- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
آیا بحران قاراباغ راه حل نظامی دارد؟! - آيدين تبريزلي
بای بک، آذربايجان | باشگؤن, ۱۳-ي قیروو آی , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۰۰:۲۷ [گ.ؤ] | فارسجا, یازی و قوشوق
![]() |
. | در واقع آنچه که آذربایجان باید به صورت جدی بر روی آن بیاندیشد، آمادگی کامل نظامی و ارزیابی شرایط جهانی و منطقه ای است تا در یک شرایط مساعد از هر جهت، در یک حمله برق آسای کاملا برنامه ریزی شده، مناطق اشغالی خارج از قاراباغ را به سرعت به کنترل خود در آورد و نیروهای ارمنستان را تا مرزهای قانونی دو کشور عقب براند و پس از موفقیت عملیات، به سرعت آتش بس اعلام کند و احترام به مرزهای بین دو کشور را از طریق رئیس جمهور اعلام و آمادگی خود را برای تداوم مذاکره بر سر منطقه قاراباغ اعلام نماید. |
این روزها اخبار و تحلیل های زیادی در مورد بحران قاراباغ منتشر می شود که از یک طرف بر مطرح شدن جدی مساله قاراباغ در مذاکرات گروه مینسک اشاره دارد (۱) و از سوی دیگر مخاطرات حرکت عجولانه در جریان مذاکرات و اعطای امتیازات بیش از اندازه به طرف ارمنی از سوی دولت آذربایجان را گوشزد می کند (۲). هرچند رشد اقتصادی آذربایجان در سالهای اخیر و در مقابل مشکلات اقتصادی ارمنستان به عامل برتری موقعیت آذربایجان در این بحران تبدیل شده است و گذر زمان هم بیشتر به نفع آذربایجان است تا ارامنه، به گونه ای که ارامنه و قدرتهای طرفدار آنها با درک این موضوع که گذر زمان به ضرر آنهاست، بر تلاشهای دیپلماتیک خود برای حل هرچه سریعتر آن افزوده اند، اما یکی از دلایل عمده ای که موقعیت دولت آذربایجان را در مذاکرات به شدت تضعیف کرده است، شکست نظامی و از دست دادن ۲۰ درصد از خاک خود در جنگ است که منطقه قاراباغ تنها بخشی از این 20 درصد اشغالی است.
هرچقدر که طرف ارمنی برای حل هر چه سریعتر این مساله اصرار دارد، چون با در دست داشتن ۲۰ درصد از خاک طرف مقابل در موقعیت برتر نظامی قرار دارد و در نتیجه دست بالا را در چانه زنی ها در اختیار دارد؛ منافع طرف آذربایجانی ایجاب می کند که در امضای توافقنامه صلح اصلا عجله به خرج ندهد و حتی سعی کند مذاکرات را به درازا بکشاند و از مواضع اصولی خود قدمی عقب نشینی نکند تا با گذشت زمان و با توجه به برتری اقتصادی خود، زمینه را برای سرمایه گذاری در ارتش و نیروی نظامی و توانمند سازی آن فراهم کرده و برتری نظامی خود را در برابر ارتش ارمنستان هر چه بیشتر تقویت کند. این برتری نظامی حتی اگر به مرحله به کارگیری نیروی نظامی هم نرسد، موقعیت آذربایجان در این مذاکرات را تقویت خواهد کرد و باعث خواهد شد که دولت آذربایجان امتیازات بیش از حد به طرف ارمنی واگذار نکند.
در واقع چون در حال حاضر ۲۰ درصد از خاک آذربایجان در اشغال ارمنستان است، آذربایجان مجبور است در قبال بازپس گیری این مناطق امتیازات بزرگی به طرف ارمنی بدهد، درحالیکه در موقعیت برابر نظامی این امتیازات داده نمی شد. حال سئوال بسیار مهمی که وجود دارد این است که آیا آذربایجان باید بر روی راه حل نظامی برای حل بحران قاراباغ به صورت جدی بیاندیشد یا نه؟
در این مساله شکی نیست که این حق مسلم آذربایجان است که با متجاوزین و اشغال گران وارد جنگ شود و مناطقی را که با نیروی نظامی کشور ارمنستان به اشغال در آمده است را آزاد کند و اصولا آذربایجان باید همیشه این گزینه را، هم در مذاکرات و هم در عمل با آماده سازی مداوم ارتش خود، به عنوان یک گزینه موجود و جدی برای حل بحران قاراباغ مد نظر قرار داده و به صورت رسمی اعلام کند تا برتری موجود نظامی ارمنستان را قابل تغییر و غیر دائم نشان داده و به طرف ارمنی بفهماند که حاضر نیست در مذاکرات امتیازی بیش از اندازه، بابت برتری شکننده نظامی موجود در جبهه ارمنستان و آذربایجان به آنها بدهد. مثلا باید به آنها بفهماند که آذربایجان هرگز حاضر نیست که در قبال بازپس گیری سایر بخشهای اشغالی، منطقه قاراباغ را به ارمنستان واگذار کند.
به نظر می رسد که اگر آذربایجان نخواهد از نیروی نظامی برای بازپس گیری مناطق اشغالی استفاده کند، به هر حال مجبور خواهد شد امتیازاتی بیش از حد به طرف ارمنی بدهد که در نهایت به الحاق قاراباغ به ارمنستان منجر خواهد شد. لذا به نظر می رسد که آذربایجان مجبور است که با اقدام نظامی هر چند محدود، بخشی از مناطق اشغالی را با نیروی نظامی بازپس گیرد تا موقعیتش در مذاکرات فیمابین تقویت شود چون بدون آن، طرف ارمنی حاضر نخواهد بود به راحتی از ۲۰ درصد خاک جمهوری آذربایجان بدون گرفتن امتیازات بزرگی از جمله فراهم کردن امکان الحاق قاراباغ به ارمنستان، عقب نشینی نماید.
اما بحران گرجستان و مداخله نظامی ناموفق آن کشور در منطقه اوستیای جنوبی که با مداخله نظامی روسیه و به رسمیت شناختن استقلال یک طرفه آن از سوی روسیه که قضیه را پیچیده تر کرد و به ضرر گرجستان تمام شد؛ مخاطرات کاربرد نیروی نظامی برای حل بحران جدایی خواهانه را نشان داد. به همین دلیل به نظر می رسد برخی از تحلیل گران آذربایجانی دچار هراس شده اند و با توجه به مخاطره آمیز بودن عواقب عملیات نظامی که زمینه را برای مداخله قدرتهای خارجی فراهم می کند، گزینه نظامی را عملا کنار گذاشته اند و به صرف مذاکرات دل خوش کرده اند. ولی باید دقت کرد که اگر تغییری در توازن نظامی بین آذربایجان و ارمنستان، به نفع آذربایجان روی ندهد، طرف ارمنی به صورت طبیعی حاضر به کوتاه آمدن از خواسته های زیاده از حد و غیرقانونی خود نخواهد شد.
باید دقت کرد که شرایط بحران فیمابین آذربایجان و ارمنستان با مساله گرجستان تا حدود زیادی متفاوت است. در بحران قاراباغ، علاوه بر منطقه مورد مناقشه قاراباغ، بخش بزرگی از خاک آذربایجان که محل هیچ مناقشه ای هم نیست در اشغال ارمنستان قرار دارد، لذا عملیات نظامی آذربایجان برای آزادسازی این بخش های اشغالی خارج از قاراباغ، نه تنها هیچ شباهتی با مداخله گرجستان در منطقه مورد مناقشه اوستیای جنوبی ندارد، بلکه در صورتی که این عملیات نظامی بتواند سریع، کم تلفات و موفقیت آمیز باشد، برای تقویت موقعیت آذربایجان در مذاکرات بسیار هم ضروری است.
استدلال روسیه برای مداخله در بحران گرجستان، کشته شدن غیر نظامیان در حملات گرجستان به شهرهای اوستیایی نشین بود ولی جمهوری آذربایجان می تواند با عملیات نظامی برای بازپس گیری سریع مناطق اشغالی خارج از قاراباغ و اعلام آتش بس دوباره، با دستانی پر به میز مذاکرات بازگردد و با عدم ورود به منطقه قاراباغ و اعلام تعهد به حل دیپلماتیک مساله قاراباغ، خود را از اتهام کشتار غیر نظامیان تبرئه کند.
در واقع آنچه که آذربایجان باید به صورت جدی بر روی آن بیاندیشد، آمادگی کامل نظامی و ارزیابی شرایط جهانی و منطقه ای است تا در یک شرایط مساعد از هر جهت، در یک حمله برق آسای کاملا برنامه ریزی شده، مناطق اشغالی خارج از قاراباغ را به سرعت به کنترل خود در آورد و نیروهای ارمنستان را تا مرزهای قانونی دو کشور عقب براند و پس از موفقیت عملیات، به سرعت آتش بس اعلام کند و احترام به مرزهای بین دو کشور را از طریق رئیس جمهور اعلام و آمادگی خود را برای تداوم مذاکره بر سر منطقه قاراباغ اعلام نماید.
آنچه بسیار مهم است، شفافیت اطلاع رسانی و انجام سریع، دقیق و کم تلفات و البته موفقیت آمیز این عملیات آزادسازی است. بلافاصله پس از آغاز عملیات، رئیس جمهور آذربایجان باید در خبرگزاری های بین المللی ظاهر شده و با یاد آوری تداوم دهها سال اشغال غیر قانونی 20 درصد از خاک خود، از نیروهای متجاوز کشور ارمنستان بخواهد که به مرزهای بین المللی موجود بین دو کشور احترام قائل شده و بدون افزایش درگیری و تحمیل کردن تلفات به نیروهای دو طرف به پشت مرزهای قانونی دو کشور برگردند. همانجا باید تاکید شود که ارتش آذربایجان اصلا قصد ورود به منطقه قاراباغ را ندارد و تنها هدف این اقدام نظامی باز پس گیری مناطق اشغالی خارج از قاراباغ است و مساله قاراباغ را که یک مساله داخلی آن کشور است را به صورت مسالمت آمیز و در مذاکرات با گروه مینسک و بر اساس اصول دموکراسی حل خواهد کرد. در عمل نیز باید نهایت دقت لازم به خرج داده شود تا حتی یک گلوله هم به منطقه قاراباغ شلیک نشود تا بهانه برای مداخله خارجی مثلا روسها پیش نیاید. همینطور باید تاکید شود که ارتش آذربایجان قدمی در خاک ارمنستان نفوذ نخواهد کرد و این عملیات نه یک عملیات تهاجمی بلکه یک عملیات تدافعی در برابر نیروی متجاوز و اشغالگر است که حق قانونی آذربایجان است.
پس از انجام موفقیت آمیز عملیات، آذربایجان بلافاصله باید اهداف عملیات آزادسازی محدودش را پایان یافته اعلام کند و با اعلام آتش بس فوری، طرف مقابل را دوباره به میز مذاکرات فرا بخواند. باید دقت کرد که چون منطقه قاراباغ در درون مرزهای آذربایجان محصور است، اگر این عملیات با موفقیت انجام شود، عملا ارتباط بین منطقه قاراباغ با کشور ارمنستان قطع خواهد شد و بخش قاراباغ در محاصره نیروهای آذربایجانی در خواهد آمد و اصولا نیازی به ورود ارتش آذربایجان به داخل قاراباغ وجود ندارد و همین که ارتباط این بخش با کشور متجاوز ارمنستان قطع شود و نیروهای ارمنی را تا پشت مرزهای بین المللی عقب براند، امتیاز سیاسی و نظامی بسیار بزرگی برای آذربایجان خواهد بود، بدون آنکه متهم به کشتار غیر نظامیان ارمنی ساکن قاراباغ شود.
در این وضعیت ارتش آذربایجان باید تحت هر شرایطی از ورود به بخش قاراباغ اجتناب کرده و اسیر تحریکهای احتمالی هم نشود و اجازه دهد تا نیروهای حافظ صلح بین المللی در منطقه قاراباغ اسکان یابند و تامین کمک های بشردوستانه از جمله غذا و دارو را برای قاراباغ تضمین نماید و تاکید کند که قصد ندارد آنها را محاصره اقتصادی نماید، تا به دنیا اطمینان بدهد که قصد استفاده از زور برای بازپس گیری قاراباغ را ندارد، چون نمی خواهد به کشتار غیر نظامیان منجر شود و لذا حاضر است برای حل سیاسی و دیپلماتیک مساله قاراباغ با گروه مینسک همکاری کند.
بدیهی است که در آن شرایط جمهوری آذربایجان دست بالا را در مذاکرات خواهد داشت و با ندادن هر گونه بهانه ای به کشور ارمنستان و یا روسیه برای مداخله نظامی، آنها را مجبور خواهد کرد که این بار در شرایط برابر نظامی پای میز مذاکره با جمهوری آذربایجان بنشینند. تاکید بر عدم ورود به خاک ارمنستان و بخش قاراباغ و رعایت آن در عمل و شفافیت در اطلاع رسانی به دنیای خارج و پایان سریع عملیات، رمز موفقیت این طرح است. این عملیات نظامی از یک طرف با عدم ورود به قاراباغ، بهانه کشورهای خارجی را از بین خواهد برد و از طرف دیگر با قطع کردن ارتباط نظامی بین بخش قاراباغ با کشور ارمنستان، آنها را مجبور خواهد کرد که در شرایط جدید، امتیازات غیر معقول و زیاده خواهانه از دولت آذربایجان مطالبه نکرده و با دریافت تضمینهایی برای خودمختاری و فدرالیسم و رعایت حقوق زبانی و فرهنگی، مساله ارامنه قاراباغ به شکل مسالمت آمیز و با رعایت حقوق انسانی ارامنه در چهارچوب جمهوری آذربایجان حل و فصل شود. همچنین قرارداد صلح عادلانه ای بین دو کشور همسایه آذربایجان و ارمنستان امضا شود که در آن مرزهای شناخته شده بین المللی بین دو کشور حفظ شده و به خاطر دهها سال اشغال غیر قانونی خاک جمهوری آذربایجان، از طرف ارمنی تقاضای غرامت شود.
آیدین تبریزی
۰۲/۱۱/۲۰۰۸
(۱): [1] www.akhbar-roo…
(۲): [2] oyrenci.com/Ar…
٫بير ميللتين سسي_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_1636.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.akhbar-roo…: http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=17857
[2] oyrenci.com/Ar…: http://oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=1118
: یاشار سویلییر
باشگؤن ۱۳ قیروو آی ۱۱۰۰۸ @ ۱:۴۵ آ.خ
طرح گروه مینسک (پرنسیپ مادرید) یا سند جدایی همیشگی قاراباغ از آذربایجان!؟
این روزها اخبار بسیار نگران کننده ای در مورد مذاکرات قاراباغ منتشر می شود که هر تحلیل گر آگاه به مسائل جهانی را که غم آذربایجان دارد، به شدت می هراساند. متاسفانه آقای ماشاالله رزمی هم در مقاله «مطرح شدن جدی مساله قارا باغ» (۱) با دفاع ضمنی از طرح گروه مینسک (پرنسیپ مادرید) که حیله کثیف غربیان و اسب تراوای ارمنی ها و روسهاست که با هدف کسب مشروعیت برای جدایی همیشگی قاراباغ از آذربایجان به پیش انداخته شده، موضع گیری بسیار نسنجیده ای کرده اند که مرا به شدت نگران کرده است که مبادا دولت آذربایجان و تصمیم گیرندگان آن هم، چنین نظرات خطرناکی داشته باشند و این چنین فریب غربیان را بخورند. بگذارید نگاهی به آنچه که در به اصطلاح طرح گروه مینسک یا پرنسیپ مادرید (خاک در مقابل صلح) مطرح شده بیاندازیم تا ببینیم که این طرح چقدر خطرناک است:
http://oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=۱۱۱۸