- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
ترکان ساکن در جنوب ايران و محروميت از حقوق زبانيشان - مئهران باهارلي
بای بک، آذربايجان | اُدگؤن, ۱۷-ي خزل آی , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۲۱:۵۲ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق
![]() |
. | سياستهاي دولتي آسيميلاسيونيست و فارسسازي اعمال شونده بر ترکان ساکن در جنوب ايران به جز چند مورد، همانهاست که بر ترکان آزربايجان جنوبي اعمال مي شود. خلق ترک در جنوب کشور نيز مانند ديگر پاره هاي ملت ترک ساکن در ايران، از بسياري از اساسي ترين حقوق بشري و ملي خود (مدني، اجتماعي، فرهنگي، زباني، سياسي، اقتصادي، …) و در راس آنها از حقوق عيني و مشخص زير محروم نگاه داشته شده است: |
سياستهاي دولتي آسيميلاسيونيست و فارسسازي اعمال شونده بر ترکان ساکن در جنوب ايران به جز چند مورد، همانهاست که بر ترکان آزربايجان جنوبي اعمال مي شود. خلق ترک در جنوب کشور نيز مانند ديگر پاره هاي ملت ترک ساکن در ايران، از بسياري از اساسي ترين حقوق بشري و ملي خود (مدني، اجتماعي، فرهنگي، زباني، سياسي، اقتصادي، …) و در راس آنها از حقوق عيني و مشخص زير محروم نگاه داشته شده است:
حق شناخته شدن رسمي و حقوقي به عنوان يک ملت و يا گروه ملي در قانون اساسي،
حق تمثيل ملي در مجلس شورا و با نام ملي خود به شکل ملت ترک، ترکان جنوب، … (همانند ارمنيان جنوب)
حق رسمي و دولتي بودن زبان ترکي،
حق کاربرد آزادانه و رسمي زبان ترکي در ادارات دولتي و مناسبات رسمي،
حق داشتن نشريات و راديو تلويزيونهاي دولتي و خصوصي سراسري ترکي،
حق تعليم و تعلم و آموزش همگاني، اجباري و دولتي به زبان ملي خود ترکي،
حق دارا بودن مدارس و موسسات آموزشي دولتي و خصوصي ترکي در همه سطوح،
حق داشتن مراکز و نهادهاي تحقيقاتي و آکادميک ملي از قبيل فرهنگستانها و دانشگاههاي ترکي،
حق تاسيس و فعاليت آزادانه انجمنهاي اجتماعي و تشکلهاي فرهنگي، ادبي، سياسي و صنفي ترکي،
حق آزادي در انتخاب نوع پوشش و کاربرد پوشاک ملي ترک بويژه براي دختران و زنان،
حق زيستن بر اساس باورهاي اسلام ترکي و اعتقادات و سنن ملي و مردمي خلق ترک،
حق استقلال دستگاه خادمان ديني ترک از روحانيت فارسي و حوزه هاي علميه شيعي-امامي فارسستان
حق اداره آزادانه و مستقل امور سياسي و اقتصادي خود در مناطق ترک نشين
…..
در بوجود آمدن اين وضعيت به غايت سوررئاليستي، علاوه بر کم خواهي، تعلل، لاقيدي و غفلت نخبگان ترک نسبت به زبان، فرهنگ، هويت ترکي و حقوق مليشان در طول سده قبل و در بسياري از موارد خودباختگي و فارسزدگي آنها؛ شدت و گستردگي سياستهاي رسمي هويت زدايانه و ترک ستيزانه دولت ايران -که پس از شکست جنبش مشروطيت در تسلط انحصاري و مطلق عنصر قومي فارس قرار دارد- نقش تعيين کننده اي داشته است.
محروميت از حق تعليم و تعلم و تحصيل به زبان ترکي
محروم نگاهداشتن ملل مسلمان ساکن در ايران از حق تعليم و تعلم به زبانهاي ملي و مادري خود، علي رغم شعائر اسلامي شناخته شده در اين مورد و تعهدات و مسئوليتهاي جمهوري اسلامي در قبال عهدنامه ها و منشورهاي بين المللي، اصل نهادينه شده و راهبردي اين دولت است. دولت جمهوري اسلامي در پيشبرد امر فارسسازي ملل مسلمان غيرفارس ساکن در ايران و در راس آنها ملت ترک، بيشتر بر روي “نظام آموزشي” و “رسانه هاي عمومي” تأکيد ميکند. در اين راستا، “وزارت آموزش و پرورش”، همراه با “سازمان صدا و سيما” يکي از دو نهاد اصلي جمهوري اسلامي است که امر تسهيل اجرا و اعمال سياستهاي استعماري اين دولت فارسگرا در مناطق ملي غيرفارس را از طريق آموزش سراسري، همگاني و اجباري منحصرا به زبان فارسي از مهد کودکها تا آخرين سال دبيرستانها، تعيين برنامه هاي فرهنگ کش مورد نياز و صدور بخشنامه هاي محدود کننده عهده دار است. از اين منظر ترکهاي ساکن در جنوب ايران، مانند ترکان سراسر ايران به يک درجه تحت پوشش و در معرض سياستهاي يکسانسازي وزارت آموزش و پرورش و سازمان صدا و سيما قرار دارند.
شوراي عالي [فارسسازي] عشاير ايران
ترکان ساکن در جنوب ايران همچنين در معرض سياستهاي فارسسازي شورائي موسوم به “شوراي عالي عشاير ايران” اند. شورايعالي عشاير در طول دوره فعاليت خود مباحثات و مصوبات گوناگوني را از جمله در موارد زير بتصويب رسانده است: “بازسازي جاده هاي عشايري، نگهداري ايل راهها، آمارگيري عشاير، تهيه اطلس کوچ عشاير، تکميل خانه هاي عشاير، تشکيل ستاد تبليغي عشاير، پيشنهاد هفته عشاير، ….”. در عرصه آموزش و پرورش و مسائل فرهنگي نيز شوراي عالي عشاير ايران مصوبات و مباحثاتي مانند “حل مسائل آموزش و پرورش عشاير، سوادآموزي در بين عشاير، ساخت مدرسه و دبيرستان شبانه روزي عشايري، طرح تشکيلات مورد نياز آموزش و پرورش عشايري کشور” و … را داشته است. اما در ميان اين مباحثات و مصوبات، موردي مشخص در باره لزوم سوادآموزي عشاير به زبان خودشان ترکي و يا حفظ زبان، ادبيات و فرهنگ ترکي آنها ديده نمي شود. در ميان مصوبه هاي دبيرخانه شورايعالي عشاير، تنها يک بند کلي در رابطه با انتشار نشريه، چاپ کتب، جمعآوري اشعار و گويشهاي عشاير با استفاده از شعرا، ادبا و افراد باذوق عشايري وجود دارد که هيچگاه به آن عمل نشده است.
در ميان اهداف و وظائف شورايعالي عشاير ايران، کوچکترين اشاره اي به حفظ و توسعه زبان، ادبيات، فرهنگ، سنن، اعتقادات و هويت ترکي عشاير ترک نشده و در عوض از تعابيري کلي و انتزاعي مانند “احياء فرهنگ و سنتهاي اسلامي و اصيل عشايري؛ توسعه و بسط و گسترش فرهنگ اسلامي و سنتهاي اصيل عشايري؛ جهت توسعه و رشد فرهنگ اسلامي و اصيل عشاير در مناطق عشايري؛ عنايت به فرهنگ، ويژگيها و هويت مستقل جامعه عشايري”؛ …. استفاده گرديده است. ظاهرا به نظر سران و مقامات فارس دولت ايران؛ زبان، فرهنگ، سنن و هويت ترکي عشاير ترک، جزئي از “فرهنگ، ويژگيها و هويت” آنها نيست و يا جزئي از آن است اما به قدر کافي “اصيل” نيست و يا در تعاض با “فرهنگ اسلامي” قرار دارد.
مدارس عشايري فارس زبان، مراکزي استعماري براي قتل عام زباني و فرهنگي ايلات ترک
در ايران آموزش و پرورش عشاير، تحت نظارت اداره اي با اختيارات ستادي به نام “اداره کل آموزش و پرورش عشاير” (دفتر آموزش و پرورش عشايري سابق) قرار دارد. مدارس عشايري، بازوي اجرائي اين اداره کل است. عملکرد اساسي مدارس عشايري و آموزش و پرورش عشايري، آموزش و تحميل زبان قوم فارس به کودکان منسوب به ايلات ترک در سراسر ايران و جانشين ساختن زبان، فرهنگ، هويت و مذهب فارسي به جاي زبان فرهنگ، هويت و مذهب ترکي در ميان ترکان عشايري تحت لواي سوادآموزي است. در راستاي اين سياست استعماري، ظاهرا براي باسواد کردن اما به واقع براي فارسسازي ايلات ترک و مخصوصا قشقائيها، در هر تيره و طايفه اي به تناسب شماره آنها، دبستانهاي عشايري فارسزبان دائر شده است. دختران و پسران ترک در کلاسهاي اين مدارس به صورت مختلط درسهاي تابستاني را به زبان قوم فارس فرا ميگيرند و سپس براي ادامه تحصيل در مدارس فارسي زبان به شهرهاي عمدتا فارس نشين پيرامون مانند شيراز فرستاده مي شوند. آموزگاران اين دبستانهاي فارس زبان که هم در درون چادر و هم در اتاق تشکيل ميشوند، از جوانان ترک تحصيل کرده ايل برگزيده شده و حداقل کارنامه قبولي دوره دبيرستان را دارند. برگزيده شدگان قبل از آن که به کار آموزگاري بپردازند يک سال در دانشسراي عشايري فارس روش آموزش نونهالان به زبان قوم فارس را ميآموزند و سپس مامور آموزش، گسترش و جايگزين ساختن زبان و فرهنگ استعماري فارسي در نقاط گوناگون ايل نشين ميشوند.
مدارس عشايري براي نخستين بار در دوره پهلوي، و در خطه جنوب به آزمايش گذارده شدند. تجربه مدارس عشايري در گسترش زبان قاتل و فرهنگ جانشين فارسي در ميان اصيل ترين گروههاي ترکي ساکن در جنوب ايران، و در ضربه زدن به زبان و فرهنگ ترکي و فارسسازي ايلات ترک قشقائي آنچنان موفق بود که دولت پهلوي از مسئولين و معلمين مدارس عشايري جنوب ايران براي پياده نمودن طرح استعماري مشابهي در آزربايجان براي فارس سازي طوائف شاهسئوه ن (شاهسون) استفاده نمود. در مقياس کشوري، ترکان ساکن در جنوب بدليل غالبيت بافت عشايري در ميانشان، بيش از ديگر پاره هاي ملت ترک ساکن در ايران، از آثار تخريبي و فرهنگ کشانه مدارس عشايري آسيب ديده اند.
ايجاد مدارس عشايري يکي از تدابير استعماري دولت ايران براي تسريع روند فارسسازي ايلات ترک ساکن در اين کشور است. مدارس عشايري، همانند مدارس غيرعشايري فارس زبان دولتي در مناطق ترک نشين ايران و آزربايجان، از موثرترين ابزارهاي دولت براي مديريت پروسه استحاله عشاير ترک ايران به خصوص اتحاديه ايلات ترک قشقايي که ستون فقرات ترکان ساکن در جنوب ايران بشمار مي روند، و اجراي سياست نژادپرستانه فارس سازي ملت ترک است. اين مدارس و کلا همه مدارس فارسي زبان در مناطق ملي غيرفارس ايران، معادل فارسي مدارس ميسيونري-استمعاري غربيان در کشورهاي مستعمره آفريقا، آمريکاي لاتين و جنوب شرق آسيايند.
متاسفانه ناآگاهي بخشهائي از خلق ترک نسبت به سياستهاي يکسان سازي ملي دولتي، به آن درجه است که تعدادي از جوانان کم تجربه ترک بويژه در ميان ايلات از جمله قشقائي، بنيانگذاران اين مراکز قتل عام فرهنگي عشاير منسوب به ملت ترک را به عنوان پدر ايل خود معرفي ميکنند. در حاليکه مجريان آگاه و يا ناآگاه جنايت فرهنگي تبليغ و جايگزين نمودن زبان و فرهنگ استعماري فارسي در ميان ملت ترک، هرگز دوستان اين ملت نيستند، آنها مجرمان و يا فريفتگان پشت کرده به فرهنگ انساني و ملت خويش اند. آموزش و تحميل زبان فارسي به گروههاي ويژه ترک مانند عشاير، بزرگسالان، زنان و کودکان ترک، در حاليکه اين گروهها از آموزش زبان ملي خود ترکي تماما محرومند، بي ترديد و آشکارا سياستي استعماري و جنايتي فرهنگي و نژادپرستي زباني است که دولت ايران کماکان در قرن بيست و يکم، با استفاده از برخي از بوميان هويت باخته، و علي رغم اعلام نارضايتي توده ترک و هشدارهاي مداوم نخبگان ترک، مرتکب آن ميشود.
زمان آن رسيده است که اين سياست استعماري و جنايت فرهنگي نه تنها در جنوب بلکه در سراسر ايران و به فوريت متوقف گردد. اگر دولت ايران و مقامات فارس، حقيقتا در صدد باسواد ساختن ايلات ترک ساکن در ايران اند، مي بايست فورا با تجديد نظر در سياستها و کارکرد مدارس عشايري از جمله ترک و طرد انديشه قرون وسطائي، نژادپرستانه و ضد انساني “سوادآموزي مساوي فارسي آموزي است”، به جاي آموزش زبان قوم فارس به ايلات ترک، زباني که آموختن آن کوچکترين ضرورت، ارجحيت و فائده اي براي ترکان بويژه ايلات ندارد، زبان ملي و تاريخي خود اين مردم يعني ترکي را زبان آموزشي اين مدارس بکنند.
صدا و سيماي رهبري و ترکي ستيزي نهادينه شده در آن
جمهوري اسلامي ايران از اولين روز تاسيس خود تحولي پيوسته، آرام و يکطرفه از انترناسيوناليسم اسلامي به ناسيوناليسم فارسي افراطي، نژادگرايانه و توسعه طلبانه را تجربه کرده است. تغيير ماهيت جمهوري اسلامي ايران از اسلامگرائي به فارسگرائي، در ارگانهاي تحت کنترل رهبريت نظام شدت و علنيت بيشتري داشته است. سازمان صدا و سيما نيز يکي از ارگانهائي است که رئيس آن منتصب رهبر بوده و زير نظر وي اداره مي شود. در حال حاضر، سيدعلي حسيني ملقب به خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي، مستقيما مسئول سياستگذاريهاي کلان صدا و سيما بويژه در دو مورد جانشين ساختن زبان قوم اقليت فارس و ترکي ستيزي نهادينه شده در اين دستگاه است. تغيير روساي اين نهاد، هرگز تاثير مثبتي بر سياستهاي کلي ضدترکي آن نگذاشته است، زيرا فارسزدگي و ترک ستيزي سازمان صدا و سيما، همگام با جهتگيري رهبري از اسلامگرائي به پارسيگري است و وابسته به شخص وي مي باشد.
صدا و سيماي رهبري در ايران هيچگاه لزومي به توجه، حفظ و تقويت زبان و فرهنگ ترکي، يعني زبان و فرهنگ اکثريت نسبي مردم ايران نديده، بلکه آنچنان که اعداد و ارقام نيز نشان مي دهند و تائيد مي کنند، اين نهاد خود را موظف به ناديده گرفتن، حتي از ميان بردن زبان و فرهنگ ترکي دانسته است. طبق آمار مربوط به سال ١٣٨٠، سهم برنامه هاي ترکي در راديوهاي ايران ۵،٠٣ درصد، در مقابل ٩٠،۶۶ درصد برنامه هاي راديوئي فارسي؛ و سهم برنامه هاي ترکي در تلويزيونهاي ايران ٣،٤٤ درصد، در مقابل ٩٥،٧١ درصد برنامه هاي تلويزيوني فارسي بوده است. و اين در حالي است که ترکان ٣۵-۴۵ درصد جمعيت ايران و فارسان ٢۵-٣۵ درصد جمعيت کشور را تشکيل مي دهند. اين به آن معني است که در نظام عدل و اخوت جمهوري اسلامي، سهم فارسهاي ساکن در اين کشور از صدا و سيما به طور متوسط ٣٠٠٠ درصد بيشتر از سهم ترکهاي ساکن در آن بوده است.
محروميت ترکان ساکن در جنوب ايران از داشتن شبکه و برنامه هاي راديوئي و تلويزيوني ترکي
استانهاي ترک نشين در جنوب ايران به لحاظ پخش برنامه هاي تلويزيوني ترکي شديدا در معرض تبعيض قرار دارند. خلق ترک در اين استانها، به طرزي بسيار ناخوش آيند از شنيدن و ديدن خود، از اين ابتدائيترين و عملي و کم هزينه ترين حق فرهنگي، انساني و مشروع خود محروم نگاه داشته شده است. امروز در استانهاي فارس و اصفهان و ديگر استانهاي جنوب ايران، جمعيت قابل ملاحظه اي از اهالي را ترکان ايلي و غيرايلي تشکيل مي دهند. اما اين ترکان بر خلاف فارسان ساکن در اين استانها، از هيچگونه حضوري در سيما و صداهاي استاني برخوردار نيستند. در حاليکه در بسياري از استانهاي کشور، برنامه هايي تلويزيوني از شبکه سيماي استاني به زبان رايج استان مربوطه - بويژه اگر کردي باشد- پخش ميشود، در استانهاي عمدتا ترک نشين جنوب ايران، هيچ برنامه تلويزيوني استاني به زبان ترکي وجود ندارد. در برخي از اين استانها شايد ماهانه يکبار موسيقي و ترانه اي به زبان ترکي پخش شود که آن ترانه نيز در راستاي سياستهاي دولت است. مثلا در دوره انتخابات گذشته چند بار آهنگ ترکي “گولوستانيم سنه نگ ايران!” از شبکه استاني استان فارس پخش شد. در اين استان يک برنامه تلويزيوني با نام “برنامه عشاير” نيز وجود دارد که روزهاي پنجشنبه پخش مي شود. ادعا شده است که در اين برنامه به جز تمسخر و توهين به عشاير چيز ديگري موجود نيست. اين برنامه براي عموم عشاير (ترک، لر، عرب، …..) است و ممکن است ماهانه يکبار نيز نوبت به ايلات ترک نرسد. از راديوهاي محلي در جنوب ايران در دوره پهلوي و جمهوري اسلامي تصادفا و به طور کوتاه مدت برنامه هاي ترکي نيز پخش شده است. زبان بکار رفته در اين برنامه ها ترکي ادبي نبوده و ادعا شده است که اين برنامه ها بيش از خدمت به رشد و شکوفايي زبان ترکي، در جهت تخريب آن عمل ميکنند.
اکنون سالهاست که نخبگان، روشنفکران، فرهنگيان و دانشجويان ترک سراسر ايران در فرصتهاي گوناگون خواستار تاسيس کانالهاي راديو و تلويزيون سراسري به زبان ترکي شده اند. در همين راستا، اهالي ترک استانهاي جنوب ايران نيز بارها، به تبعيضات اعمال شده توسط سازمان صدا و سيماي استاني مربوطه اعتراض نموده و خواستار تاسيس شبکه هاي راديو و تلويزيوني خاص ترکان جنوب ايران و يا شبکه هاي ترکي استاني که به شناساندن وجوه فرهنگي، هنري، علمي، ادبي و …. جامعه ترک زبانان اين استانها همت گمارد شده اند. پاسخ سران جمهوري اسلامي و مديران کل و استاني صدا و سيما به اين مطالبات، خود را به نشنيدن زدن، کاهش و لغو برنامه هاي موجود به زبان ترکي و در عوض افزايش برنامه هاي فارسي زبان و تاسيس دهها کانال تلويزيوني و راديوئي به زبان فارسي بوده است.
با در نظر گرفتن واقعيتهاي فوق، ترکان هر استان و شهرستان نه تنها در جنوب ايران بلکه در سراسر ايران، علاوه بر اهتمام براي نيل به اهداف ملي عمومي که بدون کوچکترين شک و شبهه اي محقق خواهند شد - مانند رسمي و دولتي شدن زبان ترکي، ايجاد راديو و تلويزيونهاي ترکي سراسري و تصحيح مرزهاي استاني فعلي بر اساس بافت ملي و زباني ساکنين آنها و … - مي بايست بر اساس شرايط ويژه خود اهداف کوتاه مدت مشخص عيني و قابل اندازه گيري را تبيين و براي تحقق آنها به طور پيگير و متشکل اقدام نمايند. از جمله فرهنگيان و روشنفکران و مردم مي بايد:
١-با نامه نگاريهاي رسمي، پخش نامه هاي سرگشاده و تهيه تومارها، به وضعيت موجود اعتراض نموده و خواستار تاسيس مراکز راديو تلويزيوني مختص زبان و فرهنگ و توده ترک در استانها شوند،
٢-در صورت وجود، خواستار افزايش برنامه هاي راديو تلويزيوني به زبان ترکي؛ و در صورت عدم وجود، خواستار توليد اينگونه برنامه هاي ترکي اعم از فيلم، خبر، موسيقي، کارتون، برنامه هاي ويژه کودکان، زنان، ورزشي، بهداشتي، مصاحبه، خانه داري، روستائي، ديني، تفريحي، سياسي و ……. به زبان ترکي شوند،
٣-براي تحقق هر چه سريعتر اين حقوق و خواستهاي دمکراتيک، آنها را به ميان مردم برده، افکار عمومي توده ترک در حمايت از آنها را شکل و جهت دهند،
۴-براي ايجاد مکانيسم نظارت مردمي و شفاف بر سير تحقق اين خواستها و چگونگي واکنش مقامات به آنها، اين خواستها را پي در پي و به گسترده ترين شکل در رسانه ها، نشريات مطبوع و سايتهاي اينترنتي منعکس نمايند،
۵-به منظور افشا تعلل و مانع تراشيهاي مقامات و کلا سياستهاي ضد ترکي رسمي و دولتي، اين خواستها مصرا مي بايست به گوش مسئولين محلي و مخصوصا نمايندگان مجلس، نهادها و مراکز فرهنگي و اجتماعي دولتي و غيردولتي ذيربط و بويژه مراکز حقوق بشري و رسانه هاي داخلي و خارجي رسانده شوند.
مقاومت منفي و شعور زباني فزاينده ترکان ساکن در جنوب ايران
در جنوب ايران مانند ديگر نقاط آن، مدارس و آموزشگاههاي ترکي و راديو تلويزيونهاي ترکي زبان وجود ندارد. با اينهمه فرهنگيان و جوانان ترک اين خطه، علي رغم امکانات فوق العاده محدود خود، و با استفاده از روشهاي گوناگون در صدد شکافتن چمبره فرهنگ سوز وزارت آموزش و پرورش، صدا و سيما، شوراي عالي عشاير و ديگر نهادهاي دولتي برآمده اند، از جمله:
الف- انتشار نشريات کاغذي ترکي-فارسي، درج اشعار و نوشته هاي ترکي در نشريات فارسي،
ب- برگزاري کلاسهاي آموزش زبان ترکي (مانند کلاس زبان ترکي توسط استاد اسدالله مرداني، کلاسهاي زبان ترکي در دانشگاه اصفهان، ….) و داير نمودن دوره هاي آموزش زبان و ادبيات ترکي بويژه در دانشگاهها. اين کلاسهاي ترکي آموزي و سوادآموزي داوطلبانه ترکي به استناد مجوز براي ٢ واحد زبان و ادبيات ترکي که در سال ١٣٦٩ به امضا شوراي عالي برنامهريزي وزارت علوم رسيده است، و اغلب به صورت فوق برنامه و با نظارت امور فرهنگي فوق برنامه دانشگاه تشکيل مي شوند،
د- حرکت به سوي ترکي نويسي در عرصه هاي گوناگون حيات اجتماعي و شخصي، از قبيل چاپ کارتهاي دعوت عروسي به زبان ترکي (نمونه چاپ کارت دعوت عروسي زوجي قشقائي در شهر ترک نشين ياسوج در لرستان)،
ن- چاپ و انتشار کتب گوناگون تحقيقي، تاريخي و اجتماعي در باره ترکان جنوب ايران به زبان فارسي و همچنين انتشار روز افزون کتب مختلف لغت، دستور زبان، فولکلور و اخيرا داستاني به زبان ترکي،
ه- تهيه نمودن پاياننامه هاي دانشگاهي متعدد از سوي جوانان منسوب به ترکان ساکن در جنوب ايران در موضوعات گوناگون مربوط به ترکان جنوب، تاريخ، زبان و لهجه هاي ترکان جنوب، بافت عشايري، صنايع قاليبافي و ….
ر- استفاده حداکثري از محيط اينترنت از طريق راه اندازي دهها بلوگ، سايت، کلوبهاي اي ميل. فورومها و ….. که در آنها به مسائل ترکان ساکن در جنوب ايران و انعکاس آنها پرداخته مي شود.
ز- برگزاري مراسم متعدد يادبود و پاسداشت از شخصيتهاي فرهنگي و ادبي ترکان ساکن در جنوب ايران (مراسمهاي يادبود ماذون قشقائي و اقدام براي ساخت آرامگاه وي، مجلس ترحيم فرود گرگين پور، کنگره حکيم جهانگيرخان قشقائي، ….)
م- تاسيس دهها گروه موسيقي و رقص ترکان جنوب، شرکت فعال اين گروههاي موسيقي و رقص (قشقائيها، افشارها، قرائيها، ….) در کنسرتها، جشنواره ها و فستيوالهاي گوناگون تحت نامهاي موسيقي نواحي، موسيقي آئيني، موسيقي قشقائي، موسيقي محلي و ……
ل- مستحکم تر نمودن ارتباطات فرهنگي و رفت و آمد انساني ترکان ساکن در جنوب ايران با شخصيتها و محيطهاي ادبي و فرهنگي آزربايجان جنوبي، بويژه از طريق شرکت فرهيختگان ترکان جنوب در مراسم يادبود، گردهمائي ها و جشنواره هاي ادبي و فرهنگي ترکي برگزار شده در آزربايجان جنوبي (شرکت در سمينار اورتوقرافي تهران، پخش اعلاميه ها در جريان اعتراض به کاريکاتور روزنامه دولتي ايران، ….).
ک- روي آوري فزاينده محققان و جوانان ترک اصلا از جنوب ايران براي ادامه تحصيلات عالي در جمهوري آزربايجان و ترکيه،
ي- پخش شبنامه و سي دي هايي در مورد اوضاع و شرايط سياسي ترکان آزربايجان و جنوب در بين دانشجويان ترک اين دانشگاهها، مانند شبنامه هايي که در آنها از دانشجويان براي شرکت در مراسم هاي روز جهاني زبان مادري دعوت شده است،
نگاهي بر نشريات ترکي جنوب ايران و مسائل آنها
به موازات رشد سريع و چشمگير خودآگاهي و شعور ملي در ميان خلق ترک در سراسر ايران و بويژه در آزربايجان، جنوب ايران نيز شاهد انتشار چند نشريه دانشجوئي و غيردانشجوئي دوزبانه ترکي-فارسي بوده است. از جمله اين نشريات:
١-”ائل سؤزوElsözü ” (ايل سوزو): شيراز، [1] www.elsozu.blo…. نشريه ترکي - فارسي به کوشش منوچهر کياني. نشاني دفتر نشريه: شيراز، فرهنگ شهر، ايستگاه ۱۴، پلاک ۲۰۸ - تلفن: ۶۳۰۲۸۱۱ - فاکس: ۶۳۰۰۷۲۴
و از نشريات دانشجوئي:
٢-”آنايوردوAnayurdu “: يزد، [2] www.gotsalolka…
٣-”ائل سئوه نElsevәn ” (السون): هرمزگان، گاهنامه منتشر شده توسط دانشجويان قشقايي دانشگاه هرمزگان به سردبيري بهنام رضائي،
۴-”ارکينƏrkin “: ايلام،
۵-”اويانOyan ” (ايان): اهواز. نشريه فرهنگي، اجتماعي، هنري و دانشجويي دانشجويان قشقايي دانشگاه شهيد چمران اهواز. آدرس نشريه: اهواز، دانشگاه شهيد چمران، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعي، ص. پ. ۱۵۶- ۶۱۳۵۵- تلفن: ۰۹۱۷۳۱۳۶۱۰۲–۰۹۱۷۳۲۲۲۰۷۸ - فاکس: ۴۴۵۵۹۹۲-۰۶۱۱- اي مئيل: [3] Oyan81@yahoo.c…
۶-”اؤلکه ميزÖlkәmiz “: شيراز، نشريه منتشر شده توسط دانشجويان تورک قشقايي پيام نور لامرد شيراز،
٧-”باخيشBaxış “: اصفهان،
٨-”باخيشBaxış “: کرمان،
٩-”تارلان (ترلان)Tarlan “: کرمان،
١٠-”چاغريÇağrı “: اصفهان، دانشگاه صنعتي اصفهان،
١١-”دان اولدوزوDan ulduzu “: اصفهان، نشريه فرهنگي، اجتماعي دانشجويان آزربايجاني دانشگاه صنعتي اصفهان،danulduz@journalist.com ،
١٢-”سهندSәhәnd “: اصفهان،
١٣-”شهرييارŞәhriyar “: اصفهان،
١۴-”قاشقاي ائلي درگيسيQaşqay Eli Dәrgisi “: تهران، به سردبيري داريوش نارره اي در دانشگاه تهران. آدرس پستي: تهران، اميرآباد شمالي، کوي دانشگاه، ساختمان ٢٠، اتاق ٣٠، تلفن ٠٢١٨٢٠٩۶۴٣۴، [4] dariush_narrei…. نشريه قاشقاي ائلي نخستين نشريه ترکان جنوب ايران در تاريخ مي باشد که با الفباي لاتين ترکي منتشر گرديده است،
١۵-”قاراآغاج (قره آغاج)Qaraağac “: ممسني، نشريه دانشگاه پيام نور ممسني،
١۶-”گله جکGәlәcәk “: کرمان، [5] www.galajak85….. نشريه فرهنگي، علمي، ادبي و اجتماعي دانشجويان تورک دانشگاه علوم پزشکي کرمان، [6] galajak85@yaho…
١٧-”ماذونMә’zun “: اصفهان، ماهنامه ترکي - فارسي منتشر شده توسط دانشجويان ترک زبان قشقايي دانشگاه صنعتي اصفهان، به مدير مسئولي و سردبيري ناصر محمدي،
١٨-”ياساقYasaq “: اصفهان،
١٩-”ياشارYaşar “: شيراز،
٢٠-”ياغيشYağış “: شيراز، نشريه جمعيت جوانان قشقائي شيراز،
مطالب مندرجه در نشريات ترکان ساکن در جنوب ايران نوعا در موضوعات زير اند:
الف- معرفي و آموزش زبان، خط و ادبيات ترکي و بويژه لهجه قشقائي آن؛
ب- آشنائي با تاريخ، فرهنگ، فولکلور و شخصيتهاي تورک، ترکان آزربايجان، ترکان جنوب و ترکان قشقائي؛
ج- انعکاس مسائل و مشکلات رفاهي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي روزمره ترکان جنوب؛
د- مطالبي در نشان دادن و اثبات پيوستگي ملي، تاريخي، زباني، تباري و اعتقادي ترکان جنوب و قشقائيها با نياخاک آزربايجان و ترکان آزربايجان و نيز ترکيه که مسقط الراس ترکان جنوب اند؛
ر- در خواست براي تحصيل به زبان ترکي و رسمي و دولتي شدن آن در ايران.
انتشار نشريات ترکي مذکور در جنوب ايران از هر جهت، حادثه تاريخي و ادبي بسيار مهمي است. درج اشعار و بويژه متون نثر ادبي، اجتماعي و سياسي به زبان ترکي در آنها باعث ايجاد حس اعتماد به نفس در ميان جوانان ترک ساکن در جنوب ايران گرديده است. اين نشريات همچنين از جنبه نشان دادن اين حقيقت و القاي اين باور در ميان ترکان جنوب که زبان ترکي تنها براي محاوره و شعر نيست، قابليت رسمي و دولتي شدن در ايران را دارد و تحقق اين خواست تنها مستلزم اراده و باور همه نخبگان فرهنگي مردم ترکزبان مي باشد نيز بسيار موفق عمل کرده اند. در باره نشريات ترکي منتشر شونده در جنوب ايران، همچنين نکات زير قابل توجه اند:
١- تعداد و تيراژ اين نشريات به هيچ وجه متناسب با جمعيت ترکان جنوب ايران، سنگيني و اهميت آنها در تاريخ و فرهنگ ملت ترک و همچنين گسترش سياست تشديد شده فارسسازي دولتي در کشور نمي باشد.
٢- اين نشريات مانند نشريات ترکي منتشر شده در ديگر مناطق ايران از مشکلات بسيار مالي (کاغذ دولتي)، مميزي (لغو مجوز، اعمال سانسور بر مطالب مندرجه)، و محدوديتهاي زباني (اعمال محدوديت در نسبت مطالب ترکي به فارسي) و خطي (فشار براي عدم کاربرد الفباي لاتيني ترکي) رنج مي برند.
٣- مانند آزربايجان جنوبي و سراسر ايران، ترکان ساکن در جنوب ايران نيز نمي توانند داراي نشريه مستقل تماما ترکي زبان باشند. چاپ نشريات مستقل تماما ترکي زبان در ايران قدغن است و همه نشريات مي بايد براي دريافت مجوز و ادامه انتشار حتما به صورت فارسي-ترکي چاپ شوند.
۴- مطالب ترکي نشريات مذکور– طبق قوانين نوشته و نانوشته- نبايد از يکي دوصفحه متجاوز باشد. شيوه نامه نشريات دانشجويي نيز کاربرد نوشته هاي ترکي و ديگر زبانهاي غيرفارسي را به سقف ٢٠٪ مطالب هر نشريه محدود نموده است.
۵- بسياري از اين نشريات براي ادامه مجوز خود، مجبور به چاپ مطالبي در راستاي ايدئولوژي رسمي دولت ايران در راستاي فارسيگري و اماميگري (سنتز فارس-امامي) مي باشند. به عنوان نمونه در يکي از شماره هاي نشريه ائل سؤزو مطلبي در باره کورش هخامنشي که در فرهنگ ترکي شخصيتي بسيار ناخوشايند و سمبلي ضدملي بشمار مي رود چاپ گرديده است.
گئرچه يه هو!!!
۰۸/۱۰/۲۰۰۸
٫بير ميللتين سسي
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_1414.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.elsozu.blo…: http://www.elsozu.blogfa.com
[2] www.gotsalolka…: http://www.gotsalolka.blogfa.com،
[3] Oyan81@yahoo.c…: http://www.11008.baybak.commailto:Oyan81@yahoo.com،
[4] dariush_narrei…: http://www.11008.baybak.commailto:dariush_narrei@yahoo.com
[5] www.galajak85….: http://www.galajak85.blogfa.com
[6] galajak85@yaho…: http://www.11008.baybak.commailto:galajak85@yahoo.com،
گوروش کاپانیبدی