- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
اصلاح یا براندازی!؟ کدام یک؟! چه کسی انتخاب خواهد کرد؟! ملل یا هیأت حاکمه کشور؟! - عليرضا فرشي
بای بک، آذربايجان | یئیگؤن, ۲۲-ي زومار آی , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۰۰:۵۸ [گ.ؤ] | فارسجا, یازی و قوشوق
![]() |
. | اما، مهمترین مسئله در این میان مشخص کردن مبنای حرکت است، و این مبنا بر اساس ساختار حکومتی رایج در کشور مشخص می شود. در هر حال این ساختار از دو حالت خارج نیست، و در هر دو حالت بجز یک مسیر حرکت حقوقی راه دیگری وجود ندارد٫ یا: ۱- این ساختار حکومتی اصلاح پذیر است، و یا ۲- این ساختار حکومتی اصلاح پذیر نیست! در حالت اول باید بر اساس مبنای اصلاح حکومت حرکت حقوقی انجام گیرد، و در حالت دوم باید بر اساس مبنای براندازی حکومت حرکت حقوقی پیگیری شود. در هر حال، اصالت با حرکتهای حقوقی در قالب حقوق بشر است! اما، در هر حال پیروزی از آن فعالان حقوقی خواهد بود که مسیر حرکت را به دقت مشخص کرده اند! |
مرور کلی بر حرکتهای آزادیخواهانه، حق طلبانه، و اجتماعی صد سال اخیر ایران حاکی از عدم موفقیت قریب به اتفاق این حرکات در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. حرکات آزادیخواهانه دوران مشروطیت، حرکات آزادیخواهانه در دوران حکومت پهلویها، و حرکتهای اصلاحی و دگراندیشی در دوران نظام جمهوری اسلامی ایران نشان از آن دارد، که روشنفکران بومی هنوز تسلطی کاملی بر آنچه که حرکت می نامند و بر آنچه می خواهند ندارند. حتی اگر حرکات ملی، مذهبی، کمونیستی، و … دوران پهلوی به انقلاب ۱۳۵۷ نیز منجر شده باشد، شاهد آنیم که برآیند خواستهای براندازان حکومت پهلوی به رضایتمندی عمومی منجر نشده است!
گمان می کنم که اگر بخواهیم نظر شکست خوردگان حرکات اجتماعی را جویا شوم، بیشتر آنها از عقب ماندگی اجتماعی، فرهنگی، علمی، و … مردمان کشورشان دم خواهند زد، و از نفهم بودن، استبدادی بودن، دیکتاتورخواه بودن، و … مردمان خود گله خواهند نمود! اما، واقعیت این است که همه صفات فوق الذکر شایسته همان روشنفکران مریضی است که انتظار رهبریت حرکت از طرف مردم عوامی را دارند که حتی قادر به حل بسیاری از مشکلات خانوادگی خود نیز نیستند، چه برسد به مشکلات اجتماعی کلان! این منور الفکران منفجر الکلام همواره درگیر ذهنیات خود بوده، و در محدوده استبدادی این افکار اسیرند، و به قولی اگر گلوی ترجمه را بگیری، همه آنها خفه خواهند شد! آنها از بسیاری از واقعیات موجود در کشور خود ناآگاهند، و و با اینکه وظیفه راهنمایی و رهبریت حرکات و آگاهسازی مردم بر عهده آنهاست، از ناآگاهی مردمی گله می کنند که خود باعث آنند!
قبل از هر چیز لازم است که فعالان حق طلب را بشناسیم! اگر بخواهیم حقوقی که حق طلبان و آزادیخواهان بدنبال آن هستند را دسته بندی کنیم، در هفت حق کلی می توان آنها را شمرد:
۱- حقوق ملی و قومی اکثریت و اقلیت
۲- حقوق متقابل کودکان و بزرگسالان نسبت به همدیگر
۳- حقوق متقابل زنان و مردان نسبت به همدیگر
۴- حقوق متقابل کارگران و سرمایه داران نسبت به همدیگر
۵- حقوق سیاست مداران
۶- حقوق دینداران و بی دینان
۷- حقوق سایر موجودات زنده (حیوانات، و …)
مشخص است که تمامی حرکات اجتماعی می توانند برای مطالبه این حقوق شکل می گیرند. در احیای این حقوق اولین توجه باید به واقعیات موجود و شکافهای اجتماعی موجود در جامعه باشد. بدون تحقیق و بررسی و درک شکافهای موجود نمی توان به شناخت دقیق مشکل و تعیین گامهای حرکتی نائل شد. بجز حق اول، که مختص یک ملیت با چهارچوب ملی خاص آن ملت است، سایر حقوق در محدوده جهانی مشترک همه ملل هستند. طبیعی ترین و اولیه ترین حق در بین این حقوق، بعد از حقوق کودکان، حقوق ملی و انسانی یک ملیت است. حقوقی همچون حق تحصیل به زبان مادری، داشتن مرزهای ملی، داشتن پرچم ملی، داشتن اقتصاد ملی، داشتن پول ملی، و …! این حقوق از دوران کودکی باید تأمین شوند. اما، حقوق دیگر، بعد از گذشت زمان بر یک زن، مرد، کارگر، سرمایه دار، سیاستمدار، دیندار، و … تعلق می گیرد. ملتی که هنوز به حقوق ملی خود دست نیافته است نمی تواند دم از سایر حقوق خود بزند! اصولاً تنها حقی که به یک بیسواد ملی در خواندن و نوشتن به زبان مادریش می تواند تعلق بگیرد، حق حیوانی خوردن، خوابیدن، و آمیزش جنسی است! حقوقی که با خودفروشی، وطنفروشی، خیانت، جاسوسی، و … نیز براحتی حاصل خواهد شد. چنین افرادی برای نزدیکان خود نیز نامحرم خواهند بود!
اما، مهمترین مسئله در این میان مشخص کردن مبنای حرکت است، و این مبنا بر اساس ساختار حکومتی رایج در کشور مشخص می شود. در هر حال این ساختار از دو حالت خارج نیست، و در هر دو حالت بجز یک مسیر حرکت حقوقی راه دیگری وجود ندارد٫ یا: ۱- این ساختار حکومتی اصلاح پذیر است، و یا ۲- این ساختار حکومتی اصلاح پذیر نیست! در حالت اول باید بر اساس مبنای اصلاح حکومت حرکت حقوقی انجام گیرد، و در حالت دوم باید بر اساس مبنای براندازی حکومت حرکت حقوقی پیگیری شود. در هر حال، اصالت با حرکتهای حقوقی در قالب حقوق بشر است! اما، در هر حال پیروزی از آن فعالان حقوقی خواهد بود که مسیر حرکت را به دقت مشخص کرده اند!
این گزینه دو انتخابی، نه پیشروی ملت، بلکه پیشروی نظام حاکم قرار دارد. هیأت حاکمه کشور، باید بین این دو راه یکی را پیشروی فعالان احیای حقوق اجتماعی ملت قرار دهند. یا باید راه اصلاح را هم به نفع خود و هم به نفع فعالان اجتماعی هموار کنند و به نظرات حقوقدانان توجه نماید، و یا گزینه ای را انتخاب کنند که ضرر آن هر دوی فعالان و هیأت حاکمه را در پی خواهد داشت.
راه اول زمانی است که ساختارهای حکومتی همچون انتخابات، قوه مجریه، مقننه، قضائیه، ولایت فقیه، تشخیص مصلحت نظام، نیروی نظامی و انتظامی، سپاه و بسیج، و … اجازه اصلاح نقصهای حقوقی موجود در حکومت حاکم را می دهند، و می توان امیدوار بر این بود که با راه اندازی حرکتهای حقوقی در ۷ دسته فوق، به خواستهای حقوقی و آزادیخواهانه ملل ساکن کشور رسید.
اما، راه دوم زمانی است که فعالان اجتماعی اصلاح را غیرممکن تشخیص دهند، و در این صورت تمامی حرکتهای حقوقی موجود در جامعه در عین روشنگری و فعالیت در زمینه حقوق اجتماعی، به پی ریزی یک حرکت گسترده سیاسی دموکراسی خواه در قالب ایران، و یا استقلال طلبانه ملی بر اساس سرزمین های ملی موجود در کشور روی خواهند آورد، تا نظامی حکومتی بر اساس خواستها و معیارهای حقوقی خود ایجاد نمایند.
در هر دو گزینه فوق، تنها یک مسیر حرکتی پیش روی ملت قرار دارد، و آن حرکت در آگاهسازی مردمان از حقوق خود است. بدون این آگاهسازی هیچکدام از مبناهای اصلاحگری و براندازی موفق نخواهند بود. برای موفقیت در اصلاح کشور، این حقوق باید قدم به قدم طلب گردند، و در این حق طلبی باید همه فعالان حقوق اجتماعی در کشور دست در دست هم تلاش کرده، و به دیده حذفی به همدیگر نگاه نکنند.
قبل از هرچیز، حقوق کودکان باید بعنوان کسانی که خود قادر به حق طلبی نیستند طلب گردد. سپس، حقوق ملتهایی که توده های حرکتهای اجتماعی بر اساس ملیت آنها به راه می افتد طلب شود. تحصیل به زبان مادری جزء اولیه ترین حقوقی است که باید حتی فارسزبانان برای سایر ملل ساکن ایران طلب کنند. با احیای این حقوق، انرژی موجود در ملتهای دربند و اسیر در راه احیای سایر حقوق اجتماعی مردم ساکن فلات ایران آزاد خواهد شد و آنها با مبنی قرار دادن هویت خود، در راه رقابت اجتماعی حق طلبی با سایر ملل ساکن ایران قدم خواهند نهاد. اصولاً، این رقابت ملی لازمه هر رشد اجتماعی در کشور است. بعد از حقوق ملی، حقوق زنان بعنوان نیمه پنهان کشور باید طلب شوند! تا زمانی که زنان به حقوق خود نرسیده اند، این نیمه پنهان بعنوان چماقی برای سرکوب نیمه دیگر آن استفاده خواهد شد. چوبی که صدا نخواهد داشت، اما تن این مردم را کبود خواهد نمود. گام سوم، احیای حقوق کارگران و سرمایه داران برای آزاد شدن فکر اقشار کارگری از مایحتاج روزانه شان می باشد. حقوق دینداران و سایر موجودات زنده نیز در گامهای بعدی باید مد نظر قرار گیرند!
حقوق سیاسی تنها در جامعه ای آگاه می تواند معنی داشته باشد، که توانسته است به صورت نسبی سایر حقوق اجتماعی را برآورده سازد. در جامعه ای که اقشار مختلف درگیر سایر حقوق اولیه خود هستند، مطمئناً سیاست بدست کسی خواهد بود که اختلاف بیشتری را بتواند بین این اقشار ایجاد کند. تا زمانی که جنگ بین فارسزبانان و غیرفارسزبانان در احیای حقوق ملی وجود دارد، و فعالان حقوق فارسزبان به دیده تحقیر به غیرفارسزبانان نگاه می کنند، مطمئناً اولین صدمه از آن متوجه خود آنها خواهد شد، که می خواهند در مسیر پیشرفت اجتماعی، علمی، اقتصادی، و … این کشور گام بردارند. پیشرفت هرکشور منوط به رقابتهای انسانی و ملی موجود در آن کشور است، و بدون تعریف مرزهای ملی، زبانی و … نباید چشم امیدی به هیچ پیشرفت واقعی بست!
حق همواره پیروز است!
۲۲/۰۶/۱۳۸۷
٫بير ميللتين سسي
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_1157.azr
یازینین اینترنت آدرسی
گوروش کاپانیبدی