- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

خيزش ملتها عليه ستم ملي فارس٫ دست و پا زدنهاي شوونيستهاي جبهه مشارکت! - تبريزلي باي بک

بای بک، آذربايجان | اُرتاگؤن, ۱۶-ي قیروو آی , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۱۵:۳۰ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق

. مطمئنم که اين بند از بيانيه مذکور نيازي به تفسير نداشته باشد!

فعالاني که از مسلح شدن آذربايجان٫ از استقلال راي و عمل آن و نيز از اقدامات مشابه بر عليه اشغالگراني که آذربايجان را نابود ميکنند واهمه داشته و نويسنده را فردي تندرو٫ جنگ طلب و حتي تروريست معرفي ميکنند بدانند که آذربايجان از اقدامات خنثي و منفعل آنها ضربه خواهد ديد. فردايي که دير خواهد بود و …


“جبهه مشارکت” که يکي از شوونيست ترين تشکلات پان-فارس در ايران است اخيرا بيانيه اي صادر کرده است* که دولت نهم را متهم به بدرفتاري قومي-مذهبي در ايران ميکند.

در بيانيه مذکور آمده است: “همه حکومت های مرکزی ایران در داوار تاریخ، واقعیت اقوام، طوایف، مذاهب، آیین ها آداب مختلف را به عنوان یک اصل مهم برای بقا پذیرفته بودند و نیک می دانستند با بذل توجه خود به مرکز، مشروعیت خود را در قوم و گروه خاصی جستجو نکنند که این بیراهه ای است که ملک و ملت را به خطر می‌اندازد.”

در اين بخش جبهه مشارکت با دروغ گوئي و تحريف فاحش تاريخ٫ اقدام به پنهانکاري اقدامات سرکوبگرانه خاندان پهلوي و رژيم اسلامي در خصوص ملتهاي غير فارس مينمايد. و نيز در تلاش است تا با مرکز معرفي کردن تهران٫ آنرا شهري مختص فارسها معرفي نمايد.

جبهه مزبور ميخواهد از اقدامات شاهان تورک در احترام به مليت و مذاهب شهروندان تابع خود استفاده کرده و در تلاش است تا خاندان پهلوي و رژيم اسلامي٫ البته از دولت نخست تا هشتم را نيز حاکماني مقيد به حقوق ملي٫ و به تعبير شوونيستها “قومي” معرفي کند.

جبهه مشارکت ترس خود از ستم ملي را نه براي حقوق شهروندي و انساني مردم٫ که به خاطر ترس از تجزيه جغرافياي اشغال شده ايران توسط فارسها نمايش ميدهد. در اين جمله کاملا مشخص است که هدف جبهه مشارکت از ابراز نگکراني در خصوص تبيعض اعمال شده بر غير فارسها مشاهده ميشود: “لازم به یادآوری است که در ترکیب جمعیتی ساکنین استان های مرزی کشور غلبه جمعیتی با اقوام و مذاهبی است که در طول تاریخ همواره از حدود و ثغور کشور حراست کرده اند. بدین ترتیب هر گونه دامن زدن به شکاف های قومی- مذهبی در این مناطق، واگرایی و گریز از مرکز مرزنشینان را به همراه دارد.”

در سالهاي اخير٫ و خصوصا پس از اتمام جنگ هشت ساله ايران-عراق٫ مسئولان نظام اسلامي متوجه شده اند که ظلم به ملتهاي غير فارس و ناديده گرفتن آنهها به عنوان بخش صاحب حق در حکومت ميتواند باعث نابودي نظام گردد. اين ترس که در تمام مسئولان٫ کم يا زياد٫ قابل مشاهده است در ادوار مختلف و در لباسهاي متنوع عرضه شده است. يکي از اين لباسهاي متنوع نيز “علم کردن خاتمي” بوده است.

سيد خندان که منصوب شد٫ ۸ سال ديگر نيز ملتهاي فارس را در تگنا و بين مرگ و زندگي نگهداشت. جنگ نظامي ۸ ساله ايران و عراق تبديل به جنگ هشت ساله ملي بين فارسهاي شوونيست و غير فارسهاي مظلوم گرديد.

يکي از خصوصيات غير قابل تغيير شوونيستهاي فارس قوم ناميدن ملتهاي غير فارس ميباشد. به عبارتي٫ ميتوان همين نکته را پاشنه آشيل اين سيستم شوونيستي قلمداد نمود. اگر ملتهاي غير فارس بتوانند حقوق ملي خود را به عنوان ملتي مستقل که در جغرافيايي به نام ايران زندگي ميکنند به دست بياورند٫ ميتوان گفت که فروريختن کاخ خيالي فارسها اتفاق افتاده است.

در بيانيه جبهه مشارکت واقعيت ديگري نيز به چشم ميخورد. اين واقعيت که ناشي از دو کشش متفاوت است٫ به نحوي٫ مناطق استراتژيک٫ مهم و به حد انفجار رسيده آذربايجان و عربستان را هدف گرفته است. چرا که در بيانيه مذکور٫ کردستان و بلوچستان آشکارا نام برده شده اند و ظلم و تبعيض به اصطلاح قومي و مذهبي بر آنها نکوهيده شده است! اما٫ سخني از آذربايجان و عربستان به ميان آورده نشده است!

يکي از کششها ترس از شعله ور شدن مسائل تبعيض ملي و مذهبي در دو منطقه آذربايجان و عربستان است. دومين کشش٫ ترس از قابليتهاي نظامي بلوچها و اکراد ميباشد.

سالهاست که جنگ و گريز بين فارسهاي حاکم با اکراد٫ اعراب و بلوچها جريان دارد. جنگي نظامي و کاملا عريان در جريان است که گاهي به شدت و کاهي ملايمتر به پيش برده ميشود.

اکراد با تکيه بر دول غربي و با استفاده از منابع مالي غير قانوني خود ترور را به داخل شهرها کشانيده اند و حتي دولت فارس را با جنگ خياباني در تهران تهديد ميکنند. سياستهاي اشتباه و نابود کننده آذربايجان شمالي٫ تورکيه و رژيم فارس ماهيت نابود کننده اي براي آذربايجان دارد. اين سياستها با مهم جلوه دادن اکراد٫ با ايجاد فشارهاي کاذب و با انجام عمليات نظامي خنثي بر عليه تروريستهاي کرد و نيز با باز گذاشتن دست اکراد در زمينه مهاجراتهاي هدفدار و قاچاق (جنسي و انساني)٫ آشکارا آينده آذربايجان را به مخاطره افکنده اند.

اعراب که داراي قابليت جنگي از زمان جنگ ايران-عراق ميباشند داراي پيشنه مبارزه نظامي در گذشته نيز ميباشند. البته مبارزات نظامي با حکومت فارس محدود به بخشهاي استراتژيک عربستان بوده است.

بلوچها پس از سالها مبارزه مسلحانه در کوير و مناطق صعب العبور٫ با استفاده از کمکهاي مالي و نظامي کشورهاي مختلف اقدام به گسترده کردن شعاع عملياتي خود نموده اند. رژيم فارس با نفوذ به بدنه مبارزاتي بلوچها توانسته است گروهکهايي تشکيل دهد که مدافع جغرافياي کنوني بوده و تنها از بعد مذهبي (آنهم اسلامي مورد پسند اجباري فارسها) مبارزه بي اثر به پيش ميبرند.

با تواصيف فوق٫ اين تنها آذربايجان است که بعد نظامي ندارد و براي همين نيز در معادلات داخلي و خارجي جايگاهي براي خود ايجاد نکرده است.

عدم ارتباط با دول خارجي و ايجاد کانالهاي مراودتي٫ مذاکراتي و نظامي از مشکلات عديده اي هستند که حرکت ملي آذربايجان را تهديد به نابودي مينمايند. ارتباط دو جانبه با هر دولتي که مدافع حقوق ملي آذربايجانيان باشد٫ با در نظر گرفتن برتري منافع ملي آذربايجان و البته با پرداخت هزينه اينگونه مراودتها٫ ميتوان حرکت ملي آذربايجان را از حالت شکست خورده و محکوم به فناي کنوني درآورده و شکلي پويا و مستعد به آن داد.

به نظر من٫ رژيم تورکيه با اقدام سريع و قاطعي ميتواند آينده آذربايجان را تضمين نمايد. اين اقدام اعطاي خودمختاري به مناطق کردنشين تورکيه به شرط وابستگي به مرکز خواهد بود. اقدامي که منافع بيشماري براي تورکيه٫ آذربايجان و دنياي تورک به ارمغان خواهد آورد.

بايد قبول کرد که دنياي غرب و سياست ضد تورک دولي چون روسيه اکراد را به عنوان يک ملت وارد تاريخ کرده اند. عليرغم اينکه در هيچ برهه اي از تاريخ اکراد به عنوان يک ملت و داراي يک دولت مستقل ياد نشده اند٫ ولي مانند غير ممکن شدن انکار اسرائيل و ارمنستان٫ انکار اکراد نيز کاري نشدني جلوه ميکند. به همين دليل٫ نبايد با انکار وجود اکراد در منطقه٫ خطرات بيشمار ساطع شده از وجود آنها را نيز انکار نمود. چرا که انکار اين خطرات ميتواند نابودي به ارمغان بياورد.

اقدامي که من به عنوان بهترين و تنهاترين داروي حل مشکلات تجويز کرده ام باعث خواهد شد که:
۱- اکراد در مناطق ترسيم شده از سوي تورکيه محدود شوند٫
۲- رژيم فارس مجبور به عقب نشيني در مقابل تورکيه٫ و بالتبع در مقابل دنياي تورک گردد٫
۳- دهان کشورهاي غربي و روسيه براي زورگوئي و شانتاژ تورکيه بسته شده و اقتدار تورکيه در قفقاز و خاورميانه بيشتر شود٫
۴- اعتراضات اکراد ساکت شده و سرگرم حل و فصل مشکلات خود در مناطق کوهستاني خود شوند و از اقدامات منفي بر عليه تورکها در داخل و نيز در کشورهاي ديگر دوري کنند٫
۵- قدرت تورکيه در قبرس٫ عراق و مناطق تورکمان نشين بيشتر شده و آينده آنها به نفع دنياي تورک شکل گيرد٫
۶- قدرت اقتصادي تورکيه بالاتر برود (با کسر هزينه مبارزه با اکراد٫ با کسر رشوه دادن به دول غربي مدافع اکراد٫ تجارت بيخطر در منطقه٫ رسيدن به جامعه اي آرامتر و پوياتر٫ بي اثر کردن نقشه بيگانگان براي شعله ور ساختن جدائي طلبان قومي-مذهبي٫ توريسم تورک بدون تروريسم اکراد و …)٫
۷- در آينده٫ اگر اکراد خواهان استقلال باشند٫ اين استقلال از سوي تورکيه به آنها اعطا شود٫ نه اينکه بر تورکيه تحميل گردد٫
۸- استقلال اکراد در جغرافياي ترسيم شده از سوي تورکيه (با ديکته کردن تورکيه به عراق و سوريه و حتي ايران)٫ بدون دسترسي به مناطق تجارتي آزاد٫ عملا اکراد را وابسته به تورکيه خواهد نمود٫
۹- ترسيم جغرافياي اکراد از سوي تورکيه ميتواند اتصال آذربايجان-تورکيه-تورکمنستان-کرکوک (دنياي تورک) را تضمين نمايد و دست دشمنان را در اعطاي آذربايجان به اکراد-ارامنه در پوست گردو بگذارد٫
۱۰- نقشه خاورميانه با مشارکت قاطع تورکها طراحي شود
- …

با در نظر داشتن نکات مختصري که شمردم٫ بايد در نظر داشت که اقدام درخواست شده از سوي تورکيه ميتواند به صورت شمشير دو لبه اي بر عليه آذربايجان مورد استفاده قرار بگيرد. براي همين است که من به واقعيت رسيدن استقلال عملي حرکت ملي را امري ضروري دانسته و رسيدن به آن را در نزديکترين زمان ممکن واجب ميدانم.

براي اتمام اين نوشته٫ بخش پاياني بيانيه جبهه مشارکت که در آن فتواي قتل معترضان رژيم فارس را به صورتي آشکار صادر کرده است مياورم: “ضمن دعوت مردم به هشیاری و حفظ انسجام و وحدت و طرد اختلاف افکنان و افراطیون قومی- مذهبی از همه نهادهای حکومتی انتظار دارد، نسبت به تصحیح اطلاعات خود از اوضاع و درک درست شرایط موجود به اصلاح فوری سیاست ها و تصمیماتی که در این سال ها ناامنی و واگرایی را همراه آورده بپردازند و به مردم آن سامان که همواره با استقبال وحدت و همبستگی ملی جانفشانی در راه دفاع از میهن شتافته اند، اعتماد کنند.”

مطمئنم که اين بند از بيانيه مذکور نيازي به تفسير نداشته باشد!

فعالاني که از مسلح شدن آذربايجان٫ از استقلال راي و عمل آن و نيز از اقدامات مشابه بر عليه اشغالگراني که آذربايجان را نابود ميکنند واهمه داشته و نويسنده را فردي تندرو٫ جنگ طلب و حتي تروريست معرفي ميکنند بدانند که آذربايجان از اقدامات خنثي و منفعل آنها ضربه خواهد ديد. فردايي که دير خواهد بود و …

چه کسي جوابگوي سکوت در مقابل٫ و تعامل با اشغالگران آذربايجان خواهند بود؟ چه کساني بايد از گذشته درس بگيرند و مانع از نابودي آذربايجان گردند؟ غدار بودن دشمنان دانا در مقابل ترس دوستان نادان ميتواند شعله عمري را خاموش کند٫ ولي٫ جواب ملت و آذربايجان چه خواهد شد؟

براي نجات آذربايجان بايد که قدرت مذاکره و معامله به دست بياوريم

تبريزلي باي بک
۰۶/۱۱/۲۰۰۸
کرويدن

* متن كامل اين بيانيه در ادامه مي آيد:
ایران کشوری پهناور با تنوع قومی و مذهبی و ملت ایران واحدی است مرکب از تنوع ها و تکثر ها اما با تاریخ منافع و آرمان مشترک که آنها را به هم پیوند داده است .کشور و ملت ایران در طول حیات تاریخی خود الگوی وحدت در عین کثرت بوده و می باشد.
دفاع از میهن و سربلندی آن به رغم تهاجمات و تجاوزهای متعدد سرزمینی در طول تاریخ این کشور در قامت یک واحد ملی خاستگاه همه ایرانیان بوده است.

همه حکومت های مرکزی ایران در داوار تاریخ، واقعیت اقوام، طوایف، مذاهب، آیین ها آداب مختلف را به عنوان یک اصل مهم برای بقا پذیرفته بودند و نیک می دانستند با بذل توجه خود به مرکز، مشروعیت خود را در قوم و گروه خاصی جستجو نکنند که این بیراهه ای است که ملک و ملت را به خطر می‌اندازد.

مشارکت فعال و همراهی و همگامی همه شهروندان ایران در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی‌(ره) و در مقابله با استبداد با شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی و شرکت همه اقوام ایرانی در جنگ تحمیلی 8 ساله، نیز نمایش بارزی از وحدت ملت ایران در دفاع از آرمان مشترک این مرز و بوم می باشد. رأی قاطع ملت ایران به جمهوری اسلامی و قانون اساسی نیز نشانه بارزی از همبستگی ملی و وحدت همه ایرانیان در دستیابی به آرمان های انقلاب اسلامی است. در این شرایط هر گونه سیاستی که از سوی قوا و نهادهای حاکم بر کشور بر خلاف قانون اساسی باشد به گونه ای که موجب سخت گیری اعمال فشار و نقض حقوق بشر شهروندان شود، نه تنها نقض قانون اساسی و ارمان های انقلاب اسلامی است بلکه زمینه واگرایی را در میان اقوام و مذاهب کشور فراهم می آورد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 19 به صراحت اعلام می دارد: ” مردم‏ ايران‏ از هر قوم‏ و قبيله‏ كه‏ باشند از حقوق‏ مساوي‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اينها سبب‏ امتياز نخواهد بود.” با تکیه بر اصول قانون اساسی خصوصاً اصول 19، 20، 22، 23، 12، و 15 هیچگونه راه توجیهی برای تضییع و تضییق نسبت به حقوق شهروندان ایزانی باقی نمی گذارد و هر گونه اقدام و سیاستی خلاف روح و مفاد قانون اساسی نقض عهد میثاق ملی است. ضمن اینکه واگرایی ناشی از آن موجب تحمیل هزینه های سنگین امنیتی و حیثیتی برای کشور می گردد.

لازم به یادآوری است که در ترکیب جمعیتی ساکنین استان های مرزی کشور غلبه جمعیتی با اقوام و مذاهبی است که در طول تاریخ همواره از حدود و ثغور کشور حراست کرده اند. بدین ترتیب هر گونه دامن زدن به شکاف های قومی- مذهبی در این مناطق، واگرایی و گریز از مرکز مرزنشینان را به همراه دارد. فارغ از اینکه در انقلاب اسلامی به عنوان منادی تقریب مذاهب، وظیفه حاکمان عمل به عدل و یکسان نگری و قلبی مملو لازم لطف و محبت نسبت به مردم می باشد، عقل و تدبیر حکومت داری و تجربه همزیستی ایرانیان حکم می کند که با عمل به قانون اساسی و روش های اعتماد ساز و جلب مشارکت اقوام ایرانی در اداره امور همراه با اجرای برنامه های توسعه منطقه ای، شکاف های قومی- مذهبی مناطق مرزی را ترمیم و بلکه از میان برداشت و احترام و اعتماد بین مردم و حکومت را افزایش داد.

در تجربه دوران هشت ساله اصلاحات، تشکیل شوراهای شهر و روستا و افزایش مشارکت مردم و معتمدین آن‌ها در مدیریت ها بویژه در مناطق قومی، تکریم و احترام به آداب و سنن آن‌ها، منجر به کاهش شکاف های اجتماعی و افزایش مشارکت مردم در انتخابات ملی و آرامش و امنیت نسبی گردید و گام های توسعه را سرعت بخشید. اما متأسفانه در دوره دولت نهم این رویکرد کنار گذاشته شد و با نگاه بدبینانه، متعصبانه و امنیتی به موضوع پرداخته شد. پیامد این رفتار بروز نارضایتی و اعتراض در این مناطق بود که فرصت سوء استفاده بدخواهان و قدرت های ذی نفع را در ورای مرزها که به دنبال ایران ضعیف و ذلیل هستند فراهم نموده است. سیاست های نادرست قومی- مذهبی و بی تدبیری های سه سال گذشته نسبت به مناطق حساس کشور بویژه استان سیستان و بلوچستان و کردستان، هزینه ها و خسارات فراوانی را برای کشور به بارآورده است.

در چنین وضعیتی هر گونه رفتاری که مقدسات و شخصیت های مورد احترام این مناطق را مورد توهین قرار دهد یا یک قوم و مذهب را تحقیر نماید و در عمل آن‌ها را غیرخودی و آزادی های آنان را سلب نماید. بر خلاف مصالح ملی حرکت کرده و به بیگانگانی که در پی ناامن و ناآرام در این کشور هستند کمک نموده است.

کسانی که امروز به عنوان دفاع از نظام، گزارش های غیرواقعی و بزرگ نمایی شده برای مسؤولین مرکزی تهیه می کنند و متأسفانه از سوی بعضی تفکرات غیرهمسو با امام و انقلاب حمایت می شوند، نه دلسوز نظامند و نه اندیشه سربلندی ایران را دارند. حاصل سیاست های اتخاذ شده و مدیریت های یکسونگر در مناطق آسیب پذیر کشور، ایجاد فضای امنیتی و حاکمیت مدیریت امنیتی- نظامی، افزایش ناامنی ها فرار سرمایه، مهاجرت های گسترده به استان های همجوار، سوء استفاده عناصر وابسته و مخل امنیت، تشدید اختلافات، بدبینی عمیق مردم و تضعیف همبستگی ملی می باشد که می تواند منجر به قزبانی شدن منافع استراتژیک بلند مدت جمهوری اسلامی در منطقه ژئوپلتیک همسایگان ایران گردد.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی با رصد حوادث واقعه در برخورد با اقوام و مذاهب بویژه در استان های سیستان و بلوچستان و کردستان و تحلیلی که از وضعیت موجود دارد. ضمن دعوت مردم به هشیاری و حفظ انسجام و وحدت و طرد اختلاف افکنان و افراطیون قومی- مذهبی از همه نهادهای حکومتی انتظار دارد، نسبت به تصحیح اطلاعات خود از اوضاع و درک درست شرایط موجود به اصلاح فوری سیاست ها و تصمیماتی که در این سال ها ناامنی و واگرایی را همراه آورده بپردازند و به مردم آن سامان که همواره با استقبال وحدت و همبستگی ملی جانفشانی در راه دفاع از میهن شتافته اند، اعتماد کنند.

بدون تردید انقلابی که منادی وحدت اسلامی است. باید خود الگویی در این باره باشد و به گونه ای رفتار نکند که مذاهب اسلامی در ایران احساس محدودیت و فشار نمایند.

BayBak, All about a Nation٫بير ميللتين سسي
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:

گوروش ۲


  1. : رضا سویلییر

    اُرتاگؤن ۱۶ قیروو آی ۱۱۰۰۸ @ ۷:۰۴ آ.خ

    من این حرف شما را بارها گفته ام که آغلامییانا سود یوخدور. متاسفانه بعضی از دوستان ما با تاکید بر مبارزه دموکراتیک و قلمی که البته آن هم به جای خود باید باشد خاور میانه را که تازه دارد ناسیونالیسم را تجربه می کند با اروپای کنونی اشتباه گرفته اند آیا به این اندیشیده اند که با متولد شدن یک ملت جدید در منطقه با عنوان کرد که به علت مسا یل روانی (مثلا تا به حال دولتی نداشته اند و واقعا برایشان عقده خود کمتر بینی آورده است)بسیار حریص و تمامیت خواه هستند سخن گفتن از حل دیپلماتیک ارومیه یا نقده یعنی تقدیم خاک آذربایجان به آنها ,مسلح نشدن یعنی آماده نسل کشی ترکها به دست کردها. البته همان طور که ابتدا گفتم ( آغلامییانا سود یوخدو) باز هم می گویم رژیم با هر ملتی که مسلح باشد مماشات می کند که دقیقا همین کار را با کردها و بلوچ ها انجام می دهد اما ما که فکر می کنیم با تفکر شهر وندی و رفتار قلمی می توانیم کاری بکنیم اصلا انگار وجود نداریم . فرصت مناسبی است تا مسلح شده و جنگ خود را با کردها نه با رژیم فی الحال شروع کنیم . کرهای تروریست را می کشیم هم دولت متوجه نیروی قوی ما می شود و هم مطرح می شویم و می دانند که با چه ملتی طرفند . بله باید مسلح شویم

RSS بو یازینین گوروشلرینین یمی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_1667.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com