- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

ساقط كردن قاجارها، سياست فارس سازي دولتي و مسئله تغيير خط عربي - حميد دباغي

بای بک، آذربايجان | آراگؤن, ۱۷-ي زومار آی , ۱۱۰۰۸ اینجی ایل, چولا ۱۹:۰۰ [آ.خ] | فارسجا, یازی و قوشوق

. محمد فروغي (ماسون بزرگ، اجداد وي اصلا از يهوديان بغداد مشغول به تجارت ترياك از هندوستان و بعدها از اعضاي فراماسونري ايران بودند) ميگويد:

“من از كساني هستم كه خط ايراني [فارسي] را ناقص و داراي معايب ميدانم…. ما بايد يك مدت عوض شدن خط تركها[ي تركيه] و ابقاء خط حاليه خودمان را براي مصالح سياسي مغتنم بشماريم و استفاده بكنيم. يعني اختلاف خطي را كه بين تركهاي تركيه و تركهاي آزربايجان [ايران] حادث ميشود وسيله دور شدن آزربايجانيها از تركهاي تركيه و مزيد بينونيت بين آنها قرار دهيم. ولو اينكه بالمآل مصلحت ما هم در اصلاح ويا تغيير خط باشد.” از مكاتيب خصوصى مرحوم فروغى، مجله يغما، ١٣٢٧، شماره ٧.



حميد دباغي-٢٠٠١

چاپ شده به اختصار در مجله وارليق -تهران (۲۵- جي ايل، ، سايي ۱۳۰-۳، پاييز ۱۳۸۲)

اخيرا كميته ناظر بر نشريات دانشجوئي يكي از دانشگاههاي آزربايجان (اورميه) كاربرد خط لاتين تركي آزربايجاني را در نشريات دانشجوئي ممنوع اعلام كرده است. مروري دوباره به نوشته زيرين نوشته شده به سال ٢٠٠١ كه به موضع قوميتگرايان افراطي فارس در مقابل الفباي لاتيني تركي پرداخته است خالي از فايده نخواهد بود.

قاجارها، فارس سازي و مسئله تغيير خط

بر خلاف ادعاها و خيالبافيهاي نيما راشدان، كه به بهترين شكل عينا با كلمات خودش و تنها با صفات “موهوم، سطحي، مبتذل، توهين آميز، تحريك انگيز، تشنج آفرين، ضداصلاحات” قابل توصيف بوده و نشانگر و محصول نبود هرگونه “علم و آگاهي” صاحب اين افكار در موضوعات مورد بحث و متاسفانه تكرار و در ادامه سياست بريتانيا, صهيونيسم, فراماسون ساخته رژيم پهلوي بر شالوده “نژادپرستي”، انكار كثرت ملي ايران و در دفاع از نابودسازي تنوع ائتنيك مردم ايران هستند، به نظر بنده مقاله بسيار جالب “مشكلات آذري در ايران, داداش قاراقويونلو قزلباش”، كه در باره يكي از اساسيترين معضلات مزمن ايران نگاشته شده، آشكارا در نقد سياست دولتي انكار, امحاء گروههاي ملي و افشاي نژادپرستي و در مدافعه از قوانين بين المللي اي چون اصول حقوق بشر و آزادي و برابر حقوقي ملتهاي ايران است. مسئله ملي در ايران و منطقه بسيار پيچيده تر از آن است كه بشود آنها را با خيالبافيهاي ساده لوحانه، تئوريهاي توطئه و ادعاهاي موهوم راستهاي افراطي چپ نما، كه در واقع فروغي`ها و افشار`هاي معاصراند، تبيين و حل كرد. لازم به يادآورى نيست كه انتقاد بسيار سخيف نيما راشدان از سايت وزين گويا به سبب جا دادن به مقاله “مشكلات آذري در ايران, داداش قاراقويونلو قزلباش”، نيز در جهت حذف دگرانديشى و بر عليه آزادى انديشه و بيان و تبادل آزاد افكار و مقررات حرفه روزنامه نگارى است.

پس از انتشار مقاله “مشكلات آذري در ايران, داداش قاراقويونلو قزلباش”، از جمله مباحث آغاز شده در سايت گويا مسئله تغيير خط از عربي به لاتين در ايران است. شركت كنندگان در اين مباحثه تاكنون نظرات خود را به طور عمده در اطراف مناسب بودن و يا نبودن قبول خط لاتين براي زبان فارسي به جاي خط عربي به لحاظ سياسي و فرهنگي و يا مشكلات اجرائي اين تغيير خط از جهات مالي، فني و غيره ابراز داشته اند. اما هيچكدام تاكنون به نگرش و مسئله اصلي اي كه آغاز كننده اين مباحثه مطرح نموده است اشاره ننموده اند:بای بک

١- ساقط نمودن قاجارها، آغاز فارس سازي دولتي در ايران است:

دلايل پايان دادن به سلسله ترك و آزربايجاني قاجار و تاسيس دولت پهلوي در ايران به درستي و با اختصار در مقاله “مشكلات آذري در ايران, داداش قاراقويونلو قزلباش” ذكر شده اند. اسناد تاريخي، آرشيوهاي طراحان و مجريان اين پروژه يعني وزارت مستعمرات بريتانيا و نيز تشكيلات جاسوسي, اطلاعاتي ام. آي. ۶، خاطرات دست اندركاران اين امر مانند اردشير ريپورتر و غيره همه گوياي اين واقعيت است كه پايان دادن به حكومت تركهاي آزربايجاني در ايران و ساختن دولتي فارس از اهداف اوليه اين مراكز بود. عمليات و نيات آشكار انگلستان در اين رابطه، در آن ايام در مطبوعات ايران و كشورهاي مجاور و اروپايي نيز منعكس ميشد كه من به عنوان مثال يكي از آنها را ذكر ميكنم:

“بيز احمد شاه`ي اونا گؤره تاختدان يئنديرمه ديك كي شاهليغي دوست توتموروق. خئير، اوندان اؤتورو يئنديرديك كي قاجارلار تورك نسليندنديرلر…. احمدشاه`ي ييخماقدان مقصديميز اؤلكه ده جومهوري اوصل-ي ايداره سيني ياراتماق دئييلدي…. بلكه قولدورصيفت قاجارلاري پاك، نجيب فارس پهلوي سولاله سي ايله عوض ائتمك ايدي ….” - جليل مممد قولوزاده، “مقصد نه ايميش؟”، موللانصرالدين” ژورنالى، سايى ١، باكى، ايل ١٩٢۶. (جليل محمد قليزاده، “مقصد چه بود؟”، مجله “ملانصرالدين”، شماره ١، باكو، سال ١٩٢۶)

“Biz Əhmәd Şah’ı ona görә taxtdan yendirmәdik ki şahlığı dost tutmuruq. Xeyir, Ondan ötürü yendirdik ki Qacarlar Türk nәslindәndirlәr…. Əhmәd Şah’ı yıxmaqdan mәqsәdimiz, ölkәdә cumhuri usul-i idârәsini yaratmaq deyildi…. Bәlkә qurldursifәt Qacarları pak, nәcib Fars Pәhlәvi sülalәsi ilә әvәz etmәk idi.”

ترجمه فارسي: “ما احمدشاه را به اين دليل كه سلطنت را دوست نداريم از تخت به زير نكشيديم. خير، او را از آن جهت ساقط كرديم كه قاجارها از نسل تركند…. هدف ما از ساقط كردن احمد شاه برپا ساختن سيستم حكومت جمهوري نبود… هدف، جايگزين كردن قاجارهاي قلدرصفت با سلسله نجيب و پاك فارس پهلوي بود ….” در شماره سوم روزنامه “سلامت” چاپ گيلان ترجمه فارسى اين عبارت به شكل زير آوره شده است: “مقصد از خلع احمدشاه نه اينكه تبديل اصول اداره نظامى به جمهوريت بود. نه، نه بالله- بلكه تعويض طائفه قولدورآساى قاجاريان تركى به سلاله طاهره نجيب پهلوى فارسى بود.”

٢- ابقاء خط عربي در ايران، تدبيري در خدمت سياست آسيميلاسيون ملي است:

ادعاي مطرح شده در مقاله “مشكلات آذري در ايران, داداش قاراقويونلو قزلباش” با واقعيات تاريخي منطبق است آنجا كه ميگويد سياست رسمي دولت ايران در ممانعت از تغيير خط فارسي-عربي به فارسي-لاتين در جهت آسيميلاسيون تركهاي ايران است. سياست دولتي در جلوگيري از تغيير خط زبان فارسي از عربي به لاتين به مثابه بخشي از تدابير اتخاذ شده براي تجريد تركهاي ايران از همزبانانشان در جمهوري آزربايجان و تركيه يعني مآلا تدبيري در راستاي آسيميلاسيون ملي آنهاست. معلوم است كه يكي از مقاصد جلوگيري از تغيير خط عربي به لاتين در ايران، به تعبير “م. ع. فروغي” افزودن بر بينونيت بين گروههاي ملي غيرفارس كشور با همزبانانشان در آنسوي مرزها ميباشد. محمد فروغي (ماسون بزرگ، اجداد وي اصلا از يهوديان بغداد مشغول به تجارت ترياك از هندوستان و بعدها از اعضاي فراماسونري ايران بودند) ميگويد:بای بک

“من از كساني هستم كه خط ايراني [فارسي] را ناقص و داراي معايب ميدانم…. ما بايد يك مدت عوض شدن خط تركها[ي تركيه] و ابقاء خط حاليه خودمان را براي مصالح سياسي مغتنم بشماريم و استفاده بكنيم. يعني اختلاف خطي را كه بين تركهاي تركيه و تركهاي آزربايجان [ايران] حادث ميشود وسيله دور شدن آزربايجانيها از تركهاي تركيه و مزيد بينونيت بين آنها قرار دهيم. ولو اينكه بالمآل مصلحت ما هم در اصلاح ويا تغيير خط باشد.” از مكاتيب خصوصى مرحوم فروغى، مجله يغما، ١٣٢٧، شماره ٧.

منظور اين ايدئولوگ و نخست وزير منتخب رضاشاه، بزرگ معمار رژيم پهلوي از “بينونيت” در اين كلام وي توضيح داده شده است:

“اول اينكه بايد خرسند و خوشوقت باشيم از اينكه مبتلا به تعهداتي راجع به اقليتهاي خودمان نشده ايم و عهدا و قانونا كسي نميتواند به جامعه ملل ويا هيچ مقام ديگر از دولت ايران نسبت به اين موضوع شكايت كند…. ارمني و يهودي و نصراني [آسوري] چون عددا قليل اند كمتر محل ملاحظه اند. وليكن از سه عنصر مهم ترك و كرد و عرب نبايد غافل بود. حاجت به تذكار نيست كه مجاورت خوزستان يعني اراضي عرب نشين ما با عراق و مجاورت كردستان ما با تركيه و عراق و مجاورت تمام شمال و شمال غربي ما كه بسياري از سكنه اش ترك زبانند با تركيه، قفقاز و تركستان، موجب نگراني و بلكه مخاطره است…. براي متحدالجنس نمودن ايران، بهترين كارها نشر معارف فارسي و ايران است. اما آنهم نه بطوريكه محسوس شود كه ميخواهند آنها را فارس كنند….. اقليتهاي ما مايه ادبي و معارفي ندارند.” محمد فروغى يغما، شماره ٧، مهرماه ١٣٢٩، سال ٣.

“محمود افشار” از ايدئولوگهاي ايراني نژادپرستي (خود و خانواده اش از عمال و هميشه در خدمت سياست استعماري بريتانيا و بعدها آمريكا بوده اند) در رابطه با جلوگيري از تسهيل امر نگارش و خواندن و نوشتن به زبانهاي ملي غيرفارسي ايران، پس از تشريح عقايد خود در باره عدالت، آزادي و دمكراسي چنين ميگويد: “اگر افرادي سخن از عدالت، آزادي و دمكراسي بين الملل ميرانند كساني هستند كه يا ديگران را گول ميزنند يا خود گول خورده اند. ايرانيان دارنده چنين عقايدي فريب خوردگان هستند و خارجيان اظهار كننده چنان عقايد فريب دهندگان…. اينها سرودهاي استعمار و نغمه هاي استثمار است كه به گوش خوشباوران خوش ميآيند. چنين بوده، چنين است و چنين خواهد بود….. تنها فايده اي كه براي تدريس زبان تركي در دبستانها و رواج رسمي آن در ادارات ميتوان تصور نمود سهولت براي كودكان و مردم است…. زبان تركي يكي از عناصر مهم مليت بلكه مهمترين آنهاست…. اگر مردم آزربايجان توانستند روزنامه هاي تركي را به آساني بخوانند و به تركي چيز بنويسند و شعر بگويند ديگر چه نيازي به فارسي خواهند داشت؟….. به همين ملاحظات نگارنده با آموختن پنج دقيقه زبان تركي هم در مدرسه يا دانشگاه آزربايجان مخالفم. تركي در ايران از تركتازي به وجود آمده است. اين زبان در چند قرن پيش به طور مهاجم وارد كشور شده و قسمتي از خاك وطن عزيز ما را گرفته است و هيچگاه لهجه بومي نيست و زبان ملي نتواند بود. مهمان ناخوانده و مزاحم است. مهماني است كه به ناموس وطن دست درازي كرده است….. و با مقدرات ملت هم اكنون بازي ميكند….. ميخواهم آموزش فارسي را اجباري و مجاني و عمومي نمايند و وسائل اين كار را فراهم آورند….. براي من ترديدي نيست كه بي هيچ زحمت و دردسري براي هيچ كس و مخالفتي از هيچ كجا به مقصود خواهيم رسيد، بي آنكه آزربايجانيها احساس كرده باشند بعد از پنجاه سال به زبان فارسي ….. صحبت خواهند كرد….. بايد حتما اينكار به دست خود آزربايجانيها صورت گيرد….. مطلب از دو حال خارج نيست: يا آزربايجاني ايراني هست، يا نيست. اگر هست ترك نميتواند باشد….. آزربايجانيان بايد خودشان پيشقدم شده و زبان ملي خود را [منظور نگارنده لابد فارسي است!!] رواج دهند تا كم كم تركي كه خارجي است برود.” “يگانگى ايرانيان و زبان فارسى”، دكتر محمود افشار، مجله آينده، سال ١٣٧٧، تهران.

به عنوان مثالي ديگر در راستاي پروژه بينونيت افزائي كه عدم تغيير خط از عربي به لاتين نيز بخشي از آن است، عباس اقبال آشتياني” از طراحان سياست زباني دولت ايران دائر بر امحاء زبانهاي ملي كشور، پس از آنكه در نوشته اي از خواست دمكراتيك احياء و تقويت زبانهاي ملي ايران و اهميت دادن به زبانهاي غيرفارسي به روشي راشدان گونه با تعبيرات “جنبش مصنوعي، خطر بزرگ، نهضت دروغي، شجره خبيثه، نيرنگ و افسون، عاري از هر گونه نجابت و اصالت و شرافت، خيال خام، عجيب و مضحك، شوم و ناساز، حركتي مذبوح و ابلهانه، افكار شوم، بازي مفتضح، توليد كننده اشمئزاز و انزجار كه توسط تخمهاي فاسد خارج كشور، اذهان آلوده به اغراضي خاص، دشمنان سفسطه كار، هرزه درايان بيخبر، مشتي تيره دل در پي هوي و هوس كودكانه، بازيگران بيهنر، محقق نمايان مغرض…” ياد ميكند (و اينهمه در يك مقاله!!!) در ترسيم سياست زباني دولت ايران، سياست انكار و امحاء چنين ميگويد:بای بک

“آمديم بر سياست زباني كه دولت بايد در داخله ايران معمول و مجري دارد…. در باب دو زبان عربي و تركي ….. دولت بيش از همه بايد در يك امر بسيار مواظب و شديدالعمل باشد…. مخصوصا مامورين او نبايد بگذارند كه هيچ روزنامه و كتاب و مجله اي كه به اين زبانها در خارج از ايران منتشر شده …. داخل كشور و در بين مردم بخصوص اطفال مدارس منتشر گردد.” عباس اقبال آشتيانى. مجله يادگار، سال دوم، شماره هاى ٣ و ۶، سال ١٣٢۴.

٣- مسئله تغيير خط، مسئله تمام ملتها و زبانهاي ايران است:

مباحثه كنندگان محترم بنا به عادت مالوف مساوي شمردن ايران و فارس، كه مسائل ادبي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي ايران را فقط از جنبه اين گروه ائتنيك مورد ارزيابي و بررسي قرار ميدهد، به مسئله تغيير خط نيز فقط از جنبه زبان فارسي پرداخته اند. حال آنكه مسئله تغيير خط براي زبانهاي غيرفارسي ايران كه متكلمين به آنها حدود شصت در صد از جمعيت ايران، يعني اكثريت مردم اين كشور را تشكيل ميدهند نيز مطرح و حتي داراي اهميت مضاعف است. مسائل زباني ايران منحصرا عبارت از مسائل زبان فارسي نميباشد.

اتخاذ الفباي لاتين به جاي عربي در ايران، به دليل آوائي بودن الفباي لاتين، باعث ثبت و بگارش زبانهاي ملي ايران، يعني زبان اكثريت مردم با سهولت و دقت بسيار ميشود، امري كه الفباي عربي فعلي از انجام آن بكلي عاجز است. علاوه بر اين نگارش و تسهيل امر تعليم و تعلم به اين زبانها و در نتيجه شكوفائي ادبياتشان تاثير بازدارنده مثبتي بر روند فعلي كه عبارت از مرگ تدريجي تمام زبانهاي غيرفارسي است خواهد داشت. آشكار است كه اتخاذ تدابيري و كوشش براي حفظ و گسترش زبانهاي در حال مرگ، اين ميرث گرانبهاي مشترك بشريت يكي از مبرمترين و شريف ترين وظائف جامعه آگاه و فعالين دموكرات سراسر جهان (البته به جز برخي راستهاي افراطي بعضا چپ نما) ميباشد . (اشاره به نيما راشدان، رونامه نگار وابسته به جريان قوميتگرايى افراطى فارس).

۴- فتواي ميرزا فضل الله مجتهد اورميه اي

نيز اين تثبيت مقاله كه مصلحين و روشنفكران ترك و آزربايجاني ايران، مدافع و پيشگام تغيير خط از عربي به لاتين بوده اند صحيح است. علاوه بر ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ابولقاسم آزاد مراغه اي كه از پيشگامان و اصرار كنندگان اين امر بشمار ميروند، ميتوان از آيت الله اورميه اي حاجي ميرزا فضل الله مجتهد نام برد. اين آيت الله ترك آزربايجاني در فتوايي كه در سال ١٢٩٧ داده است چنين ميگويد:بای بک

“تغيير در خط كتب يا اختيار خطي جديد مطلق جايز است بلا اشكال. بلكه هر گاه موجب تسهيل تعليم و تعلم و تصحيح قرائت بشود راجح خواهد بود. اگر كسي توهم بكند كه اين تغيير تشبه به اهل خارجه است و جائز نيست، اين توهم ضعيف است، كه اينگونه تشبيهات حرام نيست و الا استعمال سماور بايد جائز نباشد.” (جريده اختر، سال ١٢٩٧ ، شماره ٢٢).

دقيقا در مخالفت با سياست زباني انكار, امحاء دولت و براي حفظ و گسترش زبانهاي ملي ايران است كه امروزه نشريات تركهاي ايراني در جوامع دمكراتيك خارج از كشور همه يا تماما با خط لاتيني ويا با دو خط لاتيني تركي و عربي تركي چاپ ميشوند. نشريات تركمنهاي ايراني خارج نيز به دو الفباي لاتيني تركمني و عربي تركمني چاپ ميگردند. استفاده از خط لاتين براي بگارش زبان كردي نيز كه سابقه طولاني داشته و به سالهاي دهه سي ميلادي باز ميگردد روز به روز گسترده تر ميشود. اخيرا جمعي از بلوچها اتخاذ خط لاتيني بلوچي را اعلام نموده و براي نگارش زبان لري نيز در ايران خطي لاتيني پيشنهاد شده است. و در نهايت جمعيت كنوانسيون يوروفارسي فعاليتهايي در مورد لاتين سازي زبان فارسي، دومين زبان ايران آغاز و خطي لاتيني براي زبان فارسي (اروفارسي و يا يوني پرس) پيشنهاد كرده است.

۵- الفباهاي لاتيني ملل ساكن در ايران:

براي آشنائي هر چه بيشتر با روند لاتين سازي زبانهاي ايران، خطوط لاتيني چند زبان عمده رايج در ايران را در زير ميآورم:

الفباي لاتين تركي:

A-a, B-b, C-c, Ç-ç, D-d, E-e, Ə-ə, F-f, G-g, Ğ-ğ, H-h, İ-i, I-ı, J-j, K-k, Ķ-ķ, L-l, M-m, N-n, Ñ-ñ, O-o, Ö-ö, P-p, Q-q, R-r, S-s, Ş-ş, T-t, U-u, Ü-ü, V-v, X-x, Y-y, Z-z, ‘

الفباي لاتين تركمني:

A-a, Ä-ä, B-b, Ç-ç, D-d, E-e, F-f, G-g, H-h, İ-i, I-ı, J-j, K-k, L-l, M-m, N-n, Ñ-ñ, O-o, Ö-ö, P-p, R-r, S-s, Ş-ş, T-t, U-u, Ü-ü, W-w, Y-y, Ý-ý, Z-z

الفباي لاتين كردي:

A-a, B-b, C-c, Ç-ç, D-d, E-e, Ê-ê, F-f, G-g, H-h, I-i, Î-î, J-j, K-k, L-l, M-m, N-n, O-o, P-p, Q-q, R-r, S-s, Ş-ş, T-t, U-u, Û-û, V-v, W-w, X-x, Y-y, Z-z

الفباي لاتين لري:

A-a, Æ-æ, B-b, C-c, Ç-ç, D-d, E-e, É-é, F-f, G-g, H-h, Ħ-ħ, I-i, J-j, K-k, L-l, M-m, N-n, Ñ-ñ, O-o, P-p, R-r, S-s, Ş-ş, T-t, U-u, Ü-ü, W-w, X-x, Z-z

الفباي لاتين بلوچي:

A-a, B-b, C-c, D-d, E-e, F-f, G-g, H-h, I-i, J-j, K-k, L-l, M-m, N-n, O-o, P-p, Q-q, R-r, S-s, T-t, U-u, V-v, W-w, X-x, Y-y, Z-z

الفباي لاتين فارسي:

Ã-ã, A-a, B-b, C-c, D-d, E-e, F-f, G-g, H-h, I-i, J-j, K-k, L-l, M-m, N-n, O-o, P-p, Q-q, R-r, S-s, Š-š, T-t, U-u, V-v, W-w, X-x, Y-y, Z-z, Ž-ž
BayBak, All about a Nation٫بير ميللتين سسي
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11008.baybak.com/il_11008_say_1107.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com