- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

انقلاب اسلامي-شوونيستي ايران فرزندان خود را اينگونه ميخورد! داد خوديها درآمده است

بای بک، آذربايجان | اُدگؤن, ۷-ي آغلارگؤلر , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۰۸:۵۷ [گ.ؤ] | فارسجا, یازی و قوشوق

. امام جمعه تبریز گفته است که “شرکت گسترده مردم در انتخابات لبیک به مقام عظمای ولایت بود” (۲۰) و استاندار آذربایجانشرقی نیز اعلام کرد که “انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی رفراندوم مشروعیت نظام بود”!(۲۱) از آنجا که استفاده از چنین تعابیری جزء شعارهای مرسوم بسیاری از مسئولین است، لذا حتی اگر چنین ادعاهائی را هم مبنای داوری قرار دهیم ،در اینصورت مفهوم مخالف استدلال فوق این خواهد شد که نظام جمهوری اسلامی در میان ۲۵/۵۳ در صد مردم کشور (ايران!)، ۲۶/۷۳ مردم تهران، ۳۳/۵۳ درصد مردم آذربایجانشرقی، ۸/۷۰ درصد حوزه انتخابیه تبریز و حومه و حوزه انتخابیه…فاقد مشروعیت می باشد!؟

و با توجه به توصیه مقام رهبری مبنی بر اینکه ” نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند” ، میزان تبعیت مردم از مقام رهبری در این خصوص در انتخابات اخیر در حالت خوشبینانه آن معادل با حاصلجمع آرائی است که در هریک از حوزه های انتخابیه آگاهانه به داوطلبان مدافع دولت ریخته شده است که این رقم در تهران و حومه بین ۵۰۰-۴۰۰ هزار نفر است ! اگر آمار بسیجیان و سپاهیان و …در کشور و بویژه تهران و توصیه فرمانده کل سپاه را مد نظر قرار دهیم ، نتایج حاصله بسیار معنا دار خواهد شد! از طرفی با توجه به سیر نزولی کاهش میزان مشارکت مردم در هر دوره، نتیجه دیگر پذیرش ادعای فوق این خواهد شد که مشروعیت نظام هم سیر نزولی دارد!؟


واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!

بالاخره پس از حرف و حدیث های فراوان و قلع و قمع داوطلبان شاخص نمایندگی هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط هیات های اجرائی منصوب دولت و هیات های نظارت منصوب شورای نگهبان و شورای نگهبان (۶ نفر منصوب رهبری و ۶ نفر منصوب مجلس همسو با نهادهای انتصابی که حداقل سه نفر آن عضو هیات دولت و تابع احمدی نژاد است) درستی گفته باهنر که پیشاپیش صادقانه اعلام کرده بود که اصلاح طلبان خواب مجلس را ببینند را ثابت کرد و این انتخابات هم کم و بیش مانند اغلب انتخابات آنگونه که اقلیت تمامیت خواه و برخی از نهادهای انتصابی دوست دارند به پایان رسید و البته کماکان از آن به عنوان یک فتح الفتوح عظیم و حماسه بی نظیر ملی یاد شد! با این وصف بنظر می رسد که بررسی نتایج این انتخابات از جهاتی خالی از لطف نیست:

الف – آتش تهیه برگزاری انتخابات:

۱- مجلس در آخرین روز کاری خود در سال ۸۶، ماده ۱۹ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی شوراي را اصلاح و یک تبصره به ذیل این ماده الحاق کرد تا برای نخستین بار در جمهوری اسلامی حتی آراي ناخوانا، آراي سفيد ريخته شده به صندوق، آرايي که کلا حاوي اسامي غير از نامزدهاي تاييد شده می باشند، با تاييد هيات نظارت حوزه‌ي انتخابيه مربوطه (این مصوبه دست هیات های نظارت را باز می گذارد تا بدلخواه خود آنجا که مصلحت می داند این قبیل آرا را تائید و یا رد نماید و از اینطریق زمینه راهیابی برخی از داوطلبان به مجلس را هموار و مسدود نماید!) برگه هاي راي باطل اما جزو آراي ناخوانا و آرای ماخوذه محسوب شوند و البته بموجب تبصره الحاقی آراي باطل ماخوذه در حد نصاب انتخاب نماينده محاسبه نمي شود! (۱)

از اینرو با این مصوبه بخش وسیعی از آرای باطله کسانی که صرفا با هدف ممهور شدن شناسنامه در پای صندوق های رای حضور می یافتند و در دوره های قبلی جزء آرای ماخوذه محسوب نمی شد، از این پس جزء آرای ماخوذه تلقی خواهد شد. مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم در توجیه این طرح گفته بود:”يعني حدود ۳ الي ۴ ميليون نفر در انتخابات شركت مي‌كردند كه يا آرايشان ناخوانا بود و يا سفيد بود، در حالي كه حضور آنها در انتخابات به معناي آن است كه نظام را پذيرفته‌اند، اما فرد مناسب خود را در ميان كانديداها نيافته‌اند!” (۲)

اگر ۳-۴ میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود(برای ارائه تحلیل دقیقتر،امیدوارم که وزارتکشور برای رفع هرگونه ابهامی آمار دقیق و کامل مربوط به انتخابات را همراه با همه جزئیات آن و به تفکیک مناطق شهری و روستائی هر یک از حوزه ها و آراء باطله صحیح و غیر صحیح ، در پایگاه اطلاع رسانی خود قرار دهد) .

۲- چند هفته پیش از انتخابات شایعاتی مبنی بر بررسی ممهور شدن شناسنامه ها به مهر انتخابات در هنگام استخدام و یا ثبت نام در دانشگاهها در برخی از نقاط کشور منشر شد و گفته می شود ،برخلاف اصل ۶۲ تعرفه هايي که در راي گيري روز جمعه به کار رفت داراي بارکد بودند! (۳)

۳- مقام رهبری ضمن تاکید بر لزوم مشارکت گسترده مردم در انتخابات از آنان خواستند که” نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند.”

۴- ائمه جماعات و مراجع تقلید نظیرآیات عظام : نوری همدانی ،مکارم شیرازی ومدرس یزدی شرکت در انتخابات را فریضه الهی واجب شرعی اعلام کردند.

۵- خاتمی رئیس جمهور سابق اعلام کرد که “با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت مي‌کنيم”.(۴) و اغلب جریانات سیاسی با بسیج هنرمندان از مردم برای شرکت در انتخابات دعوت به عمل آوردند.

۶- فرمانده سپاه پاسداران خیلی صریح و صادقانه از همه بسیجیان خواست که در انتخابات از اصولگرایان حمایت کنند!(۵)

۷- صدا و سیما از طریق شبکه های سراسری و دهها شبکه استانی با همه قوا و امکاناتی که در اختیار داشت ،بصورت سرسام آوری بطور شبانه روزی مردم را به حضور در پای صندوق های رای تشویق کرد، بنحویکه بر اساس آمار اعلام شده ای که در اختیار است ،همزمان با روز انتخابات تنها شبکه بین المللی خبر با پخش هزار و ۶۷۱ آیتم به مدت ۱۰۹۰ دقيقه ، گروه های تولیدی شبکه خبر با تهیه ۲۳۷ دقيقه برنامه (۶) ، صدا و سیمای مرکز گلستان ۱۵ هزار دقیقه (۷) صدا و سیمای اصفهان بيش از ۲ هزار دقيقه خبر، ۶ هزار دقيقه برنامه راديويي و ۴ هزار دقيقه برنامه تلويزيوني (۸) و صدا و سیای مرکز آذربایجانشرقی بيش از هفت هزار و ۶۰۰ دقيقه برنامه انتخاباتي شامل دو هزار و ۷۰۰ دقيقه برنامه سيما و چهار هزار و ۹۰۰ دقيقه برنامه صدا توليد و پخش کرده اند.(۹) حال اگر این اعداد و ارقام در تعداد شبکه های سراسری و محلی ضرب شود حجم گسترده تبلیعات صدا و سیما و هزینه صرف شده در این زمینه معلوم خواهد شد.
ب-نتیجه تمهیدات فوق:

ب-۱– در انتخابات کل کشور

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت کل ایران ۷۰۴۹۵۷۸۲ نفر بوده است.از این میان ۲۱۰۶۴۵۳۷ نفر زیر ۱۷ سال سن داشته اند و ۱۷۹۰۶۵۶ نفر نیز ۱۷ ساله بوده اند که در پایان سال ۸۶ هنگام رای گیری ۱۸ ساله شده اند. در اینصورت افراد ۱۸ سال ببالای واجد شرائط برای رای دادن در کشور ۴۹۴۳۱۲۴۵ می باشد.نظر به اینکه در سال ۸۵ نرخ مرگ و میر در کشور بطور متوسط حدود ۶/۰ در صد بوده است اگر در سال ۸۶ نیز نرخ مرگ و میر را همین عدد فرض کنیم ،در اینصورت حدود ۲۹۷۷۶۴ نفر از افراد واجد رای دادن فوت شده اند که با کسر آن از تعداد جمعیت بالای ۱۸ سال در کشور،حدود ۴۹۱۳۳۴۸۱ نفر واجد شرائط رای دادن در کل کشور باقی می مانند. با توجه به اینکه بر اساس سرشماری انجام گرفته حدود ۱۵۹۴۶۲۸ نفر از کل جمعیت ایران ، از اتباع خارجی(۱۵) بوده و نمی توانند در انتخابات شرکت کنند(با فرض اینکه همه آنها بالاتر از ۱۸ سال سن داشته اند) ،در اینصورت با کسر آن از کل جمعیت ۱۸سال ببالا در ایران، ۴۸۸۳۵۷۱۷ نفر ایرانی واجد شرائط برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس هستند.

حال چنانچه ادعای مسئولان مبنی بر اینکه کل آراء ماخوذه در کشور ۲۲میلیون و ۸۳۲ هزار نفر می باشد(۱۶) ، صحت داشته باشد ، در اینصورت ۷۵/۴۶درصد از واجدین شرائط در انتخابات اخیر شرکت کرده اند که در مقایسه با دوره قبل که میزان مشارکت ۲۱/۵۱ درصد بوده است، ۴۶/۴ درصد کاهش مشارکت داشته ایم! حال اگر ۳-۴ میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد با توجه به اینکه طبق مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی آرای باطله نیز جزء آرای ماخوذه محسوب شده است لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود.

با فرض اینکه آرای باطله در کل کشور حدود یک میلیون یعنی ۵ در صد کل آرای ماخوذه و یک چهارم رقم مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت ملی باشد (طبق اعلام مسئولان امر در تبریز حدود ۸/۶ درصد(۱۷) ، در مشهد و کلات ۵/۶ درصد(۱۸) و در تهران حدود ۹/۸ درصد کل آرای ماخوذه(۱۹) جزء آرای باطله بوده است که در این دوره جزء آرای ماخوذه شمارش شده است) در اینصورت آرای ماخوذه کل کشور در هشتمین دوره انتخابات مجلس قابل مقایسه با آرای ماخوذه دوره قبلی انتخابات مجلس ، حدود ۲۱۸۳۲۰۰۰ که است که ۷/۴۴ درصد واجدین شرایط را شامل می شود.

ب-۲– در حوزه انتخابیه تهران ،اسلامشهر ،ری و شمیرانات

بر اساس سرشمارس سال ۸۵ حاصل جمع کل جمعیت تهران،اسلامشهر،ری و شمیرانات ۸۷۶۰۵۶۵ نفر می باشد که از این تعداد ۲۰۰۷۳۳۷ نفر در زمان سرشماری کمتر از ۱۷ سال سن داشته اند لذا در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرائط رای دادن نبوده اند.از این تعداد ۱۷۷۵۱۰ نفر در زمان سرشماری ۱۷ ساله بوده اند که در هنگام رای گیری واجد شرائط برای رای دادن شده اند، بنابراین در تهران و حومه حدود ۶۷۵۳۲۲۸ نفر بیش از ۱۸سال سن داشته اند.

طبق سرشماری به عمل آمده حدود ۱۵۹۴۶۲۸ نفر از جمعیت ایران یعنی نزدیک به ۲۶/۲ درصد کل جمعیت جزء اتباع خارجی هستند که حق رای ندارند، از اینرو اگر فرض کنیم که ۲۶/۲ درصد جمعیت تهران و حومه نیز (حدود ۱۹۷۹۸۸ نفر ) جزء اتباع خارجی محسوب میشوند، با کسر این تعداد تقریبا ۶۵۵۵۲۴۰ نفر از جمعیت تهران و حومه تبعه ایران و واجد شرایط برای رای دادن می باشند.اما نظر به اینکه نرخ مرگ و میر در استان تهران در سال ۸۵ حدود ۶۷/۰ درصد بوده است ، بنابراین بصورت تخمینی ۴۳۹۲۰ نفر از اتباع ایرانی واجد شرایط نیز فوت کرده اند که با کسر آن از اتباع واجد شرایط حوزه انتخابیه تهران و حومه ،حدود ۶۵۱۱۳۲۰ نفر در این حوزه برای رای دادن در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرایط بوده اند، حال چنانچه ۱۷۴۰۹۴۱ آرای ماخوذه صحیح تهران و حومه صحت داشته باشد(حتی ۲۳۹۶۱۷ نفر کمتر از مجلس هقتم و ۴۶۳۹۰۶ نفر کمتر از مجلس ششم) در اینصورت ۷۴/۲۶ درصد از کل واجدین شرایط حوزه انتخابیه تهران،ری،اسلامشهر و شمیرانات در هشتمین انتخابات مجلس شرکت کرده اند که نسبت به هفتمین انتخابات مجلس با ۷۵/۲ درصد کاهش مواجه شده است !

ب-۳- در آذربایجانشرقی:

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت کل آذربایجانشرقی حدود۳۶۰۳۴۵۶ نفر بوده است(۱۰) .از این میان ۹۹۲۵۶۹ نفر کمتر از ۱۷ سال سن داشته اند که فرض می کنیم بدلیل نرسیدن سنشان به ۱۸ سال هیچیک نمی توانستند در این دوره از انتخابات رای بدهند.اما جمعیت ۱۷ ساله ها که در آبانماه سال ۸۵ حسب سرشماری به عمل آمده ۸۵۲۱۰ نفر می باشند ،در سال ۸۶ واجد شرایط رای دادن بوده اند، در اینصورت ۲۶۹۶۰۹۷=۸۵۲۱۰+۹۹۲۵۶۹ -۳۶۰۳۴۵۶ نفر واجد شراط رای دادن در آذربایجان بوده اند.بای بک

از آنجا که طبق سرشماری به عمل آمده نرخ مرگ و میر در آذربایجانشرقی در سال ۸۵ حدود ۶/۰% برآورد شده است ، با فرض تداوم همین نرخ مرگ و میر در سال ۸۶ حدود ۱۶۱۷۶ نفر میزان مرگ و میر جمعیت واجدین برای رای دادن خواهد شد که با کسر آن از رقم ۲۶۹۶۰۹۷،جمعیت واجد شرایط آذربایجانشرقی برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حدود ۲۶۷۹۹۲۱ نفر خواهد بود.

اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر ۱۲۵۰۶۰۷ آراء ماخوذه (حاصل جمع آراء ماخوذه صحیح باطله و غیر باطله در همه حوزه های انتخابیه استان به نقل از ستاد انتخابات کشور ۲۵/۱۲/۸۶) در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است، در اینصورت درصد مشارکت مردم استان آذربایجانشرقی در هشتمین دوره انتخابات مجلس ۶۷/۴۶ درصد بوده است که با در نظر گرفتن اینکه در دوره قبل از ۲۶۷۰۰۶۲ نفر واجد شرایط از تعداد ۱۳۷۳۴۶۷ نفر(۱۱) یعنی ۴/۵۱ در صد واجدان شرایط شرکت کرده بودند.

بنابراین میزان مشارکت ۷۳/۴ درصد نسبت به دوره قبل و ۵۳/۲۰ درصد نسبت به انتخابات مجلس ششم کاهش داشته است( در ششمین دوره انتخابات مجلس ۲/۶۷ درصد واجدان شرائط شرکت کرده بودند یعنی ۱۵۱۱۸۱۶ کل آرای ماخوذه بوده است) .این در حالیست که در برخی از حوزه ها تا ۱۱۰ درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده اند!! چنانچه آرای باطله ای که با مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی ،جزء آرای ماخوذه محسوب شده است را از کل آرای ماخوذه کسر نمائیم، در اینصورت نتیجه مربوط به مشارکت مردم آذربایجانشرقی در انتخابات مجلس هشتم بیش از این کاهش نشان خواهد داد.

ب-۴– در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعییت کل حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو حدود ۱۷۶۶۲۸۹ نفر بوده است. از این میان ۴۴۹۲۴۴ نفر در سال ۱۳۸۵ کمتر از ۱۷ سال سن داشته اند. قهرا این اشخاص در سال ۸۶ هم نمی توانند رای دهند .اما جمعیت ۱۷ ساله که تعداد آن ۳۷۳۲۱ بوده است ، در سال ۸۶ جزء واجدین شرائط رای دادن هستند، لذا افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه مذکور ۱۳۱۷۰۴۵ = ۱۷۶۶۲۸۹-۴۴۹۲۴۴ می باشد.نظر به اینکه نرخ مرگ و میر سالانه در آذربایجانشرقی ۶/۰ درصد بوده است که با فرض اینکه همین نرخ در حوزه انتخابیه مورد بحث نیز صدق می کند، در اینصورت ۷۹۰۲ نفر از واجدین شرایط فوت شده اند که با کسر این تعداد افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو ۱۳۰۹۱۴۳ نفر می باشد.

با وجود اینکه در تبریز تا واپسین لحظات روز رای گیری اکثریت شعبات اخذ رای کاملا خلوت بود (علیرغم اشتهای فراوان صدا و سیما به پخش تصاویر مردم در پای صندوقهای رای در سراسر کشور، حتی یک تصویر هم از تبریز در تلویزیون پخش نگردید اما پس از تمدید مهلت رای گیری و خرید هر رای به قیمت ۵۰۰۰ تا بیست هزار تومان توسط برخی از داوطلبان و توزیع فرم های اشتغال توسط یکی از داوطلبان ،در برخی از شعبات رای گیری تبریز صف های ۳۰-۴۰ نفره ایجاد شد!).بای بک

اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر ۳۸۲۴۸۰ آراء ماخوذه (۱۲) در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است(۱۳) در اینصورت مشارکت مردم تبریز،آذرشهر و اسکو و توابع آن در انتخابات اخیر ۲/۲۹ % بوده است که در مقایسه با دوره قبل ۵۹/۲ درصد کاهش مواجه شده است(دوره هفتم ۷۹/۳۱ درصد مشارکت داشتند) و اگر دهها هزار آرائی که بصورت تک رای بنام اینجانب یا سفید در صندوق ها ریخته شده و باطله محسوب اما بموجب مصوبه اخیر مجلس برخلاف دوره های قبلی برای بالا نشان دادن میزان مشارکت مردم جزء آراء ماخوذه محسوب می شود کسر نمائیم ،در اینصورت درصد مشارکت مردم این حوزه انتخابیه کمتر از ۲/۲۹ درصد خواهد بود و چنانچه تعرفه هائی که به بهانه نوشتن نام اینجانب نام پزشکیان و چند تن دیگر از داوطلبان را هم در آن نوشته اند(بگفته چند منبع موثق در نزدیک به صد هزار تعرفه رای نام اینجانب و یکی دو تن از کاندیداها بعنوان اعتراض نوشته شده بود و البته قانونا بنام داوطلبان مذکور منظور شده است) را کسر نمائیم، سهم مشارکت از این رقم هم کمتر خواهد شد؟

(گفتنی است که از دو هفته قبل از زمان رای گیری تا آخرین لحظات رای گیری از طریق اس ام اس و روش های دیگر در سطح بسیار وسیعی در آذربایجان و حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو شایع کرده بودند که صلاحیت اینجانب تائید شده است و به محض اینکه دو روز مانده به انتخابات مراتب را در وبسایت شخصی ام تکذیب کردم، بکمک امداد های غیبی این وبسایت تا پایان انتخابات مسدود شد !) .

نکته در خور توجه اینکه رئيس ستاد انتخابات آذربايجان برای توجیه کاهش حضور مردم در تبریز مدعی شده است که:” به هنگام انتخابات مجلس ، شهرستاني هاي مقيم تبريز همواره به مناطق خود مراجعه كرده و در حوزه هاي مربوط به خود راي مي دهند لذا اين مسئله موجب شده است که ميزان مشاركت راي دهندگان تبريز در انتخابات مجلس همواره كمتر از ديگر شهرستان ها است.”!!(۱۴) گفتنی است که در ششمین دوره انتخابات مجلس در سال ۷۸ در همین حوزه بالغ بر ۵۶۶۱۰۳ رای صحیح غیر باطله به صندوق ها ریخته شده بود که علیرغم تقلبات وسیع صورت گرفته و نخواندن بسیاری از آرای اینجانب حدود ۲۰۰ هزار رای به راقم این سطور تعلق داشت.

ب-۵- در حوزه انتخابیه مشهد و کلات

در انتخابات اخیر حوزه انتخابیه مشهد و کلات نیز که یکی از مناطق مذهبی ایران است با کاهش مشارکت مردم مواجه شد، بنحویکه ۸۲/۳۳ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند(۵۳/۴۰ درصد مورد ادعای وزارتکشور!) که در مقایسه با دوره قبل ۲۸/۱۳ درصد کاهش داشته است.سایر حوزه های انتخابیه و بویژه مراکز استان ها و کلانشهر ها نیز کم و بیش گرفتار همین سرنوشت شده است که در این نوشتار مجال پرداختن به همه آنها نیست.بای بک

ج- نتیجه گیری

امام جمعه تبریز گفته است که “شرکت گسترده مردم در انتخابات لبیک به مقام عظمای ولایت بود” (۲۰) و استاندار آذربایجانشرقی نیز اعلام کرد که “انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی رفراندوم مشروعیت نظام بود”!(۲۱) از آنجا که استفاده از چنین تعابیری جزء شعارهای مرسوم بسیاری از مسئولین است، لذا حتی اگر چنین ادعاهائی را هم مبنای داوری قرار دهیم ،در اینصورت مفهوم مخالف استدلال فوق این خواهد شد که نظام جمهوری اسلامی در میان ۲۵/۵۳ در صد مردم کشور (ايران!)، ۲۶/۷۳ مردم تهران، ۳۳/۵۳ درصد مردم آذربایجانشرقی، ۸/۷۰ درصد حوزه انتخابیه تبریز و حومه و حوزه انتخابیه…فاقد مشروعیت می باشد!؟

و با توجه به توصیه مقام رهبری مبنی بر اینکه ” نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند” ، میزان تبعیت مردم از مقام رهبری در این خصوص در انتخابات اخیر در حالت خوشبینانه آن معادل با حاصلجمع آرائی است که در هریک از حوزه های انتخابیه آگاهانه به داوطلبان مدافع دولت ریخته شده است که این رقم در تهران و حومه بین ۵۰۰-۴۰۰ هزار نفر است ! اگر آمار بسیجیان و سپاهیان و …در کشور و بویژه تهران و توصیه فرمانده کل سپاه را مد نظر قرار دهیم ، نتایج حاصله بسیار معنا دار خواهد شد! از طرفی با توجه به سیر نزولی کاهش میزان مشارکت مردم در هر دوره، نتیجه دیگر پذیرش ادعای فوق این خواهد شد که مشروعیت نظام هم سیر نزولی دارد!؟

اما واقعیت این است که در بسیاری از حوزه های انتخابیه کوچک و خصوصا روستا ها و حتی در شهرها و کلانشهرها،مردم فارغ از گرایشات سیاسی داوطلبان و نوعا با انگیزه ها و علائق بخشی، عاطفی، قومی و قبیله ای و خانوادگی و نظایر آن به داوطلبان مورد نظر خود رای می دهند،چنانکه در رژیم گذشته نیز با توجه به همین علائق و تقریبا با همین درصد به داوطلبان دلخواه حزب رستاخیز و حکومت رای می دادند. لذا تجربه نشان داده است که در ایران حدود ۴۰ تا ۶۵ درصد از آرای ماخوذه فارغ از نوع رژیم حاکم با توجه به همین علائق و مناسبات در صندوق ها ریخته می شود و ارتباطی با نظام سیاسی حاکم ندارد. در تهران با توجه به آرای داوطلبان موسوم به اصولگرا، می توان گفت که حدود ۱۲-۱۰ درصد از آرای واجدین شرایط برای رای دادن، با توجه به علائق حکومتی و بصورت سنتی در صندوق ها ریخته شده است و همین درصد کم و بیش در سایر نقاط ایران نیز حاکم است و یک طیف خاص از قدرت های انتصابی، با تکیه بر همین بخش از آراء بر اکثریت مردم اعمال اقتدار و حکومت می کنند.

ماخذ:

(۱) ایسنا ۱/۱۲/۸۶
(۲) روزنا ۳۰/۱۱/۸۶
(۳) (رونامه اعتماد)
(۴) ایسنا ۱۶/۱۲/۸۶
(۵) ۱۸ بهمن ۱۳۸۶در دانشگاه تربيت معلم تهران
(۶) ایسکانیوز۲۴اسفند۱۳۸۶
(۷) مدیر کل صدا و سیمای گلستان پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
(۸) مدیرکل صدا و سیمای اصفهان خبرگزاری فارس۲۴/۱۲/۸۶
(۹) مدیر کل صدا و سیمای آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا آذربایجانشرقی ۲۶/۱۲/۸۶
(۱۰) ماخذ پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران – جدول۲-۱۷ جمعیت بر حسب جنس و تابعیت
(۱۱) پورمحمدي افزود: كد ملي ‌۲۲ ميليون و ‌۸۳۲ هزار نفر ـ نزديك به ‌۲۳ميليون نفر ـ روز جمعه ثبت شده است.جام جم آنلاین ۲۵ اسفند
(۱۲) قائم مقام ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا منطقه آذربایجانشرقی ۲۷/۱۲/۸۶
(۱۳) خبرگزاری مهر ۲۶/۱۲/۸۶
(۱۴) تابناک ۲۷/۱۲/۸۶
(۱۵) جدول ۲۶ نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن ۱۳۸۵
(۱۶) ۲۴ اسفند ۸۶ ایرنا
(۱۷) رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا و مهر آذربایجانشرقی– ۲۶/۱۲/۸۶ و فارس ۲۶/۱۲/۸۶ بنقل از فرماندار تبریز
(۱۸) مسئولان امر از فرط دستپاچگی آمارهای ضد و نقیض ارائه دادند. بنگرید:(فرماندار تبریز) فارس مورخه۲۵/۱۲/۸۶، ایسنا ۲۶/۱۲/۸۶ بنقل از اطلاعیه وزارتکشور،رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با فارس ۲۴/۱۲/۸۶ و ۲۷/۱۲/۸۶ خبرگزاری ایرنا و ایسنا به نقل از نايب رييس‌ستاد برگزاري‌انتخابات آذربايجان‌شرقي
(۱۹) خبرگزاری مهر ۲۵/۱۲/۸۶
(۲۰) ایسنا ۲۸/۱۲/۸۶
(۲۱) ایسنا ۲۸/۱۲/۸۶ در جمع اعضای شورای تامین استان
مقاله از سايت اکبر اعلمي اخذ شده است. تيتر براي خبر از سوي باي بک انتخاب شده است.

BayBak, All about a Nation٫بير ميللتين سسي
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_40.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com