ایرانی ندارند آنوقت تکلیف ایرانیان خارج از کشور که به تأسیس رادیو، تلویزیون، روزنامه، سازمان های حقوق بشر و … در خارج از کشور اقدام کرده اند چه می شود؟! آیا آنها هم بیگانه هستند!؟
من به شخصه که نمی توانم معنی و مفهوم دقیق این اتهام را درک کنم! شاید هم چنین خواسته اند که معنی و مفهوم آن قابل درک نباشد تا دست بعضی از مسئولین برای کتمان بی لیاقتی های خودشان باز باشد و هر جا که در برابر سؤالات و حس کنجکاوی مردم ایران کم می آورند با اتهامات کلی نظیر “تبلیغ علیه نظام” در خلوت کثیف خود راحت بیاسایند.
تیلیغ علیه نظام به نفع گروه های بیگانه و مخالف نظام
این اتهام نیز نظیر اتهام “تبلیغ علیه نظام” است. بار دیگر با کلماتی چون بیگانه و مخالف مواجه می شویم که زبان فارسی توانایی تفهیم معنی دقیق آنها را ندارد. آیا این اتهام وجه مشترک اتهامات نظام جمهوری اسلامی، با رژیم شاهنشاهی است که بیگانگان و مخالفان و … را بر نمی تافت!؟ باید فهمید!
برای بقیه اتهام ها تنها به ذکر سؤالاتی پیرامون آنها می پردازم و بحث و گفتگوی بیشتر را به دوستان می سپارم!
اقدام علیه امنیت ملی
سؤالات:
۱- امنیت چیست؟
۲- امنیت ملی چیست؟
۳- منظور از ملت کیست؟
۴- چه چیزی ملی است و چه چیزی ملی نیست؟
۵- منظور از امنیت ملی، همان املیت ملت است؟
۶- منظور از امنیت ملی، امنیت مردم ایران است؟
۷- …
تجزیه طلب
سؤالات:
۱- طلب و خواست چه جایگاه حقوقی دارد؟
۲- آیا تجزیه طلب و خواست جدا شدن از یک پیکره گناه و جرم است؟
۳- آیا منظور از تجزیه طلب همان استقلال طلب است؟
۴- تجزیه چه چیزی منظور است؟ تجزیه آب، خاک، هوا، فرهنگ، ملیت، اقتصاد، و …؟
۵- تجزیه در برابر ترکیب قرار دارد! آیا ایران یک ترکیب است که قابل تجزیه شدن باشد؟! اگر یک ترکیب است آیا از تکه های مجزا از هم تشکیل شده است؟!
۶- اگر تجزیه معنی ندارد پس چرا این اتهام وارد می شود؟
۷- آیا جدا شدن همواره به معنی تجزیه است؟
۸- تجزیه در چه مواردی اشکال ندارد؟ مثلاً اگر آب و خاک و … این کشور را به بیگانگان (؟) بفروشیم تجزیه طلبی محسوب می شود؟!
۹- اگر کاری کنیم که فرزندان این ملت از حکومت مرکزی بدشان بیاید و نسبت به این نظام بدبین شده و خواستار جدایی وطنشان از خاک این کشور شوند تجزبه طلب چه کسی خواهد بود: علت یا معلول!
۱۰- رابطه بین علت و معلول در اتهام تجزیه طلبی چیست؟! اگر برگ درختانی در اثر بی آبی به زردی گراییده باشند و هر آن احتمال جدا شدن آنها از درخت وجود داشته باشد چه کار میکنید! آیا برگ ها را رنگ سبز می زنید و یا علت زرد شدن برگ ها جستجو می کنید و بعد از علت یابی به رفع آن می پردازید! متهم کیست! برگ یا آبی که به برگ نرسیده است، و یا کسی که آب را به برگ نرسانده است، و یا …؟
پان تورکیسم
۱- منظور از پان چیست؟!
۲- آیا کسی که حتی قادر به خواندن، نوشتن و تحصیل به زبان مادریش نیست می تواند پان باشد!؟
۳- آیا پان ترک بودن گناه است؟!
۴- آیا صحبت از اتحاد کشورهای ترک زبان در قالب یک اتحادیه جهانی می تواند بعنوان یک اتهام مطرح شود؟
۵- صحبت از اتحاد کشورهای فارس زبان چطور؟ آیا صحبت از این اتحاد میمون است و صحبت از دیگری ها نامیمون!
۶- پان های دیگر هم می تواند بعنوان اتهام مطرح شود: مثلاً پان اسلامیسم، پان شیعیسم، پان خراسانیسم، پان افغانیسم، پان تاجیکیسم، پان اوردویسم، پان بلوچیسم، پان کردیسم، پان فارسیسم، پان پانیسم!
ارتباط با بیگانگان
سؤالات:
۱- منظور از ارتباط با بیگانگان چیست؟
۲- آیا دیدارهای خارجی مسئولان ممکلت هم بعنوان یک ارتباط با بیگانه محسوب می شود؟
۳- بیگانه کیست: ایرانیان خارج از کشور، مخالفان نظام، روس ها، انگلیس ها، فرانسوی ها، آلمانی ها، ایتالیایی ها، آمریکایی ها، عرب ها، فارس ها، تورک ها، پشتون ها، افغان ها، تاجیک ها، ترکمن ها، ازبک ها، قرقیزها، آذربایجانی ها، تورکیه ای ها، و ….؟؟؟ چه کسی بیگانه است؟
۴- ارتباط به چه کسانی مجاز است و چه کسانی بیگانه نیستند؟
۵- از چه کسی برای ارتباط باید اجازه گرفت و مسئول مشخص کردن آشنایان و بیگانگان کیست؟
۶- آیا برای ارتباط با بیگانگان حد و حدودی وجود دارد که عدول از آن حد و حدود بعنوان یک اتهام می تواند مطرح شود؟ ارتباط تا چه حدی مجاز است؟
۷- اگر امکان دارد بیگانه ای تبدیل به آشنا شود؟
۸- آیا احتمال دارد شخصی دارای جایگاه بیگانه برای شما و آشنای برای ما داشته باشد؟
۹- ارتباط با چه ابزارهایی مجاز است: ارتباط پشت میزی، ارتباط تلفنی، ارتباط اینترنتی، ارتباط ماهواره ای، ارتباط با تلفن همراه، ارتباط از طریق نامه، …
آشوب طلب
سؤالات:
۱- آیا تظاهرات خیابانی بدون حمل سلاح بعنوان آشوب در نظر گرفته می شود؟
۲- آیا منظور از آشوب طلب همان آنارشیست است؟ چه کسانی آشوب طلب هستند؟
۳- مصادیق آشوب طلبی کدامها هستند؟
۴- آیا اصلاح طلب مقابل آشوب طلب قرار دارد؟
۵- آیا تمامی حرکات اجتماعی بعنوان یک آشوب طلبی مطرح هستند؟
۶- آیا آشوب طلبی به معنای یک حرکت اجتماعی در برابر قانون غیرانسانی و دولت غیر قانونی جرم است؟
تشکیل گروهک و عضویت در آن
سؤالات:
۱- منظور از گروهک چیست؟ آیا گروهک همان گروه از دید تحقیرانه دولت است؟
۲- گروه چیست؟ آیا گروه به معنی جمع شدن عده ای بر سر یک موضوع خاص است؟
۳- آیا منظور از گروهک، همان گروه های سیاسی مخالف نظام است؟
۴- آیا تشکیل یک گروه سیاسی مخالف نظام جرم است؟
۵- آیا برای تشکیل هر گروهی باید از دولت اجازه خواست؟! اگر دولت اجازه ندهد چه باید کرد؟
۶- آیا گروهک گروهی است که سیاست های آن با سیاست های کلان یک نظام موافق نیست؟
مصاحبه با رادیوهای بیگانه
سؤالات:
۱- منظور از بیگانه و رادیوهای بیگانه چیست؟ آیا منظورتان همان BBC، CNN، VOA، FOX، و … است یا منظورتان رادیو آزادی، رادیو فردا، رادیو برابری، رادیو اودلار یوردو، و … که توسط خارج نشینان کشور راه اندازی شده اند.
۲- آیا اجازه می دهید که با رادیو، و تلویزیون شما مصاحبه کنیم و شما هم آنرا پخش فرمایید؟
تشویش اذهان عمومی
سؤالات:
۱- منظوز از تشویش چیست؟
۲- آیا منظور از “اذهان عمومی” شخصیت حقیقی یا حقوقی خاصی است؟
۳- آیا “اذهان عمومی” همان “مسئولین نظام” است؟
۴- آیا در برابر “اذهان عمومی”، عبارت “اذهان خصوصی” هم وجود دارد؟
۵- چه کسی مشخص خواهد کرد که اذهان عمومی تشویش شده است یا نه؟
۶- چه معیارهایی برای ارزیابی “تشویش اذهان عمومی” وجود دارد؟ آیا جامعه شناسی آمریکایی مبتنی بر آمار مد نظرتان است یا جامعه شناسی تحلیلی و تفسیری حکومت های مرکزی!
۷- مدعی العموم تشویش اذهان عمومی کیست؟
متأسفانه اتهام های سیاسی در ایران هیچ قاعده و قانون و نظم مشخصی ندارند و بر خلاف سایر اتهام ها که مدعی عمومی و خصوصی آن مشخص است این اتهامات تنها برای تأمین منافع مسئولین نظام جمهوری اسلامی تراشیده شده اند. به این خاطر کلی گویانه، عوام فریبانه، دغل بازانه، دست گشادانه، همه گیر، همه کش، خنده دار، ظلم کارانه، مظلوم کشانه، بی مصداق، بی محتوی، بی مورد، و … هستند. لذا قبول این اتهام ها قابل قبول نبوده و بعنوان یک جرم سیاسی نمی توانند مطرح شوند. اگر در برگه احضاریه کسی چنین اتهام هایی وجود داشته باشد و مصادیق آن مشخص نباشد نباید به هیچ وجه با رفتن به دادگاه و دفاع از اتهامی بی مورد خود را رذیل و ذلیل کرد. بگذارید خود ببرند و بدوزند! مطمئناً زندگی در زندان کوچک راحت تر و قابل هضم تر از زندان بزرگی است که چهاردیوار آن به وسعت مرزهای ناپیدای امپراطوری فاشیستی و شووینیستی آریاییان کشیده شده است!
۱۸/۰۷/۲۰۰۸
٫بير ميللتين سسي
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_516.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.seslisozlu…: http://www.seslisozluk.com
گوروش کاپانیبدی