- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

چگونه ميتوان مانع پشيمان شدن مردم از شروع و دفاع از مبارزات ملي شد؟ - تبريزلي باي بک

بای بک، آذربايجان | یئیگؤن, ۲۱-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۲۰:۰۹ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق

. در جوامعي که شايد خيلي از آذربايجانيان آنها را انسان نيز قبول ندارند (از سخنان و عکس العملهاي عاميانه ميتوان فهميد)٫ زنها پايه مبارزات ملي را تشکيل داده اند. به همسايگان خود نظري بيافکنيم و ببينيم در عين بيسوادي٫ چارقد سر زنان از رنگ پرچمشان زينت پذيرفته است! ميبينيم که النگوهايشان و قاليهايشان نقشي و اسمي از تاريخ هر چند ساختگيشان دارد. میبینیم که لباس محلیشان بر تنانشان باقیمانده است. چرا زنان ما هنوز به اين مرحله نرسيده اند؟ آيا آگاهي داشتن به درس خواندن است؟

در مقايسه تحصيل کرده هاي ما با تحصيل کرده هاي ملتهاي همسايه به يک اصل نگران کننده ميرسيم. تورکهاي تحصيل کرده اغلب در فرهنگ مصنوعي ديگران ذوب ميشوند. هويت خود را انکار و از گذشته خود ابراز بي اطلاعي ميکنند. به جرات ميتوان گفت که حتي به جنگ با هويت و تاريخ خود نيز برميخيزند!


مردم، واژه اي است که ميشود تعابير مختلفي براي آن ارائه داد. و يا بهتر است اينگونه بگويم: ميتوان تعابير مختلفي براي آن ايجاد کرد.

حضور مردم و حرف مردم يکي از مهمترين دغدغه هاي حکمرانان است. حضور مردم در تائيد حکومت و يا حرف مردم در تعريف از حکومت هدفي است که حتي ديکتاتورترين حاکمان نيز بدان وابسته اند.

چگونه ميتوان به حضور مردم و به حرف مردم وابسته بود و در عين در حال به خود مردم ارزش قائل نشد؟

حاکمان فارس ديروزي و امروزي در منطقه جغرافيائي ايران، پس از غصب حکومت از امپراطوران تورک قاجار از قماشي بوده و هستند که “مردم” برايشان ارزشي نداشته است. اما٫ در مقاطعي٫ همنژادان خود و در مقاطعي نيز همکيشان خود را “مردم” قلمداد کرده و نسبت به آن قدم برميدارند. “مردم ايران” کنوني از نقطه نظر حاکمان فعلي٫ فقط فارسهاي داخل ايران را شامل ميشود٫ و البته فارس زبانهاي کشورهاي ديگري نظير افغانستان و پاکستان را نيز تحت سيطره خود ميگيرد. در اين ميان غير فارسها و غير شيعه ها در تعريف “مردم ايران” جائي ندارند. پس میبینیم که میشود تعابیر مختلفی برای “مردم” ایجاد کرده و نسبت به آن رفتار نمود.

“مردم” و “ملت” تفاوت عمده اي با هم دارند. “ملت” با نژاد ولی “مردم” با سيستم اداري يک منطقه سروکار دارد. طبق هيچ تعريف هوشمندانه اي٫ نميتوان و نبايد “مردم” را با “ملت” اشتباه گرفت.

سالهاست که سيستم شوونيستي فارس٫ که حاکمان امروزي ايران نيز به آن منصوب ميباشند٫ اصطلاح “مردم ايران” را با “ملت ايران” عوض کرده و در تلاش است تا اين اصطلاح غلط و کاملا نژادپرستانه را به اذهان عموم و نيز سازمانهاي بين المللي تحميل کند. البته بايد اعتراف کرد که در اين راه به موفقيتهايي نائل شده است. این لفظ دقیقا مانند “قوم برگزیده” برای اسرائیلی ها است که در اوج نژادپرستانه بودن، داعیه دموکرات بودن را داشته و خود را انسانهایی خوب و صلح طلب معرفی میکنند!

سيستم شوونيستي را نميتوان از ظاهرش شناخت و يا نسبت به اعمال ظاهريش با وي رفتار کرد. چرا که اقدامات باطني و زيرساختارانه آن به مراتب قويتر و خطرناکتر از ظاهر آن است.

روشنفکران غير فارس که سالهاست به خطرناک بودن سيستم شوونيسم فارس پي برده اند هنوز نتوانسته اند آنگونه که بايد خطرات آن سیستم را به “مردم” خود انتقال دهند. حتي٫ هنوز نتوانسته اند “ملت” خود را با خطرات اين سيستم آشنا نمايند.

وقتي صحبت از “ملت” ميشود٫ همان همنژاداني هستند که از نظر خوني با هم در ارتباطند. هر چند خون و يا نژاد، در قرنهاي اخير مخصوصا٫ دچار اختلاطهاي خواسته و يا ناخواسته شده باشند. به تعريفي ديگر٫ “سويداشلار” هنوز آنگونه که باشد درک صحيحي از خود و از سيستم شوونيسم فارس به دست نياورده اند.

خواستن “چيزي” از توده (کؤتله) که راجع به آن “چيز” اطلاعي در دست ندارند٫ به مثابه کوبيدن آب در هاون ميباشد. ما نميتوانيم و نبايد از “ملت”ي که هنوز خود را نشناخته٫ هنوز هويت تاريخي خود را نفهميده و هنوز سوال “چرا بايد غير از آني که هستم نشان داده شوم” را از خود نپرسيده است خواست تا نسبت به ظلم و ستم سيستم شوونيسم فارس قيام کند!

ما بايد زيربنائي کار کنيم. بارها گفته ام که آگاهي دادن به مردم يکي از راههاي مبارزه معقول با شوونيسم است. آگاهي رساندن به مردم محدود به یک روزنامه و یا یک راديو نميشود. بايد لالائيهاي نوزادان٫ بايد بازيهاي کودکان٫ بايد تفکر نوجوانان و فرياد جوانان را مملو از واقعيات و “هویت ملی” ساخت.

آگاه ساختن مردم از زنان شروع ميشود. واقعيتي است که اکثر روشنفکران به آن اعتراف ميکنند. ناآگاه نگهداشته شدن زن٫ ناخودآگاه جامعه را نیز ناآگاه ميسازد. شايد به همين دليل است که خيلي از حکومتهاي ديني خواستار اعمال فشار بيش از حد بر زنان هستند. چرا که اگر زن تعليم گيرد٫ جامعه به آگاهي خواهد رسيد و در آنزمان است که دکان حيله و دجل روحانیت تخته خواهد شد! و یا حتی، میتوان از حکومتهای غیر دینی و به اصطلاح نامبرد که زن در رده های بالای حکومتی آنها جایی ندارد! و در اصل با ایجاد محیطی پست و ترسناک، زنان را به خانه نشینی ترغیب میکنند!

در جوامعي که شايد خيلي از آذربايجانيان آنها را انسان نيز قبول ندارند (از سخنان و عکس العملهاي عاميانه ميتوان فهميد)٫ زنها پايه مبارزات ملي را تشکيل داده اند. به همسايگان خود نظري بيافکنيم و ببينيم در عين بيسوادي٫ چارقد سر زنان از رنگ پرچمشان زينت پذيرفته است! ميبينيم که النگوهايشان و قاليهايشان نقشي و اسمي از تاريخ هر چند ساختگيشان دارد. میبینیم که لباس محلیشان بر تنانشان باقیمانده است. چرا زنان ما هنوز به اين مرحله نرسيده اند؟ آيا آگاهي داشتن به درس خواندن است؟

در مقايسه تحصيل کرده هاي ما با تحصيل کرده هاي ملتهاي همسايه به يک اصل نگران کننده ميرسيم. تورکهاي تحصيل کرده اغلب در فرهنگ مصنوعي ديگران ذوب ميشوند. هويت خود را انکار و از گذشته خود ابراز بي اطلاعي ميکنند. به جرات ميتوان گفت که حتي به جنگ با هويت و تاريخ خود نيز برميخيزند!

کم نيستند رهبران تشکلات سراسري و فارس محور که ريشه در آذربايجان داشته و خون تورک در رگهايشان جاري است! اما٫ به وضوح خود انکاري شديد و ميل به نابود کردن هر آنچه تداعي گر هويشتان هست را ميتوانيم در افکار و اعمال آنها شاهد باشيم.

پس ميبينيم که مشکل ناآگاهي و عدم تمايل به دفاع از هويت ملي ربطي به سواد آموزي ندارد. نميگويم بيربط است٫ بلکه ميگويم ربشه مشکل تنها در تحصيل نيست. چرا که باسوادان تورک بسياري هستند که در حال حاضر به عنوان گرداننده اصلي تشکلات ضد تورک انجام وظيفه ميکنند! در مقابل٫ افراد کم سواد و حتي بيسوادي داريم که در راه دفاع از آرمانهاي والاي ملي خود جانشان را نيز فدا ميکنند.

آيا حس مليگرائي در زنهاي آذربايجان مرده است؟

پس از انقلابهاي سراسري گذشته که به ضرر ملت ما تمام شده اند٫ قيامهاي خرداد ۱۳۸۵ را ميتوان نقطه عطف ديگري در تاريخ آذربايجان دانست. سلسله قيامهاي خرداد که به صورت خود جوش آفريده شدند و سپس به خاموشي گردائيدند نشانگر يک اصل مهم است: “حس مليگرائي در آذربايجان نمرده است.”

پس مشکل از کجاست که “حرکت ملي آذربايجان” هنوز نتوانسته است به کوچکترين هدف خود که همانا “به دست گرفتن سرنوشت خود” ميباشد برسد؟ آيا نبايد به اين سوال جواب داد؟ به نظر شما ريشه اين مشکل در کجاست؟

يکي از سياستهاي شوونيستي اين است که تا حد توان اصول ملي ملتهاي ديگر را تحريف کرد٫ اگر نشد آنها را بايکوت نموده و اگر اينهم چاره ساز نبود آنرا با اصول خودي مخلوط نمود!

تا ديروز باي بک يک کافر بود٫ باي بک يک مسلمان بود٫ باي بک يک زرتشتي بود٫ باي بک يک ايراني بود و … اما٫ همه ميبينيم که در تاريخ جعلي شوونيسم باي بک همه کس بود الا “باي بک تورک آذربايجاني”. اين اقدامات در راستاي اجراي مرحله نخست سياست شوونيستي انجام ميگرفته اند. و ميبينيم که در حدودي باعث گمراه شدن خيليها شده است.

امروز باي بک وجود ندارد٫ خبري از وي منتشر نميشود٫ اگر کسي از وي سخن بگويد زنداني ميشود و … شاهد هستيم که در مرحله مياني سياست شوونيست قرار گرفته ايم. بايکوت همه جانبه و ايجاد رعب و وحشت بين روشنفکران مطلع از واقعيات!

فردا باي بک مال همه خواهد شد٫ قهرماني فراملي و حتي همرنگ بازار روز خواهد شد! چرا که قبلا تاريخ سازي شده بود٫ چرا که قبلا در هر موردي سندي و مدرکي برايش درست شده بود٫ چرا که وي را آنگونه که نقشه کشيده بودند براي آينده آماده کرده بودند! يعني٫ اگر قرار است اسلام کوبيده شود٫ باي بک فردي ضد اسلام و قهرمان خواهد شد! اگر قرار است مليگرائي کوبيده شود٫ باي بک قهرمان ايران الاصل خواهد شد که دشمن اعراب بود! اگر قرار است سوسياليست باشيم٫ باي بک سوسيالترين رهبر خواهد بود! اگر قرار است سلطنت طلب باشيم٫ باي بک پادشاه تمام اعصار خواهد بود! و …

اين سياست در مورد مشروطه اجرا شده است! در دوران مشروطه٫ اين مشروطه چيهاي تورک بودند که مبارزه ميکردند. در خاتمه٫ همانها به قتل رسيدند تا عده اي مزدور و مزور به نان برسند! بعد از آن بود که چه از سوي دولت و چه از سوي روحانيت٫ سخن گفتن در مورد مشروطه جرم و گناه اعلام شد! اما امروز ميبينيم که هم روحانيت٫ هم سلطنت طلبها و هم جمهوريخواهان مشروطه چي شده اند!

سالروز امضاي فرمان مشروطيت٫ که به خواست تورکها و از سوي پادشاه تورک قاجار امضا شد بهانه اي شده است در دستان غير تورکها!

همه ساله سالروز صدور فرمان مشروطيت در آذربايجان و از سوي عده اي از فعالان ملي گرامي داشته ميشد. در اين روز برنامه هاي هرچند محدود و حتي برنامه هايي به دور از چشم رژيم اجرا ميشدند. و ميرفت تا مشروطيت در خواستگاه خود صاحب ارج و قرب شود. اما٫ سياست شوونيست خواب ديگري ديده است!

امسال هم از سوي رژيم فارس-شيعه داخل ايران و هم از سوي اپوزيسيون بوقلمون صفت فارس در خارج برنامه هايي براي سالروز صدور فرمان مشروطيت طراحي شده اند!

سالهاي قبل اشاره اي داشته بودم به کوچاند مشروطيت از آذربايجان به اصفهان! از مصادره مشروطه توسط دشمنان مشروطه سخن گفته بودم. نوشته بودم که آذربايجان کمک کم به بيغوله اي بي تاريخ بدل ميشود و در مقابل٫ اصفهاني که خاندان تورک صفوي به آن رونق داده اند در حال اوج گرفتن است! گفته بودم که پايتخت حکومت فارس در حال انتقال به فارسستان به مرکزيت اصفهان است! مگر اينهمه کارشکني و تخريب و تحريف در کار آذربايجان را نميبينيد؟ مگر نميبينيد که سرعت انتقال ثروتهاي ملي آذربايجان به سوي فارسستان بيشتر شده است؟ مگر نميبينيد که هر جنبنده اي (متفکري) در آذربايجان سر از زندانهاي رژيم و يا سر از گورستانهاي بي نام در مياورد؟ رژيم ميداند که آذربايجان بايد به آذربايجاني پس داده شود٫ ولي آيا “مردم” ما نيز اين مهم را ميدانند؟

مردم ما هنوز سردرگم يافتن لقمه ناني براي خانواده ميباشد! چرا؟ آيا “ثروت آذربايجان” نميتواند کفاف “مردم آذربايجان” را بدهد؟ با يک حساب سرانگشتي٫ با ملاحظه در معادن٫ شيلات٫ کشاورزي٫ دامداري و توريسم ميتوان دريافت که “آذربايجان طلاست”. به اين ثروتهاي ظاهري اما کلان٫ بخش باطني و کلانتر را نيز بيافزائيد٫ نفت مغان٫ تجارت بين المللي و موقعيت استراتژيکي بين قاره اي آذربايجان حتي از ثروتهاي جنسي ظاهري نيز با ارزشتر و دائميتر هستند٫ البته٫ اگر شعور تصاحب دوباره و استفاده بهينه از آنها را داشته باشيم.

“مردم” ما در خارج نیز بهانه های مسخره خود را دارند. از یکی پرسیدم: “چرا با حرکت ملی همراهی نمیکنی؟ حداقل که میتوانی در تظاهرات حقوق بشری شرکت کنی؟” جواب دا: “فردا که خواستم به دیدن خانواده ام در ایران بروم، نمیخواهم از سوی سفارت ایران با مشکل روبرو شوم! ” دیدم که “مردم” ما هنوز “احساسات زودگذر” خود را بر “موجودیت دائمی سرزمین” خود مقدم میدارند! دیدم که این “مردم” نه تنها “استقلال سرزمین خود” را فراموش کرده و “حاکمیت بر سرنوشت ملی” را نمیخواهند، بلکه به صورت کاملا آشکار به حمایت از “اشغالگران” نیز میپردازند!

سالروز صدور فرمان مشروطيت نزديک است٫ سالروزهاي ملي ديگري نيز در آينده اي نزديک سر خواهند رسيد٫ آيا برنامه هايي براي برگزاري آنها داريم؟ آيا اطلاعات کافي در مورد آنها منتشر کرده ايم؟ آيا براي جلوگيري از مصادره مفاخر٫ مشاهير و وقايع طلائي آذربايجان از سوي شوونيسم فارس ايده اي در سر پرورانده ايم؟

چگونه ميتوان سرنخ آذربايجان را از اين کلاف سردرگم پيدا نمود؟

هر تشکلي که دشمن آذربايجان است براي گراميداشت سالروزهاي ملي آذربايجان پيشقدم شده است! حتي رژيم فارس در جمهوري اسلامي نيز خود را آماده برگزاري مراسمي٫ حتي با وجود داشتن نفرت و کينه از آذربايجان کرده است. دعوتنامه هاي فراواني از همه سو در حال انتشار اند. روز مشخص٫ ساعت مشخص و محل مشخص! آيا ميانديشد که چرا اينگونه شده است؟

جواب ساده است. رژيم ميخواهد “مردم” را گمراه کرده و از ميدان خارج نمايد. اپوزيسيون رژيم ميخواهد “مردم” را از ميدان خارج نمايد! سکوت غيرقابل توضيح فعالان آذربايجاني نيز در حال خارج ساختن “مردم” از ميدان است! نتيجه٫ فراموشي٫ آسيميله شدن بيشتر و غرق شدن در کابوس خود انکاري براي تورکهاي آذربايجاني!

شايد بتوان با پيشدستي و برگزاري مراسم در محلي ديگر٫ توطئه دشمنان خوني آذربايجان را خنثي نمود. شوونيسم فارس مانند يک شمشير دولبه به قوم فارس! خدمت ميکند. پوزيسيون (حاکميت) از سوئي ميبرد و اپوزيسيون (مخالفت) از سوئي ديگر! و آنچه بريده ميشود هستي و هويت تورکهاي آذربايجاني است!

بيشتر از اين نميشود نظاره گر خروج “مردم آذربايجان” از ميدان “حرکت ملي آذربايجان” شد. فعالان ملي بهتر است به جنگهاي احمقانه در داخل گروههای غیرفعال یا نیمه فعال خود خاتمه داده و به فکر يک اتحاد قدرتمند باشند. عادت کريهي که دامنگير فعالان ملي شده است اين است: “به من مربوط نيست که تو چه کارهايي ميتواني به نفع حرکت ملي انجام بدهي٫ مهم اين است که من تو را قبول ندارم و باید از کار برکنار شوی٫ حتي اگر من نتوانم جاي تو را پر کنم!”

آذربايجان نه با حرف که با عمل “استقلال” خود را باز پس خواهد گرفت. براي عمل کردن٫ آگاهي لازم است. براي آگاهي دادن٫ اقدامات زيربنائي از خانواده ها و مدارس بايد شروع شود. براي کنترل خانواده ها٫ “خواست ملي” بايد بيدار شود!

راستي٫ چرا “مردم” ما “خواست ملي”٫ و يا روشنتر بگويم “هويت ملي” خود را از ياد برده اند؟

تبريزلي باي بک
۱۰/۰۷/۲۰۰۸
کرويدون

BayBak, All about a Nation٫بير ميللتين سسي
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_445.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com