- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

“رهبران جمهورى دموکراتیک آذربایجان” (٢٨ مى ١٩٢٠-١٩١٨ ) - فواد آخوندوف

بای بک، آذربايجان | اُدگؤن, ۸-ي قئزاران , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۲۱:۲۳ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق

. تقى زاده ضمن باز گوئى سرگذشت خود، یاد رسول زاده را چنین گرامى داشته است: ” او پیامبر آذربایجانى بود. صد سال دیگر مثل گاندى براى آذربایجان شوروى است”.ملک شعراى بهار، از هم‌قدمان نام آور رسول زاده نیز با احترام از او یاد و به تاثیر پذیرى سبک نگارش خود از وى اشاره نموده است. میدانیم که هم زمان با انتشار “ایران نو” در تهران، بهار هم “نوبهار” و “تازه بهار” را، که از ارگانهاى شهرستانى حزب دموکرات ایران بودند، منتشر میکرد و نخستین شماره ایران نو به سر‌دبیرى رسول زاده با قطعه معروف بهار به مطلع ” مى ده که طى شد دوران جانکاه - آسوده شد ملک، الحمد لله الحمد لله” گشوده است. اشاره بهار در مورد یاد شده از این قرار است: ” من در نثر کلاسیک … ابتدا سبک بیهقى را انتخاب کرده بودم، اما علل سیاسى و احتیاج مردم به نثر ساده باعث شد که سبک نثر نویسى


نویسنده: فواد آخوندوف - ترجمه: دکتر على قره جه‌لو

محمد امین رسول زاده ٭

( مغز متفکر و استراتژیست ١٩۵۵ -١٨٨۴ )

محمد امین رسول زاده، دولت مرد و چهره معروف آذربایجان و یکى از بنیان گذاران جمهورى آذربایجان در تاریخ ٣١ ژانویه ١٨٨۴ در منطقه “نوخان” (نزدیک باکو) بدنیا آمد.

محمد امین تحصیلات اولیه خود را در مدرسه روس- مسلمان آغاز و سپس در “کالج حرفه‌اى” ( اکنون کالج نفت نامیده میشود ) ادامه داد. او از سال ١٩٠٣ به بعد بهنگام دانشجوئى شروع به نوشتن در نشریات مختلف اپوزیسیون کرد.

در دوران انقلاب اول روس (١٩٠٧-١٩٠۵)، رسول زاده اولین غسل تعمید سیاسى خود را با اخراج از کالج گرفت. در آن زمان پلاتفرم ضد سلطنتى او و مطالبات وى براى خود‌مختارى آذربایجان او را با سوسیال دموکراتها یعنى کمونیستهاى آینده متحد نمود.

رسول زاده در جریان انقلاب ١٩٠۵ روسیه در باکو، بهنگامى که پلیس در جستجوى استالین بعنوان یکى از محرکین اصلى شورش بود، جان او را نجات داد. (١) رسول زاده بعد از انقلاب فعالیت روزنامه نگارى خود را ادامه داد. اولین نمایشنامه معروف او بنام “نورى در تاریکى” در سال ١٩٠٨ در باکو روى صحنه رفت. در سال ١٩٠٩ براى شرکت در قیام ستارخان رهبر قیام مشروطه آذربایجان راهى ایران شد. (٢) زمانیکه در ایران بود روزنامه “ایران نو” ارگان حزب دموکرات ایران را تأسیس نمود.(٣) رسول زاده در سال ١٩١١ وقتى قشون روس وارد آذربایجان شد، راهى استامبول گردید، جائیکه آثار او در نشریات مختلف عثمانى منتشر میگردید. رسول زاده بدنبال عفو عمومى که به مناسبت ٣٠٠ مین سال تأسیس خاندان رومانف اعلام گردید به باکو باز گشت .

یکى از بزرگترین دستاوردهاى رسول زاده احیاى نامهاى قومى “آذرى” و “آذربایجان” بود.

زمانیکه معاهده گلستان ١٨١٣ و ترکمن چاى ١٩٢٨ بین ایران و روس منعقد گردید، بخشى از خانات قدیمى آذربایجان نیز به خاک روسیه الحاق میگردد. دولت روسیه تقسیمات ادارى و سنتى آذربایجان (خانات) را به تقسیمات جدید بنام ” گوبرنیا” (استان) تغییر میدهد ولى نام آذربایجان به همان نام در ایالات شمال ایران باقى میماند. از زمان الحاق بخش شمالى آذربایجان توسط روسیه حدود صد سال، روسها آذربایجانى ها را “مسلمان” و یا “تاتار” خطاب میکردند، که هیچکدام از آنها درست نبود و این رسول زاده بود که در سال ١٩١٤ کوشش نمود تا نام تاریخى ملت آذربایجان؛ “ترکهاى آذربایجانى” دوباره برقرار گردد.

رسول زاده از سال ١٩١٧ در سمَت صدر “حزب ملى مساوات” خدمت نمود و بعد از انحلال فدراسیون ماوراء قفقاز در ٢٨ مى ١٩١٨ به رهبرى “شوراى ملى” آذربایجان بر گزیده شد. شوراى ملى برهبرى رسول زاده استقلال جمهورى آذربایجان را اعلام میکند. رسول زاده هرگز هیچ پست حکومتى را نمى پذیرد و بعنوان عضو فعال پارلمان آذربایجان تا سقوط جمهورى آذربایجان در سال ١٩٢٠ بعنوان رهبر ایدئولوژیک جمهورى آذربایجان باقى میماند.

رسول زاده در تأسیس دانشگاه دولتى باکو در سال ١٩١٩ فعالانه شرکت میکند. شعار معروف رسول زاده ” پرچمى که یک بار بالا رفت، دیگر فرود نمى آید” بعدها در آستانه فروپاشى شوروى به معروفترین شعار تظاهرات سالهاى ١٩٩٠ تبدیل میگردد. رسول زاده در سال ١٩٢٠ بدنبال سقوط جمهورى آذربایجان دستگیر، ولى دوستى او با استالین سبب آزادى اش میشود. بعد از آزادى بمسکو میرود و به مدت دو سال بعنوان نماینده کمیساریاى ملت‌ها در مسکو کار میکند و در سال ١٩٢٢ بدنبال ماموریتى که به فنلاند فرستاده میشود هرگز به شوروى باز نمیگردد. رسول زاده بقیه عمر خود را در تبعید در لهستان (١٩٣٨)، رومانى (١٩۴٠) و بالاخره بعد از جنگ جهانى دوم در ترکیه (١٩٤٧) میگذراند و در سال ١٩۵۵ در آنکارا وفات میکند. او در مدت ٣٠ سال زندگى در تبعید یک سرى آثار سیاسى بسیار جدى درباره آذربایجان منتشر میکند که هنوز در انتظار تحلیل و ارزیابى همه جانبه قرار دارند.

على مردان توپچى باش اف

(وزیر امورخارجه ١٩٣۴-١٨۶٢)

چهره برجسته ملى و دولتمرد بزرگ آذرى؛ توپچى باش اف، در ۴ مى ١٨۶٢ در تفلیس(گرجستان) در یک خانواده مالک بدنیا آمد. بعد از اتمام دبیرستان در تفلیس، در سال ١٨٨٨ از دانشکده حقوق دانشگاه پترزبورگ فارغ التحصیل شد. مقامات دانشگاه پترزبورگ به توپچى باش‌اف برنده جایزه دانشجوى ممتاز است پیشنهاد میکنند که اگر به مسیحّیت بگرود میتواند در دانشگاه بعنوان استاد تدریس نماید ولى توپچى باش اف این پیشنهاد را رد و به باکو باز میگردد. در باکو با “پرى خانوم مالیک” دختر حسن زردابى چهره برجسته مطبوعاتى و ملى آذربایجان و بنیانگذار روزنامه معروف “اکینجى” ( دهقان ) ازدواج میکند. توپچى باش‌اف زمانیکه در باکو بود به سردبیرى روزنامه “کاسپین” رسید که یکى از بزرگترین روزنامه هاى آذربایجان بود. او بزودى به عضویت شوراى شهر باکو در آمد و در مى ١٩٠۶ به عنوان نماینده ماوراء قفقاز در اولین پارلمان روسیه (دوماى اول) انتخاب گردید. توپچى باش اف بزودى تبدیل به یکى از رهبران فراکسیون مسلمانان روسیه در دوما گردید. ولى دوماى اول بعد از ٧٢ روز توسط نیکلاى دوم امپراطور روسیه منحل گردید.

بعد از انحلال پارلمان، توپچى باش‌اف در میان آن دسته از نمایندگان روسیه بود که مردم روسیه را به اعتراض و عدم اطاعت مدنى فراخواند، در نتیجه دستگیر و زندانى و بالاخره از حق انتخاب شدن در دوماى دولتى و شهرى محروم گردید. توپچى باش اف على رغم تعقیب قانونى بخاطر کوششهایش براى احقاق حقوق مساوى سیاسى، اجتماعى و مدنى براى مسلمانان روسیه همچنان بعنوان یکى از مورد احترام ترین و معروفترین شخصیتهاى روسیه باقى ماند.

با اعلام جمهورى آذربایجان در ٢٨ مى ١٩١٨ توپچى باش اف به وزارت خارجه جمهورى آذربایجان در کابینه فتحعلى خویسکى انتخاب گردید. قابل توجه است که او تا سال ١٩١٧ به هیچ حزب سیاسى وابسته نبود.

در اوایل ١٩١٩ هیئت رسمى جمهورى آذربایجان برهبرى توپچى‌باش اف براى شرکت در کنفرانس صلح ورساى که در پایان جنگ جهانى اول برگزار شد عازم پاریس گردید. در آن کنفرانس تلاشهاى خستگى ناپذیر او بود که شوراى ملل متفق استقلال آذربایجان را دوفاکتو برسمیت شناختند (ژانویه ١٩٢٠). لیکن ۴ ماه بعد ارتش شوروى باکو را تصرف نمود و توپچى باش اف هرگز نتوانست به آذربایجان باز‌گردد. او در ٨ نوامبر ١٩٣۴ در پاریس درگذشت.

فتحعلى خویسکى

(نخست وزیر‌ ١٩٢٠-١٨٧۶)

اولین نخست وزیر جمهورى آذربایجان و رئیس ٣ کابینه وزراء در ٧ دسامبر ١٨٧۵ در شهر شکى (در شمال غرب آذربایجان) و در خانواده سرشناس اسکندر خویسکى افسر ارتش روسیه بدنیا آمد. اجداد خانواده سرشناس خویسکى به خانهاى خوى در آذربایجان ایران بر‌میگردد که بعد از جنگهاى ایران و روس از خوى به شکى نقل مکان کرده بودند.

عده زیادى از افسران عالیرتبه، چهره هاى معروف ملى، استادان .. از این خانواده برخاسته‌اند که فتحعلى خوسیکى یکى از آنان بود. او تحصیلات ابتدائى را در شهر گنجه و تحصیلات عالى را در دانشکده حقوق دانشگاه مسکو (١٩٠١) بپایان رساند. بعنوان وکیل مدافع و قاضى در بسیارى از مناطق قفقاز خدمت و بالاخره به سمت معاونت دادستانى منطقه قفقاز رسید.

در فوریه ١٩٠٧ خویسکى بعنوان نماینده به دومین دوماى دولتى روسیه انتخاب شد. او بعنوان نماینده فراکسیون مسلمانان روسیه در دوما کمکهاى زیادى به بر‌چیدن محدودیتهاى سیاسى و مدنى که بر اساس تعلقات دینى و مذهبى شهروندان روسیه قرار داشت کرد. از لحاظ سیاسى او پیوستگى نزدیکى با حزب دموکراتهاى مشروطه خواه که در روسیه داراى نفوذ زیادى بود داشت.

بدنبال منحل شدن دوماى دوم در سال ١٩٠٧ خویسکى به باکو باز گشته و بمدت دو سال در شهرهاى گنجه و باکو به وکالت میپردازد. بازگشت وى به سیاست مصادف با کناره گیرى تزار روس از سلطنت در فوریه ١٩١٧ بود. خویسکى در آذربایجان به هیچ حزبى وابسته نبود. او خواستار خود مختارى آذربایجان در گنگره حزب مساوات حزب پرنفوذ آذربایجانى بود که بعد از روى کار آمدن کمونیستها در پطرزبورگ در اکتبر ١٩١٧ فعالیت خود را آغاز نمود. در دسامبر ١٩١٧ خویسکى به پارلمان ماوراء قفقاز (سیم) انتخاب و در حکومت فدارسیون قفقاز به سمت وزارت دادگسترى منصوب میگردد. در مى ١٩١٨ بدنبال از هم پاشیدن فدارسیون و بنیانگذارى جمهورى مستقل آذربایجان بعنوان اولین نخست وزیر آذربایجان تعین میگردد که در عین حال ٣ وزارت دیگر را نیز تحت اختیار داشت. خویسکى در این سمت باقى میماند تا اینکه بعد از آوریل ١٩١٩ به وزارت خارجه آذربایجان منسوب میگردد.

خویسکى در مقام نخست‌وزیر آذربایجان یکى از طرفداران مصمم تأسیس دانشگاه دولتى باکو در سال ١٩١٩ بود. او پیشنهاد کمونیستها را براى ایجاد جبهه‌اى دیگر بر علیه ژنرال دنیکین که در شمال قفقاز با کمونیستها مى جنگید رد نمود و در عین حال پیشنهاد دنیکین را دایر بر ایجاد جبهه مشترک علیه شوروى را نیز رد نمود.

خویسکى خطیبى زبردست بود. گفته او: ” حق ما براى آزاد زیستن بعنوان یک ملت آزاد، غیر قابل بحث است”، تبدیل بیکى از شعارهاى جمهورى آذربایجان در سال ١٩٢٠ گردید.

وقتى کمونیستها در آوریل ١٩٢٠ کنترل باکو را در دست گرفتند خویسکى با خانواده خود به تفلیس رفت و در همانجا بود که بوسیله تروریستهاى ارمنى ترور شد.

نسیب یوسف بیگلى

(نخست وزیر ١٩٢٠-١٨٨١)

نسیب یوسف بیگلى در سال ١٨٨١ در یک خانواده روشنفکر در شهر گنجه بدنیا آمد. بعد از اتمام تحصیلات دبیرستان در سال ١٩٠٢ وارد دانشکده حقوق دانشگاه “اودسا” گردید. او فعالیتهاى سیاسى خود را در دانشگاه اودسا که مرکز فعالیت مخالفین در انقلاب ١٩٠۵ روسیه بود، آغاز کرد. دانشگاه اودسا به علت تبدیل شدن به مرکز مخالفین سیاسى در سال ١٩٠٧ بسته شد، در نتیجه یوسف بیگلى به شهر کریمه (اوکرائین) رفت، جائیکه شروع به نوشتن در مطبوعات و درگیر شدن با جامعه تئاتر و نمایش آنجا گردید. او بعلت تعقیب پلیس مجبور به ترک روسیه و پناهنده شدن به ترکیه گردید (١٩٠٩-١٩٠٨).

با انقلاب ١٩١٧ روسیه او تبدیل بیکى از فعال ترین اعضاى “حزب مساوات ملى آذربایجان” گردید که ایده خود مختارى و استقلال آذربایجان را تبلیغ میکرد.

در آوریل ١٩١٨ در دوران کوتاه حکومت فدراسیون کشورهاى ماوراء قفقاز، پست وزارت آموزش و پرورش را بعهده گرفت. او بعد از استقلال آذربایجان در ٢٨ مى ١٩١٨ به فعالیتهاى خود در زمینه آموزش و پرورش ادامه داد. با استعفاى کابینه خویسکى در آوریل ١٩١٩ تا اول آوریل ١٩٢٠ به مقام نخست وزیرى آذربایجان رسید. یوسف بیگلى در تاسیس دانشگاه دولتى باکو که در نوع خود در تمام دنیاى اسلام بى نظیر بود زحمات زیادى کشید.

کابینه او به ١٠٠ دانشجوى آذربایجانى براى تحصیل در دانشگاهاى مختلف اروپا بورس تحصیلى اعطاء نمود. آموزش یکى از زمینه هاى مهم فعالیت این چهره ملى و میهن پرست بود. یوسف بیگلى بعد از سقوط اولین جمهورى آذربایجان باکو را ترک ولى در مى ١٩٢٠ در حومه باکو بدست راهزنان بقتل رسید.

محمد یوسف جعفراف

(رئیس پارلمان ١٩٣٨-١٨٨۵)

جعفر اف در سال ١٨٨۵ در باکو متولد شد. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در باکو و تحصیلات عالى را در دانشکده حقوق دانشگاه مسکو (١٩١٢) بپایان رساند. او در اکتبر ١٩١٢ به دوماى دولتى (پارلمان) روسیه انتخاب گردید. او تنها نماینده ى آذربایجانیهاى باکو، گنجه و ایروان بود که آنها را در پارلمان روسیه نمایندگى میکرد. جعفراوف بمدت ۵ سال (١٩١٧-١٩١٢) بعنوان نماینده پارلمان روسیه در میان فعال ترین اعضاى پارلمان روسیه بود که براى برچیدن محدودیتها و موانع دینى تحمیل شده به مسلمانان روسیه تلاش نمود و یکى از سخنگویان مردم بومى آسیاى میانه بود که توسط روسهاى مهاجر و دیگر مهاجرین مناطق روسیه تحت فشار و ستم و تضعیقات مختلف بودند. بعد از انحلال دوما او بخاطر ایجاد حکومت منطقه اى کوشش نمود. على رغم اینکه او یکى از جوانترین اعضاى پارلمان روسیه بود ولى بعنوان وکیلى پر توان، خطیبى ماهر و انسانى با ایده‌هاى عالى و عزمى راسخ شناخته میشد.

در جریان جنگ جهانى اول جعفراوف بعنوان نماینده دوما بیشتر زمان خود را در جبهه‌ى جنگ قفقاز در سمت سازماندهى کمک به قربانیان غیر نظامى جنگ گذراند. با فروپاشى امپراطورى روسیه و بدنبال آن تشکیل دولتهاى مستقل قفقاز مرحله جدیدى در فعالیت اجتماعى جعفراف آغاز گردید. او در کابینه خویسکى در سمت وزارت صنعت و تجارت خدمت نمود و سپس بعنوان سفیر جمهورى آذربایجان در گرجستان تعین گردید. در مارس ١٩١٩ در کابینه یوسف بیگلى پست وزارت خارجه و از فوریه تا آوریل ١٩١٩ به ریاست شوراى ملى (پارلمان آذربایجان) برگزیده شد.

در ٢٧ آوریل ١٩٢٠ وقتى نیروهاى ارتش شوروى وارد باکو شد، جعفراف بعنوان رئیس پارلمان آذربایجان و براى جلوگیرى از خون ریزى، سند “استعفاء و عدم مقاومت در مقابل کمونیستها” را امضاء نمود. این سند منجر به سقوط اولین جمهورى آذربایجان گردید. در سالهاى بعد جعفراف بعنوان مشاور حقوقى در ادارات شوروى در باکو کار کرد. جعفراف در سال ١٩٣٨ قبل از اینکه تصفیه‌ى ناسیونالیستهاى اولیه آذربایجان توسط استالین آغاز گردد در گذشت.

توضیحات مترجم:

(١) بعد از سرنگونى جمهورى دموکراتیک آذربایجان در آوریل ١٩٢٠، رسول زاده مخفى و بالاخره دستگیر شد ولی در نتیجه پا در‌میانى استالین از مرگ و زندان نجات یافت و در نوامبر ١٩٢٠ همراه او به مسکو رفت و پس از آن نزدیک به دو‌سال در مسکو در سمت نماینده کمیساریای ملت ها و سپس به تدریس زبان فارسى در دانشگاه مسکو و کارهاى تحقیقاتى چون نوشتن مقاله‌اى در باره جنبش مزدک اشتغال داشت، و بالاخره بدنبال ماموریتی در فنلاند از شوروى خارج و دیگر هیچوقت به آنجا باز نگشت. رسول زاده بعد از مدتى در اواخر ١٩٢٢ در ترکیه اقامت گزید و بعضى از کتابهاى خود چون آذربایجان جمهوریتى( جمهورى آذربایجان)، عصریمیزین سیاوشى ( سیاوش عصرمان)، ملیت و بلشوویزم ( به زبان فارسى) و …. را در آنجا به چاپ رساند و نشریات “یئنى قافقاسیا” (قفقاز جدید)، “آذرى تورک” و “اودلو یورد” ( نیا خاک آتشین) را انتشار داد. سرانجام دولت ترکیه، که در پى حفظ و جلب دوستى شوروى بود، او را در سال ١٩٣١ از آن کشور اخراج نمود. رسول زاده تا سال ١٩۴٧ که دوباره به ترکیه بازگشت در کشورهاى مختلف اروپا در تبعید به سر برد. او تا آخر عمر رهبرى حزب مساوات را به عهده داشت.

(٢) محمد امین رسول زاده مصاحبه اى با گُرد آزادى ایران، ستارخان، زمانیکه وى بدنبال اشغال آذربایجان توسط قشون روس در کنسولگرى عثمانى متحصن بود انجام داده است. متن این مصاحبه در روزنامه ترّقى (باکو) در تاریخ ٢٨ مى ( ١٠ ژوئن) ١٩٠٩ چاپ گردید. در این مصاحبه رسول زاده با شگفتى و تحسین غیر قابل وصفى از شخصیت، صلابت و عزم راسخ ستارخان یادمیکند.

(٣) رسول زاده در اوایل ١٩٠٩ میلادى، به ایران آمد و از رشت و جلفا و تبریز و ارومیه و تهران گزارشهاى جالبى براى درج در روزنامه “ترقى” (باکو) تهیه کرد. او اندکى پس از رسیدن به تهران فتح شده، در تشکیل و سازماندهى حزب دموکرات ایران و تهیه نظام نامه و مرام نامه و تعین خط مشى حزبى با سید حسن تقى‌زاده و حیدرخان عمواوغلو و … همکارى داشته، سردبیرى ارگان آن، ایران نو، را که یکى از نقاط عطف تاریخ روزنامه نگارى در ایران به شمار آمده، بعهده گرفت و تا اواسط ١٩١١ که تحت فشار روسیه تزارى مجبور به ترک ایران شد، گذشته از فعالیت در حزب و روزنامه و درج مقالاتى در آن، رسائلى چون ” تنقید فرقه اعتدالیون” و رسائل دیگرى را نیز به زبان فارسى انتشار داد و در مدتى کمتر از دو سال تأثیرى چشم گیر در نشر و ترویج اندیشه هاى اجتماعى ترقى خواهانه و ارتقاء سطح مبارزات و مباحثات حزبى و سیاسى در جامعه ایران بر جاى گذاشت.

٭ محمد امین رسول‌زاده از شخصیت هائى است که زندگى اش با تاریخ معاصر ایران گره خورده و موقعیت تاریخى او در تحولات مربوط به دهه‌هاى نخستین سده بیستم ایران از جایگاه خاصى برخوردار است؛ با این حال هنوز در ایران براى آگاهى از شرح حال، افکار و فعالیتهاى او هیچ اقدام در خور توجهى که مناسب شأن تاریخى رسول‌زاده باشد صورت نگرفته است. عبدالحسین نوائى شاید نخستین تاریخ پژوه ایرانى باشد که در صدد نگارش زندگى نامه مستقل رسول زاده بر آمده است. وى در سال ١٣٢٧ شمسى در حالى که شخصیت مورد بحث هنوز زنده بود و به دنبال از سر گذراندن دربه درى هاى جانکاه به ترکیه بازگشته و در آنکارا اقامت داشت، اطلاعاتى را که از منابع مختلف فراهم آورده بوده تدوین کرده، توام با شرح حال حیدرخان عمو اوغلو، در مجله “یادگار” منتشر کرد. به نظر وى این دو مرد بزرگ: ” دخالت کاملى در ایجاد نهضت مشروطه و حفظ آن و سعى در تحریک مردم داشته‌اند”. ناگفته نماند که فریدون آدمیت نیز هنگامى که از پیدایش حزب دموکرات ایران در دوره بعد از فتح تهران سخن به میان میاورد، بر همراهى این دو شخصیت تأکید داشته و مى‌نویسد: ” متفکر برجسته دموکرات ایران محمد ا ین رسول زاده بود؛ تشکیلات نسبتاً منظم آن در درجه اول کار‌حیدرخان متفکر انقلابى. هر دو تعلیمات حزبى را در حزب سوسیال دموکرات آموخته بودند؛ دو شخصیت ممتاز بودند و در ایران بى نظیر( نه کم نظیر)”. دکتر عبدالحسین نوائى، در ادامه نوشته خود… پس از مرور فراز و نشیب زندگى حیدر عمو اوغلو، زندگى نامه رسول زاده را با این جملات آغاز میکند: ” یک تن دیگر از مسلمانان قفقازیه، که در تاریخ انقلاب ایران موثر و از عوامل بیدارى و توجه ایرانیان به مظاهر مشروطیت و حرّیت به شمار میرود، محمد ا ین رسول زاده است. محمد ا ین ا مردان فکور و خردمند شرق است. حتى به قول آقاى تقى زاده شاید در مشرق زمین وى در نوع خود بى نظیر باشد. وسعت اطلاع و حجت قوى و خونسردى فراوان او را در میان کلیه احرار زمان خود مشخص نموده و انصاف عجیب وى در انتقاد قضایا و جریانات وجهه ى خاصى براى او فراهم کرده بود … “.

تقى زاده ضمن باز گوئى سرگذشت خود، یاد رسول زاده را چنین گرامى داشته است: ” او پیامبر آذربایجانى بود. صد سال دیگر مثل گاندى براى آذربایجان شوروى است”.ملک شعراى بهار، از هم‌قدمان نام آور رسول زاده نیز با احترام از او یاد و به تاثیر پذیرى سبک نگارش خود از وى اشاره نموده است. میدانیم که هم زمان با انتشار “ایران نو” در تهران، بهار هم “نوبهار” و “تازه بهار” را، که از ارگانهاى شهرستانى حزب دموکرات ایران بودند، منتشر میکرد و نخستین شماره ایران نو به سر‌دبیرى رسول زاده با قطعه معروف بهار به مطلع ” مى ده که طى شد دوران جانکاه - آسوده شد ملک، الحمد لله الحمد لله” گشوده است. اشاره بهار در مورد یاد شده از این قرار است: ” من در نثر کلاسیک … ابتدا سبک بیهقى را انتخاب کرده بودم، اما علل سیاسى و احتیاج مردم به نثر ساده باعث شد که سبک نثر نویسى من از نو به طرزى تازه آغاز شود و یکباره از مراجعه به سبک قدیم منصرف گردیدم … بالاخره مرغوب شدن مقالات رسول زاده و هوادارى سیاست و تعصب مسلکى باعث شد که به سبکى بین سبک رسول زاده و سبکى که خودم اختراع کرده بودم، شروع به مقاله نویسى کنم. تصرفى که خودم در آن کردم، داخل نمودن لغات فارسى و ترکیبات شعرى بود در نثر مزبور … با این عوامل و وسایل شروع به تهیه نثرى نمودم که بعد‌ها، پس از سه- چهار سال، سبک رسول زاده را از بین برد و سبک تازه تر و فارسى ترى را بوجود آورد”.

فریدون آدمیت نیز که بخش مهمى از کتاب “فکر دموکراسى اجتماعى در نهضت مشوطیت ایران”، را به بررسى بعضى از رسالات اجتماعى -سیاسى رسول زاده اختصاص داده، رساله “تنقید فرقه اعتدالیون یا اجتماعیون اعتدالیون این “نویسنده و اندیشه‌گر را، که بیش از دو سوم آن به بحث در اصول سوسیالیسم اختصاص یافته، نخستین رساله در زبان فارسى در زمینه تاریخچه انتشار این نحله سیاسى در ایران دانسته، شخصیت وى را چنین ارزیابى کرده است: ” رسول زاده درس فلسفه سیاسى خوانده، خاصه در اصول سوسیالیسم و سیر تحول اجتماعى مغرب زمین دانش او گسترده است … او اندیشه‌گرى است با مایه، با ذهنى فرهیخته و فکرى منظم و منطقى، بعلاوه در فضیلت اخلاقى از با فضیلت ترین مردان بود ….”.

٭ توضیحات مترجم با تلخیص از کتاب ” گزارشهائى از انقلاب مشروطیت ایران” ترجمه استاد رحیم رئیس نیا گرفته شده است. این کتاب مجموعه‌اى از ٧۵ مقاله و گزارش کوتاه و بلند رسول زاده درباره ایران است. این نوشته ها از جلد اول ” آثار محمد امین رسول زاده” تألیف پروفسور “شیرمحمدحسینوف” برگزیده شده‌اند.

٭ اصل این مقاله (انگلیسى) در فصلنامه ” آذربایجان انترنشنال”، بهار ١٩٨٨، چاپ شده است.

BayBak, All about a Nation٫بير ميللتين سسي
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_143.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com